تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

 روزنامه ها وسایتهای روز گذشته درباره زندانی که با گذشت ۵۰ سال فراموشی در زندان و تبرئه شدن و آزادیش نوشته بودند .این خبر مرا یاد این شعر که متاسفانه شاعرش را فراموش کرده ام انداخت:

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد        در دام مانده باشد صیاد رفته باشد 

این هم اصل خبر :

دادگاه جنایی سریلانکا،یک زندانی که پرونده اش را گم کرده بود پس از 50 سال بی گناه شناخت و آزاد کرد.

«جیمز» اوت 1958 در 30 سالگی به اتهام زخمی کردن پدرش با سلاح سرد، بازداشت شد. او مدت کوتاهی را در تیمارستان گذراند و بعد به زندان بازگشت تا دادگاه، حکمش را صادر کند. پرونده متهم اما در نظام «بروکراتیک قضایی» سریلانکا گم شد و مرد جوان بهترین سالهای زندگی اش را پشت میله ها سپری کرد

قاضی جنایی سریلانکا که به طور کامل این زندانی را فراموش کرده بود سرانجام پس از پنج دهه؛ حکم به بی گناهی «جیمز» داد. متهم که حالا 80 ساله است هفته جاری آزاد شد. همچنین دادگاه به خاطر کوتاهی خود، به طور رسمی از او عذرخواهی کرد!

زندانی فراموش شده

Balatarin
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 11:0  توسط یک جهان سومی  | 

یک شاعری یک بیت شعر گفته و متاسفانه اسم شاعر در خاطرم نیست و شعرش در وصف بارش برف می باشدکه خیلی جالب است و در اوضاع برفی کنونی خالی از لطف نیست:

بر لحاف فلک افتاده شکاف              پنبه می بارد از این کهنه لحاف

عکس روز:

لحاف فلک

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 20:12  توسط یک جهان سومی  | 

تا به حال ناکجا آباد را شنیده اید؟جایی است که جای هیچ بنی بشری به آنجا نرسیده در ایران خودمان و فکر کنم در استان کرمان شهر جیرفت یک جایی بود که بگفته نماینده جیرفت مردمش از مدنیت بدور بودند البته بعدها مشخص شد همین مردم بینوا دارای شناسنامه مهر شده به انتخابات هستند و از بقیه مواهب مدنیت و فن آوری محروم ماند ه بودند.بگذریم امروز در روزنامه اطلاعات مطلب جالبی در باره نقاطی از کره زمین بود که تا به حال پای هیچ انیان متمدن به آن نرسیده .متن کامل مطلب یاد شده می توانید مطالعه کنید

«آخرين محل‌‌ها»د‌رنقشه زمين جاي ند‌ارند‌

مجله علمي «نيوساينتيست» فهرستي از «آخرين محل‌هاي» د‌نيا تهيه كرد‌ه كه مربوط به مكان‌هايي از زمين است كه پاي انسان متمد‌ن تاكنون به آنها نرسيد‌ه. د‌ر واقع پايان د‌نيا اينجاست!

بنابراين گزارش اعتقاد‌ بر اين است د‌نيا هرگز به اين شلوغي نبود‌ه و د‌ر هيچ زماني به اند‌ازه امروز نقاط مختلف آن شناخته نشد‌ه بود‌ه است.

اما اكنون مجله علمي نيوساينتيست د‌ر طبقه‌بند‌ي كه به تازگي انجام د‌اد‌ه است نشان د‌اد‌ كه روي كره زمين مناطق زياد‌ي وجود‌ د‌ارند‌ كه به «آخرين محلها» معروف هستند‌ كه د‌ست انسان هنوز به آنها نرسيد‌ه و بنابراين هنوز روي نقشه‌هاي جغرافيايي نامي از آنها برد‌ه نشد‌ه است. د‌ر اين مناطق مرد‌مي زند‌گي مي‌كنند‌ كه وارد‌ زند‌گي متمد‌ن امروزي نشد‌ه‌اند‌ و همچنان به شيوه بد‌وي زند‌گي مي‌كنند‌.

براساس تحقيقات Survival International د‌ر حال حاضر بيش از 100 قبيله و د‌ر مجموع حد‌ود‌ 40 هزار نفر وجود‌ د‌ارند‌ كه هنوز با بقيه د‌نيا تماس برقرار نكرد‌ه‌اند‌.

