تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای


Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 18:49  توسط یک جهان سومی  | 

زماني كه اينشتاين تازه نظريه جنجالي خود را مطرح كرده بود  مدام براي سخنراني در دانشگاهها از شهري به شهر ديگر مي رفت و در اين رفت و آمدها يك راننده زيرك و زرنگ هم داشت و خود به قول معروف پشت رل نمي نشست. اين جناب راننده در همه سخنراني ها حضور موفق داشت  و همه را به دقت گوش مي كرد  و آنقدر اين كار را كرده بود كه تقريبا تمام سخنان دانشمند را حفظ كرده بود. يك روز با داشمند قراري گذاشتند كه به جاي راننده پرفسور پشت فرمان بنشيند و به جاي اينشتاين جناب راننده سخنراني كند .

ظاهرا شبيه هم هم نبودند ولي به علت عدم گسترش رسانه هاي تصويري  در آن زمان جهره حقيق اينشتاين براي مردم و مستمعين شناخته شده نبود و به همين خاطر كمتر كسي قيافه واقعي دانشمند را مي شناخت 

دانشمند معروف از يك چيز دلواپسي داشت كه اگر بعد از سخنراني  جناب راننده دانشجويان شروع به سوال بكنند  فرد ياد شده چطور جواب آنان را خواهد داد و اين نگراني درست از آب درآمد و بعد از جلسه دانشجويان شروع به سوالات مختلف از راننده كردند.

جناب راننده چند ثانيه اي تمركز كرد و به علت همنشيني با دانشمند جوان بر هوش و ذكاوتش نيز افزوده شده بود  در  جواب سوالات عجيب و  غريب دانشجويان گفت كه :«سوال هاي شما آنقدر پيش پا افتاده است كه راننده من هم مي تواند جواب همه آنان را بدهد» و جناب راننده (همان دانشمند) با خنده اي تمامي سوالات را پاسخ دادند. 

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 19:44  توسط یک جهان سومی  | 

روي صندلي راحتي يا مبل مي نشست . با تكبر و غرور سخنراني ميكرد همه را دون و پايين مي دانست معروف شده بود به اكبر شاه لقبي كه واقعا برازنده هاشمي رفسنجاني بود. رئيس جمهور بعدي ايستاده سخنراني مي كرد آداب ديپلماتيك را رعايت مي كرد  معروف به دكتر بود و در مجامع بين المللي روساي جمهور كشور هاي بزرگ به انتظارش مي نشستند در طول 8 سال رياست بر كشور ايران دوبار به ينگه دنيا رفت ونه بيشتر .در سخنرانيها رعايت ادب را مي كرد  دانشگاهي بود و منورالفكر....

.اما رئيس جمهور بعدي

 يعني فعلي:

سخنراني هايش جالب است حرف هاي جدي را با شوخي هاي زننده به خورد مخاطب مي دهد با ديدن جمعيت از خود بيخود مي شود بليط 8 سال شهريور ماه نيويورك را رزرو كرده است با زور خود را به محفل بين المللي مي رساند از در نگذارند از پنجره وارد مي شود  وقتي داغ مي كند حرف هايي مي زند كه واقعا جالب است . همين چند روز با ديدن ايرانيان مقيم خارج از كشور و خانمهاي خوش تيپ و بد حجاب چنان تحت تاثير قرار گرفت كه به حساس ترين نقطه بدن يك خام اشاره كرد (ممه رو لولو برد) آن هم با نيشخند هميشگي .ظاهرا اشاره اي از طرف اسفنديار بهش شد وگرنه كار به جاهاي باريك تر هم مي كشيد

ايرانيان جالب هستند در كمتر از 8 سال دو شخصيت كاملا متضاد را براي ساختمان پاستور برگزيدند . آيندگان از انتخاب خاتمي و احمدي نژاد در اين سرزمين تعجب خواهند كرد

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389ساعت 19:0  توسط یک جهان سومی  | 

در سوم خرداد 1376 در اخبار نيم روز شبكه سراسري خبري پخش شد كه حاكي از تبريك بازنده بزرگ انتخابات  به برنده مصاف  انتخابات بود. شيخ علی اكبر ناطق نوري با قبول شكست در برابر  دكتر محمد خاتمي  قواعد يك رقابت را رعايت نمود و از هر گونه ادعايي نيز خودداري نمود.

