تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

يادش به خير زماني كه نمايشگاه كتاب رونقي داشت و در جوار آن نمايشگاه مطبوعات هم در محل دائمي نمايشگاههاي تهران برگزار مي شد به نمايشگاه مي رفتم و  هر سال چند نوبت جهت بازديد و ديدار با نويسندگان و روزنامه نگاران عازم بزرگترين رويداد فرهنگي سال مي شدم.

يك سال در برنامه هاي نمايشگاه در روزنامه اطلاعات برنامه ديدار با نويسندگان را ديده و اطلاع يافتم كه مرحوم مهدی سحابی در تاريخ معيني در غرفه  انتشارات اطلاعات حضور خواهد داشت و با علاقه هاي كه به ترجمه هايش  به خصوص مجموعه در جستجوی زمان از دست رفته مارسل پروست داشتم  در تاريخ ياد شده به ديدارش رفتم.

شلوغي غرفه و استقبال بازديد كنندگان نشان از معروفيت خاص مترجم نامدار داشت . در خلال صحبت با ايشان يك سوال سياسي هم از وي پرسيدم .سوال كردم كه :شما چه نسبتي با عزت الله سحابي داريد؟

جواب داد كه من هيچ نسبتي با وي ندارم و زادگاه من قزوين هست و زادگاه عزت الله سحابي جاي ديگري است .

متاسفانه مشاهير قزويني  فراموش شده  مثل مرحوم سحابي زياد هستند كه هيچ نشاني در زادگاهشان ندارند و بعد از مرگشان تازه مدعيان هنر وادب و فرهنگ متوجه مي شوند كه چه عزيزي از دست رفته.

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 8:44  توسط یک جهان سومی  | 

جناب حامد کبودوند در وبلاگ خود از اقدامات هواداران جنبش سبز در پاشيدن رنگ به تابلوهاي راهنمايي و رانندگي انتقاد كرده و آن را نمونه بارز ونداليسم سياسي خوانده است . در اينكه تخريب اموال عمومي و اموال اشخاص اقدامي ناپسند و زشت مي باشد بر هيچ كس پوشيده نيست ولي در جريانات حوادث بعد از انتخابات شاهد تخريب اموال مردم توسط ضابطان امنيت جان و مال مردم بوديم. امري كه مورد تاييد فرماندهي ناجا نيز قرار كرفت.

هواداران جنبش سبز در نهان دست به اين اقدامات مي زنند ولي عزيزان نيروي انتظامي و نيروهاي ضد شورش در جلوي دوربين هاي تلويزيوني  اقدام به شكستن شيشه هاي خودروهاي مردم مي كردند . اين رفتار ونداليسم منظم و سيستماتيك جهت ارعاب مردم نيست؟

جناب رئيس جمهور ظاهرا منتخب و قانوني! در مناظرات خود با كانديد ها با تهمت و افترا و تمسخر ونداليسم سياسي را به اوج خود رساندند و چهره اي نا متبوع از يك پرزيدنت  كشوري متمدن و مومن را به جهانيان نشان دادند.

تخريب اموال عمومي با مقداري پول رفع شده و قابل ترميم مي باشد و به راحتي مي توان اثرات آن را از ظاهر شهر پاك نمود ولي آبروي  رفته يك انسان را  آيا مي شود به راحتي باز گرداند.

اينگونه اقدامات كه دوست عزيزمان را بر آشفته كرده خود معلول هستند و بايد ريشه همه اين ها را  بنا به فرمايش نماينده اصولگراي مجلس ، در شخص احمدي نژاد جستجو بايد كرد . كسي كه چشمانش را مي بندند و دهان خود را باز مي كند و هرچه مي خواهد دل تنگش را به زبان مي آورد از تشبيه وزير به هلو پوست كنده كه معمولا براي خانم هاي خوشگل و ماماني به كار مي رود تا تمسخر چهره هاي سياسي  و خس و خاشاك ناميده ميليونها معترض به نتيجه انتخابات.

هواداران اين شخص هم كه از هركاري كوتاهي نمي كنند و در روز روشن و با هماهنگي قبلي عكاس و پرتاب كننده لنگه كفش  به مهدي كروبي حمله مي كنند . اگر اينها ونداليسم سياسي نيست پس چه چيزي است؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------

خاخام کشاورز

خاخام كشاورز

 

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 18:36  توسط یک جهان سومی  | 

تقديم به صخره هاي در بند

شبانهنگام ابري طلايي رنگ

بر سينه صخره بزرگ مي آرمد

و در سپيده دمان مي گريزد

و در لاجوردي آسمان شادمانه غرق بازي مي شود



اما

ردپايي نمناك در انحناي صخره پير

                               به يادگار مي گذارد

صخره،همچنان تنها

و غرق در انديشه اي ژرف ايستاده است

و به آرامي ، اشكهايش در دل صحرا جاري مي شوند........