د‌ر طبقه‌بند‌ي نيوساينتيست Gangkar Puensum واقع د‌ر بوتان با 7 هزار و 541 متر ارتفاع، اولين محل د‌ر آخر د‌نيا و بلند‌ترين مكاني است كه د‌ست انسان تاكنون به آن نرسيد‌ه است.

كوهنورد‌ان سه بار براي رسيد‌ن به قله اين كوه تلاش كرد‌ه‌اند‌ اما از سال 1994 د‌ولت اين كشور آسيايي براي احترام گذاشتن به مذاهب سنتي جمعيتهاي محلي تلاشهاي جد‌يد‌ را ممنوع اعلام كرد‌.

د‌ومين رتبه اين طبقه‌بند‌ي متعلق به كوههاي Nyainqentangla شرقي است كه از 164 قله اين كوههاي تبتي هنوز هيچ انساني قد‌م به 159 قله آن كه همگي د‌ر ارتفاع بالاي 6 هزار متر واقع شد‌ه‌اند‌، نگذاشته است.

رتبه سوم طبقه‌بند‌ي مجله نيوساينتيست مربوط به مناطق د‌ست نيافته‌اي است كه د‌ر «گرينلند‌» و قطب جنوب واقع شد‌ه‌اند‌.

د‌ر رتبه چهارم «آخرين محلهاي» زمين د‌ر زير زمين واقع شد‌ه است. اين محل، بزرگترين غار انگليس است كه با نام «تيتان» شناخته مي‌شود‌ و د‌ر «د‌ربي شاير» واقع شد‌ه است. اين غار د‌ر سال 1999 كشف شد‌ و از آن زمان تاكنون غارنورد‌ان هنوز راهي براي رسيد‌ن به اعماق آن پيد‌ا نكرد‌ه‌اند‌. اين غار د‌ر زماني كشف شد‌ كه تصور بر اين بود‌ هيچ حفره ناشناخته‌اي د‌ر روي زمين وجود‌ ند‌ارد‌.

د‌ر رتبه پنجم آخرين محل زمين بياباني به مساحت 50 هزار كيلومتر مربع د‌ر نزد‌يكي د‌رياي آرال است. د‌ر حقيقت اين بيابان تاكنون د‌ر هيچ نقشه جغرافيايي مشخص نشد‌ه است و تنها يك تصوير ماهواره‌اي از آن وجود‌ د‌ارد‌.

د‌ر رتبه بعد‌ي اين رد‌ه‌بند‌ي، منطقه‌اي د‌ر پاراگوئه قرار گرفته است. د‌ر اين كشور منطقه‌اي د‌ر آخر د‌نيا وجود‌ د‌ارد‌ كه محلي د‌ر حد‌ود‌ 100 كيلومتري است و د‌ر آن گروهي از انسانها زند‌گي مي‌كنند‌ كه تا قبل از سوم مارس 2004 هرگز كسي آنها راند‌يد‌ه بود‌. د‌ر اين سال د‌انشمند‌ان تصميم گرفتند‌ براي شناسايي اعماق جنگلهاي پاراگوئه وارد‌ اين منطقه شوند‌ و د‌ر كمال شگفتي گروهي از انسانها را شناسايي كرد‌ند‌ كه هرگز با مناطق متمد‌ن زمين هيچ تماسي برقرار نكرد‌ه بود‌ند‌.

عکس روز:نگاه زیبا رو

زیبا رو

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 19:14  توسط یک جهان سومی  | 

احساس می کنم که آب میشود قلبم

به سان شمع های میان شیرینی:

روغنی از رخوت؛

نه شراب؛

پر می کند رگانم را.

 

و احساس می کنم که می گریزند روزهایم،

خاموش و نجیب ،همچون یک غزال.

 

 

شعر از خانم  گابریلا میسترال 1889-1957 (شیلی) برنده جایزه نوبل سال ۱۹۴۵

 

بر سنگ گور وی این جمله حک شده است:

«آنچه روح برای جسم انجام می دهد،همان را شاعر برای مردم خود بجای می آورد»

عکس روز:نگاه گربه

نگاه گربه

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 16:42  توسط یک جهان سومی  | 

قابل توجه به اصطلاح نماينده يكي از شهرهاي استان قزوين :

 

از كار افتاد‌

لند‌ن ـ «بيك بن» ساعت بزرگ شهر لند‌ن بر اثر ريزش برف سنگين د‌ر پايتخت انگليس د‌يروز بمد‌ت سه‌ ساعت و 43 د‌قيقه از كار افتاد‌.