درست 12 سال بعد در 23 خرداد 1388 وقتي نتيجه جدال انتخاب رياست جمهوري دهم اعلام شد بازنده انتخاب  نه تنها حاضر به تبريك نشد بلكه سرسختاه و لجوجانه ادعاي بزرگي را نيز مطرح كرد و آن ادعاي تقلب بود.ادعايي كه با شرايط فعلي هيچ وقت امكان اثبات آن وجود ندارد و مدعيان تقلب نيز دليل روشن و واضحي بر ادعاي خود ندارند.

در حقيقت بعد از گذشت يك سال از اين ماجرا و آرامش ظاهري و شكننده در سطح سياسي جامعه بايد  مدعيان  تقلب جوابگوي خسارات وارده به جامعه باشند . شايد هيچ گاه فكر نمي شد كه يك اظهار نظر و  ادعا باعث تحريك احساسات ميليونها راي دهندگاني باشد كه فكر مي كردند حماسه اي ديگر نظير دوم خرداد را آفريده اند. شب 22 خرداد وقتي ساعت 11 شب شخص مير حسين موسوي ادعاي پيروزي در انتخابات را كرد كارشناسان و خبره گان عرصه سياست با تعجب به اين خبر نگريستند و اگر شخص موسوي نبود  انتظار اين امر از يك ساده لوح نا آگاه به مسائل سياسي بيشتر بود. به فرض درست بودن ادعاي تقلب بايد مسير قانوني طي مي شد كه يك نگاه ساده به ساختار قانوني انتخابات و نقش شوراي نگهبان در اين مقوله  پوچ و واهي بودن هر نوع اظهار نظري دال بر دستكاري در نتيجه انتخابات را مشخص مي نمايد  در جايي كه 7 نفر از 12 نفر اعضاي شوراي نگهبان در روزهاي تبليغات به نفع شخص احمدي نژاد سخنراني و موضع گيري مي كنند چطور مي شود نزد اينان به محكمه رفت و داد خواهي نمود.

از طرف ديگر مجموعه تحولات قبل از راي گيري نيز نشان از اقبال لايه هاي زيرين جامعه به شخص احمدي نژاد داشت  زماني كه محسن رضايي نمودار فلاكت را در مناظره تلويزيوني به رقيبش نشان مي داد در واقع  مي شد نتيجه گرفت كه وضع جامعه در بحران شديد اقتصادي قرار دارد و اكثريت جامعه تشنه  پول و ساپورت اقتصادي بودند و شخص احمدي نژاد با داشتن منابع عظيم مالي به واسطه در اختيار داشتن دولت  و خزانه مركزي به راحتي توانست راي هاي لازم را خريداري كند و احتياجي به تقلب نبود.

مردم ايران دو دوره به سيد خندان و اصلاح طلب راي دادند چون احساسي ديگر داشتند ولي احمدي نژاد با سياست هاي غلط اقتصادي و موضع گيري هاي جاهلانه در عرصه سياست بين الملل چوب حراج بر موفقيت هاي مالي دوران طلايي اصلاحات گذاشت و چندان مردم را در فشار اقتصادي گذاشت كه بيچارگان تشنه سهام عدالت و افزايش سرطاني حقوق در شب انتخابات شدند . حاكميت دولت نهم از لحاظ ساختاري لطمه شديدي به طبقه متوسط جامعه وارد ساخت و طبقه اقتصادي  پايين جامعه را وسعت بخشيد و از تعداد متوسط هاي جامعه كاست كه اين موجب پيروزي در عرصه انتخاب دهم شد چه آنجايي كه طبقه متوسط قوي بود راي موسوي بيشتر بود ( در سطح شهرهاي بزرگ)

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 19:47  توسط یک جهان سومی  | 

ظاهرا بعد از دفع فتنه  اينبار احمدي نژاد سراغ عملي كردن يكي از وعده هاي انتخاباتي خود رفته و با استفاده از مقام خود در شوراي عالي انقلاب فرهنگي  كنترل دانشگاه آزاد را خواستار است. دانشگاهي كه  از مدت تاسيس تا كنون جوابگوي هيچ مرجع قانوني نبوده و بصورت مجمع الجزاير مستقل عمل نموده است .در حقيقت دانشگاه آزاد يك امپراطوري وسيعي است كه كنترل و  هدايت آن آرزوي شخص جاه طلبي مثل احمدي نژاد است . شخص احمدي نژاد در طول پنج سال زمامداري اش در راس قوه مجريه نشان داده كه از هيچ اقدامي جهت گسترش  نفوذ خود بر اركان حاكميت كه تحت كنترلش نيست ابايي نداشته و دوست دارد نهاد هاي خارج از تسلط خود را به نوعي به چالش بكشاند . 