از:لرمانتف (شاعر روس)

*****************************************************************

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 19:12  توسط یک جهان سومی  | 

سنت جیمز پارک لندن ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹

مطالعه یک خانم در فضای آزاد و هوای آفتابی پایتخت انگلیس

مطالعه در هواي آفتابي

تصوير بزرگ و واقعي در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 18:30  توسط یک جهان سومی  | 

امروز(18 مهر1388) آخرين روز نمايشگاه بين المللي رسانه هاي ديجيتال در مصلي تهران بود .قسمت شد و توانستيم روز آخر از اين رويداد فرهنگي ديجيتالي بازديدي داشته باشيم .مهمترين شاخصه بازديد از اين نمايشگاه خلوت بودن آن نسبت به برگزاري نمايشگاه كتاب بود كه اين امر باعث گشت و گذار بهتر و كيفي تر بازديد كنندگان نيز مي شد.

طبق معمول بخش آموزشي و بازيها  بازديد كننده بيشتري نسبت به ساير بخش ها داشت. در طبقه دوم شبستان  بخش بين الملل داشت وظاهرا حضور كشورهاي دوست و برادري مثل ونزئولا، كوبا ،نيكاراگوئه نسبت به ساير كشورها نمود بيشتري داشت البته غرفه آلمان هم بود كه ظاهرا مسئول آن تشريف نداشتند.

در بخش وبلاگها مي شد از اينترنت رايگان هم استفاده كرد  البته فقط از سايتهايي كه آن غرفه معرفي كرده  بود. وقتي كه خواستم وارد وبلاگ خدابخش شوم  يك خانم كه مسئول غرفه بود اخطار داد كه نمي شود از سايت هاي ديگر استفاده كرد.

از غرفه هاي جذاب مي توان  به صدا وسيما اشاره كرد كه فضاي زيادي را به خود اختصاص داده و به معرفي توليدات رسانه ملي در اين زمينه پرداخته بود.

مهمترين بخش نمايشگاه به مانند ساير نمايشگاهاهي ديگر بخش بوفه بود كه جماعت به هجوم به آن حسابي به شكم خود رسيده و باعث دعاي خير بوفه داران نيز مي شدند.

دو بخش براي اداي فريضه نماز وجود داشت كه يكي در داخل شبستان و ديگري در محوطه بود كه نمازخانه محوطه خيلي كوچك و محدود بود و بوي پاي آقايان شامه رهگذران از آن طرف را حسابي نوازش مي كرد .

**********************************************************************

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 14:38  توسط یک جهان سومی  | 

Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 15:45  توسط یک جهان سومی  | 

سنگک

نان سنگك از ديرباز در ايران كهن، پخت مي‌شد و حتي اين داستان، كه زماني در جنوب، چنان هوا گرم شد كه مردم به جاي روشن كردن تنور، خمير را روي تخته‌سنگ‌ها و زير نور خورشيد پخت مي‌كردند، و به اين ترتيب، نان سنگك به وجود آمد، راست نيست.

«يكي از پادشاهان ساساني بيمار شد و پزشك براي درمان وي دستور داد، ناني تهيه كنند كه روي ريگ پخته شده باشد.»

در چگونگي پيدايش نان سنگك، داستان‌هاي زيادي هست كه شايد از ميان ده‌تا يكي درست باشد.

شاطر داوود، در كتاب خود آورده است: «نان سنگك كه از نظر مزه، طعم و همچنين هضم آسان و سلامت، بهترين نان ايران و شايد همه دنيا باشد، از آرد مرغوب و آب خالص و نمك به دست مي‌آيد و خميرترش هم كه در تهيه آن به كار مي‌رود، از همان آرد و آب و نمك درست مي‌شود.

در پخت نان سنگك، به جاي خميرترش، جوش شيرين و يا مواد ديگر نمي‌توان به كار برد و به جز آرد گندم مرغوب، آردهاي ديگر به درد پخت نان سنگك نمي‌خورند.

تاريخچه نان بربري

فارس و ترك و گيلك ندارد؛ بسياري نان بربري را هنگامي كه تازه و برشته و داغ است، با نان و پنير و سبزي دوست دارند.

درباره اين كه چرا نام اين نان بربري است، داستان‌هاي زيادي گفته‌اند، ولي نام حقيقيِ بربري، «قلاج» است و هنگامي كه در پيِ لشگركشي ترك‌هاي عثماني، اين نان به ايران آمد، نام بربري به خود گرفت.

ناني كه نانواهاي ارتش عثماني براي سربازان مي‌پختند، با نان بربري امروز، زمين تا آسمان فرق داشت و از گندم خالص سبوس نگرفته تهيه مي‌شد.