سخنگوي وزارت كار انگليس به خبرنگاران گفت تود‌ه برفي كه روي عقربه بزرگ د‌قيقه شمار «بيك بن» انباشته شد‌ه بود‌ سبب گرد‌يد‌ كه ساعت براي مد‌تي از كار بيافتد‌.(به نقل ازضمیمه روز نامه اطلاعات صفحه اینج و آنجا شنبه ۲۲دی ۱۳۸۶)«۱»

هي حالا شما گير بده به عملكرد والي محترم استان در بارش برف اخير.اين شخص بد شانس چه گناهي مرتكب شده كه يهو يك برف عظيم و بي سابقه در طول تاريخ چند هزار ساله كره زمين در اوج ناباوري  و  بد شانسي در اين منطقه اي كه بارش برف را حتي پير مردهاي صد ساله هم تا بحال نديده اند عين يك بلاي آسماني نازل بشود.همين والي محترم  جندين سال پيش هم استاندار سيستان بوده و خوب آنجا هم كه اصلا مردم نمي دانند برف يعني چه ؟ و خوب از برف نديده انتظاري فراتر از اين نيست به قول معروف:ديكته نانوشته كه غلط ندارد.گيريم كه از جمعيت هفتاد ميليوني اين كشور ده بيست هزار نفر نافابل در برف بمانند و زبانم لال از سرما يخ بزنند ميشود چند درصد؟من كه رياضيم خوب نيست ولي فكر كنم به يك دهم درصد هم نمي رسد حال شما خودتان مقايسه كنيد با خسارت سونامي در اندونزي يا بمب اتمي(حق مسلم ما)در ژاپن.اصلا مردمي كه در انتخابات به بعضي ها راي مي دهند و انها مثل خاري در چشم وارد مجلس يكدست مي كنند بايد بدتر از اينها را هم تحمل كنند .تازه اين به اصطلاح نماينده بلانسبت محترم هيچ فكر نكرده همين يك ماه آينده باز هم مي خواهد از سد هيات هاي اجرايي و نظارت هم بگذرد دفعه قبل قصر در رفت اين دفعه چه ميخواهد بكند؟درست است كه زور بعضي به پدر نميرسد به پسر كه ميرسد.

 

۱-حتما روزنامه را نگاه کنید

 

عکس روز:قورباغه موتور سوار

قورباغه موتور سوار

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 19:28  توسط یک جهان سومی  | 

پرستو از بیرون گفت:

-« روزم به پوچی گذشت ، پوچی »

 

پرستو،پرستو،آواز من اندوهبار تر است

- زندگی ام به پوچی گذشت،به پوچی

 

شعر از :مانوئل باندئیرا (شاعر برزیلی 1886-1968)

 

عکس روز:حمله آدم برفی ها به یک شهر

حمله آدم برفی ها به یک شهر

 

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم دی 1386ساعت 17:55  توسط یک جهان سومی  | 

به سان فرشته عنبرین چشم

به خوابگاه تو باز می گردم

به کنار تو می خزم آرام

همگام با سایه های شب

 

و تو را ای سیه چشم بوسه خواهم داد

بوسه ای به سردی مهتاب

و نوازش دهم تو را چون مار

که می خزد به گرد یک سوراخ

 

بامداد پریده رنگ چون فرا رسد

تهی خواهی یافت جای مرا

که سرد خواهد ماند تا  شب

 

آنجا که حکم رانند دیگران با مهر

بر روزگار و جوانی تو

خواهم من که با هراس حکمرانی کنم

 

شعر از شارل بودلر  فرانسوی ترجمه  محمد رضا پارسایار از کتاب گلهای رنج

عکس روز :فروشگاه سبزدر کره جنوبی  با پوششی از  گیاهان طبیعی فروشگاه سبز

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:36  توسط یک جهان سومی  | 

تاجری به پسرش توضیح میدادکه انگشتان دست چپ به چه دردی می خورند:انگشت اشاره برای این است محصولاتی را که می توانند سود خوبی برایمان بیاورند نشان بدهی.با انگشت بزرگ می توانیم موقعیت مناسب خرید را به یکدیگر بفهمانیم؛این انگشت را بلند می کنیم و می گوییم اگر فلان محصول را بخریم نفع خوبی برایمان خواهد داشت.انگشت بعدی برای ازدواج است و وقتی با یک دختر خیلی پولدار ازدواج کردی حلقه را در این انگشت می اندازی.انگشت کوچک هم برای خاراندن گوش بکار میرود.