استفاده از عناصر خياباني كه در مواقع ضروري بدترين اهانت ها را به هر شخص و نهادي ابراز مي دارند  به علاوه تهديد  افراد و سازمانهاي مخالف نظر شخص رئيس جمهور در روزهاي اخير نمود بيشتري داشته و ظاهرا اعتراض 200 نفر در مقابل مجلس و تهديد نمايندگان باعث عقب گرد 180 درجه اي مجلس شد و نمايندگان با نهايت ادب با مصوبه  دومشان اعلام كردند : ما..........خورديم كه طرح قبلي را تصويب كرديم .


Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم تیر 1389ساعت 21:1  توسط یک جهان سومی  | 

در سال 1931 چارلي چاپلين،اينشتين را به بازديد خصوصي از پشت صحنه فيلمش دعوت كرد(فيلم روشنايي شهر). همانطور كه اين دو مرد معروف  در داخل شهر به سمت محل فيلم برداري ميرفتند جماعت براي آنان دست تكان مي دادند و هورا مي كشيدند.

چاپلين رو به اينشتين كرد و گفت : مردم برايت كف مي زنند و هورا مي كشند  چون هيچ كس حرف هاي تورا نمي فهمد ، ولي مرا تحسين مي كنند چون همه كارهاي مرا درك مي كنند

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 19:55  توسط یک جهان سومی  | 

شجاع الدين شفا دار فاني را وداع گفت اين مورخ  صاحب نام  را با خواندن كتاب هاي سه گانه  دانته : بهشت-برزخ و جهنم  شناختم و الحق كه ترجمه شفا بهترين ترجمه براي اين آثار ارزشمند است . البته مرحوم شفا متن سخنراني محمرضا پهلوي (شاه سابق ايران) در جشن هاي 2500 ساله را هم نوشته بود آنجا كه شاه مي گفت: كورش تو بخواب  ما بيداريم 

 

انتقاد بي سابق نويسنده روزنامه اطلاعات از جناب احمدي نژاد.

اين رئيس جمهور ما خيلي آدم جالب و باحالي است و مقدار 180 درجه با همه فرق مي كند از وزير  و وكيل گرفته تا كارگر و بنا و پرزيدنت . مسلما نمونه اش را در هيچ جاي دنيا يافت نتوان .آنقدر حرف هاي جالب مي زند كه روزنامه خواب آلود و شديدا محافظه كار اطلاعات هم به اين بنده خدا گير مي دهد.

اين هم متن يادداشت 28/1/1389

 

مش ماشالله و جعبه جادو

مش ماشاالله، همشهري ساده‌دل ما، خودش مي‌گفت وقتي اول بار در خانه يكي از اعيان شهر، جعبه نوراني‌اي ديدم كه درونش پرندگاني بودند و آواز مي‌خواندند، مات و مبهوت شدم. حتي كمي هم ترسيده بودم و هيچ نمي‌گفتم تا اينكه صاحبخانه لحظاتي از اتاق بيرون رفت، دويدم و پشت تلويزيون را نگاه كردم. ديدم سيم است و ديوار.

اما وقتي نشستم و صاحبخانه برگشت به اتاق، دوباره باورم نشد كه درست ديده‌ام. لحظه شماري مي‌كردم كه صاحبخانه دوباره بيرون برود و وقتي رفت، اين بار سعي كردم دقيق‌تر ببينم كه چطور هم پرنده در آن است هم موج دريا! اين بار پشت تلويزيون را با دقت بيشتري ديدم و حتي با دست لمس كردم. بعد سعي كردم كه از درز جعبه چوبي‌اش، درون آن را ببينم؛ فقط يك نقطه نوراني پيدا بود. بلافاصله در جاي خود نشستم تا صاحبخانه نفهمد كه در غيابش فضولي كرده‌ام. همين طور مات و متحير بودم تا اينكه تلويزيون ماري نشان داد وحشت‌زده شدم ولي گمان كردم كه جواب معما را يافته‌ام و اين حتماً جعبه‌مارگيري است، اما مار ناپديد شد و فيل بزرگي به جاي آن آمد. مطمئن شدم كه فيل ديگر درون اين جعبه جا نمي‌شود و حتماً كاسه‌اي زير نيم‌كاسه هست!