غذاي اصلي سربازان عثماني همان نان قلاج سياه(بربري) بود كه معتقد بودند به آنان نيروي ماوراي انساني مي‌بخشد. در جشن‌ها، كشتي‌گيران و پهلوانان عثماني پيش از به ميدان رفتن، كمي از نان سياه‌مانده كپك‌زده مي‌خوردند كه نيروي‌شان دوبرابر شود.

اين باور، بعدها در ايران ماند و برخي معتقد شدند كه هرچه نان بيشتر بماند و بيات شود، به ارزش غذايي آن افزوده خواهد شد. 

بعدها، بسياري از دامداران براي تقويت دام‌هاي خود، براي نان بيات كپك‌زده، پول بيشتري مي‌دادند و معتقد بودند كه چنين ناني، هم گوشت‌آور است، هم شيرآور. ولي امروزه ، داده‌هاي پزشكي، چنين باورهايي را درست نمي‌داند و قارچ‌ها و كپك ايجاد شده روي نان مانده را براي دستگاه گوارش انسان و جانوران، زيان‌آور مي‌داند


 از:اطلاعات

***********************************************************************

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 18:46  توسط یک جهان سومی  | 

نشريه يا لثارات در شماره 18 شهريور خور خبري در مورد كانديداي بلقوه رياست جمهوري يازدهم آورده .اين نشريه از سيد حسن خميني نوه آيت الله خميني به عنوان نامزد اصلاح طلبان نام برده و با اين كار خود زمينه ساز برخورد با فرزند مرحوم احمد خميني را فراهم نموده است.

در همين راستا خبر گزاري ايرنا درست بعد از چند روز از انتشار اين شايعه از طرف ارگان انصار حزب الله و به بهانه ديدار حسن خميني با فرزند آيت الله بهشتي به نوه خميني تاخته و وي را مورد تهديد قرار داده است.

به نظر مي رسد هراس  از خانواده خميني فراتر از معمول بوده و از اينك زمينه برخورد با وي براي انصراف از احتمال كانديد شدن نامبرده چيده مي شود در حاليكه همگان مي دانند اين خانواده علاقه اي به اين مناصب نداشته اند .

از طرف ديگر خوانندگان روزنامه اطلاعات در روزهاي اخير چشمشان به جمال بلديه چي پايتخت خورده و سلسله مقالات وي را  در زمينه  مسائل پئوپلوتيك مطالعه مي كنند .

ظاهرا بعد از ناكامي قاليباف در انتخابات رياست جمهوري نهم به زعم تبليغات فوق العاده و اختلاف ناچيز 7 هزار راي وي با كانديد اصلاح طلبان پيشر (دكتر معين) باعث نشده كه اين ژنرال خلبان عطاي رياست جمهوري را به لقايش ببخشايد و از هم اكنون به فكر فتح اين منصب براي چهار سال بعد مي باشد.

قاليباف زماني در دوران رياست جمهوري خاتمي  به همراه 23 فرمانده ديگر جومونگ وار تهديد به از نيام كشيدن شمشير بر عليه منتقدان اصلاح طلب آن زمان كشيده بود

 

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 18:44  توسط یک جهان سومی  | 

اين آخوند خوشگل سابق (لقبي كه دانشجويان دانشگاه امام صادق به مهدوي كني داده بودند) زده به سيم آخر و در يك تشبيه بي سابقه خامنه اي و احمدي نژاد را بلانسبت به معاويه  زمان تشبيه نموده و از مير حسين خواسته كه مثل امام حسن  به خاطر منافع نظام و انقلاب كوتاه آمده و برود سر كار وزندگي اش .البته فرق مير حسين و امام حسن مجتبي اين است كه جناب موسوي داراي يك همسر بوده و امام حسن داراي چندين همسر بود و همين چند همسري شايد باعث شهادت وي توسط يكي از عيالات متحده شد .شايد مهدوي كني با اين توصيه خود به نوعي از راهنورد مي خواهد كه در فرصت مناسب جماعت را از شر اين سيد سيريش  نجات دهد.

اين هم اصل خبر:

آیت الله مهدوی کنی میرحسین موسوی را به تبعیت از صلح امام حسن فرا خواند. ،دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در نطق روزانه خود به مناسبت ماه مبارک رمضان با اشاره به در پیش بودن لیالی قدر گفت:« پس از ارتحال حضرت علی علیه السلام ، امام حسن (ع) ولایت را در دست گرفتند اما ایشان با توجه به شرایط زمان ، با معاویه صلح کرد. بی شک صلح حضرت کمتر از قیام امام حسین (ع) نبود.» آیت الله مهدوی کنی در ادامه با استفاده از این سیره ولایی درباره آنچه این روزها در کشور رخ داده است گفت:« با توجه به تاکید همیشگی حضرت امام خمینی بر حفظ جایگاه ولایت فقیه ، همگی باید در این مسیر گام برداریم.» او در ادامه بی آنکه نامی ببرد ، میرحسین موسوی را با لفظ بزرگان خطاب قرار داد و گفت« اگر فکر می کنند حقی از آنها ضایع شده ، گاه لازم است برای حفظ مصالح به سیره امام حسن (ع)  اقتدا کنند.»...