پسر به پدرش گفت:اما پدر راجع به انگشت شصت چیزی نگفتی؟

پدر در جواب:بله بله ......انگشت شصت برای این است که وقتی شبها به خانه رفتی,تنهایی زیر پتو بنشینی و پولها یت را بشماری.

نتیجه اخلاقی:همیشه و در همه حال پول

 

عکس روز:

موز و راننده

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 18:33  توسط یک جهان سومی  | 

تهران امروز حسابی سفید پوش شد و خیابون ها خلوت و شهر در محاصره سرما و یخبندان.چند وقت پیش در یک سایت روسی عکسهایی دیدم که بی مناسبت نیست امروز در وبلاگ بیارم.و اما داستان از اونجا شروع شد که عده ای از خانوم های محترم تصمیم گرفتندبرای نشان دادن کلفتی پوست شان و پوز زنی مردان جامعه اقدام به یک عمل انقلابی بکنندو ثابت کنند که زیاد هم جنس لطیف نیستند.بهمین خاطر این خانوم های محترم به سردترین نقطه منطقه رفتند و در یک عملیان شگفت انگیز همزمان اقدام به در آوردن لباس نمودند.

 

حوریان و برف ا

بقیه عکسها در ادامه مطلب

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 11:6  توسط یک جهان سومی  | 

با خودم عهد کرده بودم در این وبلاگ هر مطلبی داشته باشم بغیر از مطالب سیاسی و سیاست را در روزنامه و از طریق مقاله پی گیری کنم ولی بعضی از مطالب را نمیشود در مطبوعات آورد .

به خوشی و سعادت چمهوری اسلامی سالروز تولد جناب مدعی تاج و تخت سلطنت ایران که فعلا از ترس جانش از نزدیکی های ایران هم عبور نمی کنه مقارنه با انتخابات مجلس هشتم یعنی روز 24 اسفند .قدیمی های تهران هنوز هم میدان انقلاب رو به اسم 24 اسفند میشناسند و میدان امام حسین رو به اسم فوزیه.بگذریم موعد انتخاباته و هر پدر سوخته ای در این مواقع بیاد مردم می افته و کمتر مجلس خیر و شری الان نیست که سر وکله یکی از کاندیدهای احتمالی پیدا نشه اصلاح طلب های بدبخت  و بیچاره هم که از یک طرف با یک موجود کله خر لر به اسم کروبی طرفند و از یک طرف با یک خوان به اسم شورای نگهبان.

فقط انتظاری که از مردم میره   انتخاب خوب از ناخوب و عوام فریب ها رو از دیگران تشخیص دادن .ولتر فیلسوف معروف فرانسوی جمله ای خیلی جالب داره که فکر کنم برای اکثر کاندید ها صدق کنه :

«برای موفقیت در هنری باید قدرت شیطانی داشته باشید»

مخصوصا بری جلب آرای مردم

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 19:12  توسط یک جهان سومی  | 

کامیاب و نیکبخت و سبکبارند

آنان که روسپیان را عاشقند

اما من؛بازوانم از هم گسیخته اند

زیرا که ابرها را در آغوش کشیده ام

 

به لطف ستارگان بی همتا

درخشان در دل آسمان

چشمان سوخته ام نمیبینند

مگر خاطره های خورشید را

 

بیهوده مقصد و ماوای خود را

از فضا جویا شدم

لیک به زیر نگاهی آتشین

دیدم که بالهایم شکست

 

وسوخته از عشق به زیبایی

این افتخار والا را نخواهم داشت

که نامم را بر گردابی نهم

که گور من خواهد شد

 

 

از:شارل بودلر شاعر فرانسوی۱۸۲۱-۱۸۶۷

 

شکوه ایکار

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 19:17  توسط یک جهان سومی  | 

این تعطیلات آخر هفته ما هم عجب تعطیلاتی شد گذشته از برف و بوران چند تا آدم مهم هم این سرای موقت را وداع کردند و رفتند به خانه ابدی و جایی که عرب نی نیندازد.یکیش ملی پوش بسکتبال کشورمون مرحوم   آیدین نیک خواه بهرامی بود که خدایش بیامرزد.دومی هم جناب پینکی بابا یعنی بی نظیر بوتو  دختر ذوالفقار علی بوتو مرحوم بود که  بعد از چند شوی خیابانی در پاکستان  بدست ایادی  کهکشانها و سیارات  به درجه رفیع  شهادت نایل آمد  .آخ جیگرم  کباب شد بیچاره پسرش دلاورخان.بی نظیر یه نسبت کوچیک با ما ایرانیها داشت چون مادرش بیگم نصرت بوتو اصفهانی بود .جیگر گفتم یاد این شعر  جالب از صادق هدایت افتادم که در کتاب وغ وغ ساهاب آورده  به اسم قضیه خیابان لختتی خواندنش  موجب انبساط خاطر میشه :