براي ما كه از وقتي چشم باز كرده‌ايم، تلويزيون كنارمان روشن بوده، اين خاطره مش ماشاالله خنده‌دار مي‌نمايد اما تصور كنيد كه از وجود چنين پديده‌اي بي‌خبر بوديد و مثلاً در سن چهل سالگي ناگهان با چنين مصنوع عجيب‌الخلقه و محيرالعقولي مواجه مي‌شديد، چه عكس‌العملي نشان مي‌داديد؟ وحشت نمي‌كرديد؟ يا پنهانكي پشت آن را نگاه نمي‌كرديد؟ راستش را بخواهيد من كه هنوز، در عصر فراتكنولوژي، هر وقت تنها باشم، گاهي همين كار را مي‌كنم. هميشه نه، اما مثلاً وقتي پاي تلويزيون نشسته‌ام و مصاحبه‌اي پخش مي‌شود كه گوينده مي‌گويد بيكاري كم شده و جوانان تحصيلكرده ما زمينه فعاليت دارند و عرصه‌ها برايشان باز است، آهسته مي‌روم پشت اين جعبه جادو و در پس ديوار، همچنان موج بيكاري را مي‌بينم. دختركان كم سن و سال و پرتعدادي كه تقريباً سر همه چهار راه‌هاي شهر، به اصرار مي‌خواهند آدامس و شكلات بفروشند و ناني به كف آورند، جوان‌هاي بيكاري كه در خيابانها رهايند و خيلي‌هاشان از سر بيكاري و بي‌ساماني به اعتياد و بزهكاري رو مي‌آورند. آدم‌هاي آبرومندي كه به هر كس كاري و مشغوليتي دارد، اصرار و حتي التماس مي‌كنند كه جايي براي آنها بيابند...

وقتي مصاحبه شونده مي‌گويد در اين كشور 150 ميليون نفر مي‌توانند راحت زندگي كنند، باز به پشت تلويزيون مي‌روم و آنجا مي‌بينم كه همين جمعيت 75 ميليوني راحت زندگي نمي‌كند. دست‌كم يك سومش زير خط فقر است. در خيابان‌هاي شهر، جاي سوزن انداختن نيست و بسياري از مردم همچنان در پي يافتن شغل و درآمدي به تهران و شهرهاي بزرگ هجوم مي‌آورند...

وقتي گوينده به زبان ساده مي‌گويد كه مگر غربي‌ها كه 2 بچه دارند و كنترل جمعيت كرده‌اند به سعادت رسيده‌اند كه ما از آنها ياد بگيريم، اول مي‌پندارم كه درست مي‌گويد چون غربي‌ها هم به سعادت نرسيده‌اند. مي‌روم هزاران كيلومتر پشت تلويزيون و نگاهي به آن سرزمين‌ها مي‌اندازم، با خود مي‌انديشم كه اگر منظور از سعادت، سعادت معنوي است كه اساساً معنويت به تعداد نفوس و كثرت زاد و ولد ارتباطي ندارد و اگر منظور سعادت مادي و رفاهي است كه كسي شك ندارد كه وضع آنها بهتر از ماست، هم وضع معيشت و هم آموزش و هم بهداشت و هم حمل و نقل و هم بهره‌مندي از امكانات و مواهب زندگي، چرا فكر كنيم كه هركس موضوعي را با شكل استفهامي پرسشي سئوال كرد، حتماً بايد بگوييم نه! معلوم است كه وضعشان بهتر از ماست.