 

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 18:44  توسط یک جهان سومی  | 

بدور از سياست

تاريخچه سس

امروزه سس‌ها در کنار غذاهاي آماده، جا خوش‌کرده‌اند. علاقه به سس گوجه، به حدي است که در برزيل، علاوه بر غذاهاي آماده، به همراه پيتزا و ذرت بو داده هم خورده مي‌شود.


البته پزشکان و غذاشناسان معتقدند که سس‌گوجه، ارزش غذايي ندارد و جاي گوجه فرنگي تازه را نمي‌گيرد؛ چون در تهيه رب از دماي بالا استفاده مي‌شود و پوره گوجه به مدت زياد، روي آتش مي‌جوشد و داده‌هاي پزشکي نيز مي‌گويد که گوجه فرنگي به اندازه‌اي حساس است که حتي با دو نيم شدن، ميزان زيادي از ويتامين ث خود را از دست مي‌دهد، چه رسد به اين که به رب تبديل شود.

در گذشته، چيني‌ها به مخلوطي از ماهي شور، سبزيجات و ادويه‌‌ها، سس مي‌گفتند. در اوايل قرن 17، اين چاشني‌ به مالزي برده شد و در آن‌جا انگليسي‌ها با آن آشنا شدند و آن را به عنوان کالايي تجاري به انگلستان بردند و به زودي جزئي از چاشني‌هاي ضروري سفره انگليسي شد. آن‌ها با اضافه‌کردن عصاره قارچ و گردو، طعم اين چاشني‌ها را تغيير دادند.

تا اواخر قرن 18، تصور مي‌شد گوجه‌فرنگي سمي است. تا اين که در سال 1790 ميلادي يک آشپز زن انگليسي در اقدام شجاعانه‌اي از گوجه‌فرنگي در سس استفاده کرد. پيش از آن از انبه، آلو، گردو و قارچ در تهيه سس استفاده مي‌شد. برخي افراد سعي کردند از پوسته درختان يا گوشت خوک، سس‌هايي درست کنند، اما موفق نبودند. در سال 1876 ميلادي سس گوجه فرنگي به يکي از سس‌هاي اصلي رژيم غذايي مردم آمريکا تبديل شد. امروزه بيش از 97 درصد مردم آمريکا از سس گوجه فرنگي به عنوان چاشني غذا استفاده مي‌کنند.

نخستين بار، نام سس‌مايونز در کتاب آشپزي کشور انگلستان در سال 1841 ميلادي به ثبت رسيد. گفته مي‌شود نام اين سس را يک سرآشپز در سال 1756 ميلادي ابداع کرد. اين سرآشپز مي‌خواست پيروزي دوک را بر نيروهاي انگليسي که در ساحل ماهن‌(پايتخت ماينورکا) با هم جنگيده بودند، جشن بگيرد. احتمالاً نام اين سس از نام اين بندر گرفته شده است.

در سال 1833 ميلادي، آنتوني کارم گفت که نام اين سس از يک واژه فرانسوي به معناي احساس‌کردن، تلاش کردن و همچنين

به هم زدن و مخلوط کردن گرفته شده است. معناي آخر اين واژه با طرز تهيه سس مايونز، دقيقاً جور در مي‌آيد؛ بنابراين ريشه اين لغت، فرانسوي است. البته جاي تعجب دارد که «کارم»، که با اعضاي دربار ناپلئون و آشپزهاي معروفي در پاريس همنشين بود و هر روز صبح به همراه ديگر سرآشپزها، فهرست (منو) غذاهايي را که بايد آن روز تهيه مي‌شد، با تلاش زياد مي‌نوشت، نمي‌دانست که تاريخچه سس مايونز، به پيش از سال 1756 ميلادي مي‌رسد.

نام سس مايونز در حقيقت از نام دوک ماين(حاکم شمال غرب فرانسه) گرفته شده است که در سال 1593 ميلادي، رياست نشست سران کشور فرانسه را به عهده داشت. تاريخ نشان مي‌دهدکه تا قبل از جنگ آرکوس در سال 1589 ميلادي، هنوز نامي براي سس مايونز مشخص نشده بود. اين سس از آن‌جا مايونز نام گرفت که دوک ماين، پيش از شکست در جنگ در مقابل «هنري چهارم» اجازه گرفت تا خوراک مرغ خود را با سس سرد (مانند مايونز امروزي) تمام کند.

از:اطلاعات

-------------------------------------------------------------------------------------------------


Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 19:15  توسط یک جهان سومی  |