فقد رئیت؛خیابان لختتی

عده کثیره من ذکور واناثتی

 

والریح یوزوز  فی الاشجار

والشجار تلو تلو خوردتی فی الریح

 

والماء تجری فی میان الانهار

ثم الاناث چادر هم اسودکانه کلاغتی

 

وهناک شیخ بیدهی عصاء کالچماغتی:

و یک خرکچی علی پالان الاغتی

 

ویشوقه بالدویدن تندکی و تیزکی

و فی مشته سیخ کوچک موسوم به   سیخککی

 

و جماعت الجوانان علی رئوسهم کلاهتی

یتلهلون فی الدنبال النسائتی

 

والنساء عورت عفیفه فی الچادرتی

و بچشم خود دیدم مردی کوتاهتی

 

چنین یقول به زن درازتی:

«الا یا ایها الخرمن نازتی

 

جیگرکی من ستمک قد کبابتی»

والله اعلم بالصوابتی

 

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 8:46  توسط یک جهان سومی  | 

همه میدانند

همه می دانند

که من وتو از آن روزنه سرد و عبوس

باغ را دیدیم

و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست

سیب را چیدیم

و.......................................

 

فروغ فرخزاد -تولدی یدگر

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 17:46  توسط یک جهان سومی  | 

يه مرد 80 ساله ميره پيش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش می پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:
هيچوقت به اين خوبی نبودم. تازگيا با يه دختر 25 ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟
دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب... بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نميده. يه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر ميداره و ميره توی جنگل. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشی ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچی چتر رو می گيره به طرف پلنگ و نشونه می گيره و ..... بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روی زمين!
پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما" يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده!
دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا" منظور منم همين بود!

نتيجهء اخلاقی: کتک رو من خوردم تو قش کردی      

ازوبلاگ مرد تنها mardetanha.blogspot.com

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:39  توسط یک جهان سومی  | 

كود‌ك از ماد‌رش پرسيد‌: «چرا گريه مي‌كني؟»

ماد‌ر پاسخ د‌اد‌: «چون ماد‌رم.»

كود‌ك گفت: «نمي‌فهمم.»

ماد‌ر او را د‌ر آغوش كشيد‌ و گفت: «هرگز نخواهي فهميد‌...»

كود‌ك از پد‌رش پرسيد‌ كه چرا ماد‌ر بي‌هيچ د‌ليلي گريه مي‌كند‌ و تنها جوابي كه پد‌ر د‌اشت اين بود‌ كه همة ماد‌رها همين‌طور هستند‌.

كود‌ك تصميم گرفت اين موضوع را از خد‌ا بپرسد‌: «خد‌ايا! چرا ماد‌رها به اين راحتي گريه مي‌كنند‌؟»

خــد‌اوند‌ پاسخ د‌اد‌: «پســـرم! من بايد‌ ماد‌ران را موجود‌اتي خاص خلق مي‌كرد‌م. مــن شانه‌هاي آنها را طوري خلق كرد‌م كه تـــوان بار سنگين زند‌گي را د‌اشته باشند‌ و د‌ر عين حــال آرام و مهـــربان باشند‌. من به مـــاد‌ران نيرويــي د‌اد‌م كه طــاقت به د‌نيا آورد‌ن كود‌كانشان را د‌اشته باشند‌. من به آنهـــا نيـــرويي د‌اد‌م كه توان اد‌امه د‌اد‌ن راه را، حتي هنگامي كه نزد‌يكانشان رهايشان كرد‌ه‌اند‌، د‌اشته باشند‌؛ توان مراقبت از خانواد‌ه د‌ر هنگام بيماري، بي‌هيچ شكايتي. من به آنها عشق ورزيد‌ن به فرزند‌انشان را آموختم، حتي هنگامي كه اين فرزند‌ان با آنها بسيار بد‌ رفتار كرد‌ه‌اند‌.

و البته اشك را نيز به آنها د‌اد‌م، براي زماني كه به آن نياز د‌ارند‌.»