وقتي مي‌شنوم كه صادرات غيرنفتي در اين دوره 3 برابر شده است باز تعجب مي‌كنم كه چطور ممكن است طي 4 ـ5 سال صادرات 3 برابر شود. ناگزير دور و برم را نگاه مي‌كنم و دوباره دزدكي مي‌روم پشت اين جعبه جادو. در آن سو مشكل حل مي‌شود. چون همه چيز، جز نفت خام، غيرنفتي محسوب مي‌شود از جمله مشتقات نفتي و پتروشيمي. قيمت نفت در اين چند سال 3 برابر شده و لاجرم درآمد ما همچنان كه از نفت خام 3 برابر شده، از محصولات حاصل از نفت هم 3 برابر شده و اين آمار پشت تلويزيون است و نه در آن.

گوينده مي‌گويد ما مرزهاي دانش را در نورديده‌ايم و اينك در جايگاه برترين‌ها هستيم. دوباره آن سوي تلويزيون را مي‌بينم: نهضت سوادآموزي آمار مي‌دهد كه هنوز 15 درصد جمعيت بالاي 6 ساله كشور، بيسواد مطلقند. سرانه مطالعه در كشور كمتر از 20 دقيقه است. افت تحصيلي بيداد مي‌كند و 2 ميليون كودك واجب‌التعليم مدرسه نمي‌روند...

تلويزيون مي‌گويد در اين دوره، در اجراي سياست‌هاي اصل 44 جهشي بزرگ داشته‌ايم و بيش از 60 هزار ميليارد تومان سهام كارخانه‌هاي دولتي از طريق بورس واگذار شده، اما در آن سو، رئيس كميسيون ويژه نظارت و پي‌گيري اصل 44 مي‌گويد كه بيش از نيمي از اين ميزان از طريق بورس نبوده و به عنوان سهام عدالت واگذار شده و از كل واگذاري‌ها تنها 12 درصد به بخش خصوصي واقعي بوده است.

تلويزيون مي‌گويد حجم دولت كوچك شده است، اما در پشت آن، همان مسئول مي‌گويد اگر دولت كوچك شده بود، لازم نبود بودجه انبساطي به مجلس ارائه دهد در حالي كه بودجه سال 89 كاملاً انبساطي است.

جعبه جادو مي‌گويد سياست‌هاي اقتصادي دولت با شتاب ادامه مي‌يابد و همچنان در بخش كشاورزي رشد مي‌كنيم و توان صادراتمان 100 ميليارد دلار است، اما در آن سوي تلويزيون، نرخ رشد اقتصادي ـ مهمترين شاخص اقتصاد ـ كه قرار بود، طبق برنامه، پارسال 8 درصد باشد كمتر از 5/1 درصد شد، بازار انباشته از سيب مصري و سير چيني و برنج هندي و بادام آمريكايي است و آمار واردات 3 برابر صادرات بوده است.

از اين همه تفاوت و اين حجم تناقض كه خسته مي‌شوم، كانال تلويزيون را عوض مي‌كنم. گوينده تندرو ديگري همگان را جز آنان كه مانند او مي‌انديشند، از دم فتنه‌گر مي‌خواند. وقتي به آن سوي تلويزيون مي‌روم مي‌بينم كه مردم از فتنه بيزارند اما جامعه را دوقطبي نمي‌بينند. دلشان نمي‌خواهد كسي خط‌كش بردارد و آنان را دو نيمه كند. هركس در انديشه فتنه باشد از نگاه مردم مطرود است اما هر كس انديشه‌اي متفاوت داشته باشد و با دلسوزي آن را بيان كند را فتنه‌گر نمي‌دانند، هركس با نرمش سخن بگويد را در پي توطئه نرم نمي‌دانند. مردم هر كس خدمت كند و صادق باشد را دوست دارند و از هركس خيانت كند و دروغ بگويد بيزارند. هركس با نيت اصلاح، انتقاد كند را دشمن نمي‌پندارند. خادمان را در هر دولتي دوست دارند و سپاس مي‌گويند و فتنه‌گران واقعي را منفور مي‌دانند. مردم، برخلاف بسياري سياست پيشه‌گان، اعتقاد ندارند هر دولتي كه دوره‌اش تمام شد، اعضايش فتنه‌گرند. همان جوان شهرستاني كه از ديدن رئيس جمهور امروز، صادقانه اشك شوق مي‌ريزد از ديدن رئيس جمهور سابق نيز خالصانه سرشار از شعف و شور و غرور مي‌شد. مردم مرزشان مرز خدمت و صداقت است و به جنجال رسانه‌اي و هوچي‌گري و غوغا و مرزبندي‌هاي سياسي و جناحي كاري ندارند. براي مردم چه فرقي مي‌كند كه خادم، اصول‌گرا باشد يا اصلاح‌طلب؟ اينها را مي‌شود در پس تلويزيون ديد و نه در پيش آن.