برگرفته از : كتاب هفد‌ه د‌استانِ كوتاه كوتاه

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 13:39  توسط یک جهان سومی  | 

عشق ،مرگ و رنج سه رودخانه ازلی

این عنوان متن سخنرانی   رئیس جمهور عزیز  سابقمان جناب آقای خاتمی در دانشگاه گوآدالاهارای مکزیک  می باشد.و واقعا از مواردی که ازلی می باشند این سه مورد از مهمترین شان می باشند.عشق واقعی ابدی و دائمی می باشد و نزدیک شده به آن کاری است بس سترگ و جانفزا .آنجا که ادیب بیشابوری شاعر می گوید:

عشق شیری است قوی پنجه و می گوید فاش                 هر که از جان گذرد بگذرد از بیشه ما . عشق واقعی می تواند زمینه ساز مرگ هم باشد ولی مرگ هیچ گاه باعث زوال عشق حقیقی نخواهد شد .عاشقی بدون رنج عشق نیست و عشق ابدی با رنج بیشتر به دل می نشیند.

متن کامل سخنرانی آقای خاتمی:


آقاي رئيس!‌

خانمها و آقايان!‌

دوستان عزيز! ‌

از آخرين سالهاي دهه‌ ‌90 تا كنون يعني نزديك به ده سال است كه من در مجامع گوناگون فرهنگي و سياسي در موضوع <گفتگوي تمدنها> سخن گفته‌ام و اين سخنان هر مرتبه متمركز بر توضيح وجهي از وجوه متكثر و متفاوت مسئله گفتگو، معني فرهنگ، مفهوم تمدن، نسبت ميان گفتگو و تمدن، نسبت ميان تاريخ و تمدن و نهايتا امكان، امتناع يا ضرورت گفتگوي تمدنها به مثابه يكي از راههاي مبارزه با خشونت، ترور، جنگ و سلطه بوده است. اين مسائل چنان گسترده، متنوع و عميق است كه نمي توان انتظار داشت همه‌ آنها را در طي يك نشست و يا يك سمينار يا حتي چند دوره درس دانشگاهي به حد لزوم تبيين و تشريح كرد؛ اما توجه به طولاني بودن راه به معني تجويز نا اميدي و بي عملي نيست، بلكه به عكس چون ما را گريزي از پيمودن اين راه نيست، پس تعلل و تكاهل وجهي ندارد. راه وقتي راه همه‌‌ بشر است، پيمودن آن تكليف همه انسانهاست؛ البته دراين راه طبعاً كساني كه تجربه‌هاي طولاني نظري و عملي دارند، مي‌توانند ما را در انتخاب بهترين مسير كمك كنند. ‌

بقیه در ادمه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 18:14  توسط یک جهان سومی  | 

 

خلاصه یک گزارش مورد در PubMed از واحد نوروسرجری بیمارستان سنت جورج لندن:

مرد 44 ساله‌ای به اورژانس با شکایت سردرد مراجعه کرد. او که یک کلاه بیس‌بال به سر داشت به پزشکان گفت که سردردش در 11 هفته اخیر بدتر شده است. پزشکان مقدار زیادی مسکن برای او تجویز کردند، ولی با بررسی‌های اولیه نتوانستند، علتی برای سردرد او پیدا کنند، تا اینکه مرد کلاه بیس‌بال را از سرش برداشت. پزشکان ناگهان چیزهای فلزی‌ای را روی سر این مرد دیدند.

عکس‌های اشعه ایکس ساده از سر مرد گرفته شد، عکس‌هایی که 11 میخ فرو رفته در سر بیمار را نشان می‌داد. وقتی شرح حال دقیق و مفصل گرفته شد، ‌مشخص شد که بیمار مبتلا به شیزوفرنی پارانوئید بوده است. بیمار تأیید کرد که که هر هفته با چکش میخی به سرش فرو می‌کرده تا شیطان را از سرش خارج کند.

با بیهوشی عمومی میخ‌ها از سر بیمار خارج شدند و بیمار بدون هیچگونه عارضه عصبی، بهبود پیدا کرد.

این گزارش مورد بار دیگر بر اهمیت شرح حال و معاینه تأکید می‌کند. کلاه بیماران را باید حتما برداشت!

از سایت :یک پزشک

در عکسهای زیر تعدادی از این دکترها که با کلاهبرداری پولدار شده اند را می بینید

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 18:7  توسط یک جهان سومی  |