مش ماشاالله بيچاره، آن زمان، در دهه 30، در پشت تلويزيون چيزي جز ديوار و يك تكه سيم نديد و عمرش كفاف نداد تا ببيند نسل امروز به مدد تكثر و فراگيري رسانه‌ها و شكستن انحصار اين جعبه جادو، آن سوي ديوار تلويزيون را مي‌بيند و مي‌بيند آن چه را كه واقعيت و عينيت و حقيقت دارد اما به اين جعبه راهي ندارد...

 

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 20:24  توسط یک جهان سومی  | 

چه بسيارند واعظان مرگ ! جهان پر است از كساني كه بايد به آنان گفت «از زندگي روي بگردانيد » زمين پر است از طفيلاني كه زندگي را تباه كرده اند . رواست كه در دل زندگي ابدي فرو افتند تا از اين زندگي فرا روند.

نداي واعظان مرگ در همه جا پيچيده است و دنيا  پر از كساني است كه بايد به مرگ يا جستجوي زندگي جاودانه اندرزشان داد.

 

چنين گفت زرتشت

 

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اسفند 1388ساعت 7:53  توسط یک جهان سومی  | 

در اين جامعه سياست زده ايران هر جا مي روي صحبت از تحولات روز و اشاره به حوادث بعد از انتخابات  است. در ميهماني ها هم معمولا اشاره به اين حوادث مي شود چندي قبل در يك مهماني خانوادگي صحبت از تحولات روز شد و يكي از سينه چاكان رئيس جمهور با دفاع از عملكرد و زحمات صادقانه شخص احمدي نژاد در مقايسه اي عجيب وي را با امير كبير مقايسه نمود.

مرحوم امير كبير اگر كينه درباريان اجازه مي داد مي توانست منشاء خدماتي عظيم و شگرف باشد خوب قسمت نشد و جامعه ايران از پياده شدن افكار اين اصلاح گر بزرگ محروم شد ولي امير در مدت كوتاه صدارت خود به يك اصل مهم خيلي پايبند بود و آن جدايي دخالت روحانيون در امور مملكت و اين عقيده وي باعث كينه شديد امام جمعه تهران از امير شد و در نهايت باعث شهادت امير گرديد.

در حال حاضر مقايسه امير با احمدي نژاد ظلمي بزرگ به شخص اميركبير مي باشد شايد بهترين گزينه براي قياس رئيس محترم قوه مجريه با شخصي كه در تاريخ ايران سهمي به سزا داشته حاج ميرزا آغاسي مي باشد كه شرح شيرين كاريهايش را مي توان در كتاب خان ملك ساساني مطالعه كرد.

يكي از كارهاي فلاكت بار آغاسي اين بود كه چون به آب شور علاقه اي نداشت استفاده از درياي خزر را به روسها واگذار كرده بود و چون همين شازده به ساخت توپ جنگي علاقه داشت(با خرج هزينه هاي هنگفت مانند بحث انرژي هسته اي) دو عدد توپ در غازيان و انزلي گذاشته بود تا جلوي حمله احتمالي جهاز روسها گرفته شود . آغاسي به ساخت قنات هم علاقه زياد داشت و بسياري از قنات هاي ايران در زمان وي كنده شده است .

 

شاعري شيرين سخن در وصف اقدامات آغاسي شعري سروده بود به اين مضمون:

  

نگذاشت به ملك شاه حاجي درمي    

                                                    شد خرج قنات و توپ هر بيش و كمي

نه حاصل دوست را از آن آب نمــي

                                                  نه خاطر خصـــــــم را از آن توپ غمي

 

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 18:53  توسط یک جهان سومی  | 

از كرامات شيخ ما(دولت نهم و ايضا  دهم):

تعطيلي 75 درصد از صنايع استان مازندران .

تا وقتي حاضر به پذيرش وجود مشكلي نباشيم، براي حل آن هم قدمي برنخواهيم داشت

به عبارتي وقتي ضعفي را انكار مي‌كنيم كه يا راهي براي رفع آن نداريم و يا مي‌خواهيم به آن ميدان بيشتري دهيم و ضعيف‌ترش كنيم. اين مصداق صنايع بحران‌زده كشور است كه شواهد كافي براي اوضاع نابسامان آن وجود دارد و قابل انكار نيست.

آن‌گونه كه فعال اقتصادي مازندراني اعلام مي‌كند، اگر واحدهاي توليدي مشكلي ندارند، پس معوقه‌هاي 40 هزار ميليارد توماني در سامانه بانكي از كجاست؟ آيا واحدهاي توليدي صنعتي ما موجودي دارند و عمدا از پرداخت بدهي سر باز مي‌زنند؟

بهروز صادقي كه رياست كميته صنعت و معدن اتاق بازرگاني مازندران را هم عهده دار است، به همشهري مي‌گويد: بايد بپذيريم كه صنايع كشور در وضعيت بحراني است و بايد به كمك آن برويم؛ بحراني كه هيچ حاشيه امني در بخش خصوصي ندارد و مثل خوره به جان تك‌تك واحدها در سراسر كشور افتاده است.

اگر چه وزير صنايع حاضر به پذيرش مشكلات جدي در اين حوزه نيست و رئيس دولت هم ميزان توليد فعلي صنايع را 40 درصد اعلام و اين مشكلات را ناشي از بحران اقتصادي جهاني ذكر كرده است؛ اما نماينده مردم مازندران در مجلس، وضعيت واحدهاي توليدي و صنعتي اين استان را نابسامان‌تر از اين اعداد و ارقام ذكر مي‌كند.

به گفته علي اصغر يوسف نژاد ، فعاليت واحدهاي توليدي در اين استان به‌ويژه درشهرك‌هاي صنعتي به كمتر از 25 درصد رسيده است و هر روز اين ميزان كمتر مي‌شود.

وي از وجود ظرفيت خالي 75 درصدي در توليد اين استان خبر داده و وزير صنايع و معادن را ملزم به پاسخگويي در اين زمينه مي‌داند. رئيس كميته صنعت و معدن اتاق بازرگاني مازندران نيز 99 درصد از صنايع اين استان را خصوصي مي‌داند و بر اين باور است كه اثرات ناشي از اين ركود سال آينده نمايان‌تر مي‌شود.

به اعتقاد وي، اگر در سال‌جاري راه حلي براي نجات توليد از ركود و بحران نداشته باشيم، انباشت خسارت و زيان را بيش از امسال، در آينده خواهيم ديد.وي تاكيد مي‌كند بايد از امروز براي بحران سال آينده تدبيري بينديشيم.

عضو اتاق بازرگاني و صنايع و معادن استان مازندران، از ركود تورمي بازار، نبود صادرات و بسته بودن اعتبارات بانكي به‌عنوان نشانه‌هاي فعلي ركود توليد اشاره مي‌كند؛ مواردي كه علي‌اصغر يوسف‌نژاد آن را ناشي از عدم‌گردش مالي كارخانجات به‌دليل توليد پايين دانسته كه خود باعث كاهش رشد اقتصادي، افزايش بيكاري و كاهش توليد شده است.

يوسف نژاد كه سخنگوي كميسيون صنايع و معادن مجلس نيز هست، دستگاه‌هاي دولتي مربوطه را ملزم به پاسخگويي درخصوص روزگار بحراني توليد مي‌داند.معوقات بانكي صنايع استان مازندران به گفته صادقي در حدود 2 هزار و 800 ميليارد تومان است اما نماينده مجلس تاكيد مي‌كند وقتي توليد كاهش يافته است، كارخانجات پولي كسب نكرده‌اند كه بخواهند معوقات را پرداخت كنند.

صنايع تبديلي، فلزي، فرش، سلولزي و مواد غذايي به گفته 2 مسئول مازندراني، صنايع بحران‌زده اين استان هستند كه به اعتقاد صادقي، تازه اين روزگار خوب آنهاست و اگر فكري برايشان نشود، بايد منتظر زيان‌هاي بيشتري در آينده باشيم.

منبع:همشهري آنلاين

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم دی 1388ساعت 18:3  توسط یک جهان سومی  |