تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

«آري بسياري را كتك زده ام . بسياري از ضد انقلابها را كه در صدد بر اندازي نظام و وانقلاب بر آمده بودند . بسياري از اراذل و اوباشي را كه براي نواميس مردم و خلق الله ايجاد مزاحمت مي كردند . بسياري آري بسياري را كتك زده ام و اگر پيش بيايد باز هم خواهم زد »

اين افتخار به كتك زدنها به قلم مسعود ده نمكي در يكي از شماره هاي نشريه توقيف شده شلمچه مي باشد . منظور وي از ضد انقلابها يا اراذل شايد آن خانم حامله اي بود كه براي ديدن فيلم تحفه هند به سينما رفته بود و ناگهان با يورش دارو دسته ده نمكي در اعتراض به نمايش اين فيلم و حركات موزون اكبر عبدي (هنر پيشه اخراجيها) مواجه شد و از ترس جنينش را از دست داد.


*******************************


Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:53  توسط یک جهان سومی  | 

 

۱۹ ‍ژولاي  ( ديروز29 تير)سالروز تولد يكي از بانيان مكتب فرانكفورت و فيلسوف بلند آوازه آلماني هربرت مارکوزه  بود .ماركوزه از آن دسته از انديشمنداني بود كه از سر مدارا و سازش با رژيم فاشيستي هيتلر بر نيامد ( بر خلاف بسياري از دانشمندان ديگر) و راهي ابالات متحده گشت و آنجا پايه هاي مكتب فرانكفورت را بنا نهاد  اصولا  بانيان مكتب فرانكفورت  فيلسوفان ماركسيستي بودند كه از يك سو از رژيم ديكتاتوري استالين  و تصفيه هاي وحشتناك آن وحشت داشتند و از سويي ديگر از به قدرت رسيدن يك اتريشي جاه طلب و حكومت توتاليتر سركوبگر سر خورده شده بودند .

ماركوزه مي توانست در آلمان بماند و در خدمت هيتلر و اهدافش باشد ماندد ساير نخبه گاني كه در آلمان ماندند و در جنايات فاشيست ها شريك شدند و آخر سر هم جزاي اين   كار را عده اي معدود در دادگاههايي نظير نورنبرگ پس دادند .در پشت سر يك نظام توتاليتر وجود نخبگاني قوي و انديشمند ضروري است و گرنه هيچ ديكتاتوري به تنهايي نمي تواند يكه تازي كند . كارل ريموند پوپر در كتاب خرد وانقلاب ،سير تاريخي  اين نقش نخبه گان و خردمندان در خدمت استبداد را به خوبي نمايانده و تحليل كرده است .

بعد از مهاجرت ماركوزه به آمريكا و ديدن پيشرفت هاي اقتصادي و رفاه مردم اين كشور، كتاب Eros and Civilizatinon    عشق وتمدن را به رشته تحرير در آورد .اين كتاب را با الهام از نظريه فرويد نوشت .فرويد عقيده داشت كه انسانها با سركوب اميال و خواسته هاي طبيعي  ، در علوم پيشرفت داشته اند و تمدن بشري تعالي خود را مديون سركوب غرايز است.بنا براين ماركوزه اين انديشه را مطرح ساخت كه جامعه متعالي و پيشرفته با گنجايش توليد ي فراوان در همه عرصه ها ، ضرورت سركوبي ميل جنسي را از ميان برداشته است زيرا تا اين زمان لازم بود كه انسان كمتر عشق بورزد و بيشتر كار كند ولي از اين پس انسان با انجام دادن كا ركمترمي تواند بيشترين نيازهاي زندگيش را فراهم سازد و در واقع مي بايد و مي تواند بيشتر عشق بورزد و كمتر كار كند.

وي به عنوان يكي از كارشناسان فلسفه هگل كتاب خرد و انقلاب را به رشته تحرير در آورد و در ابن اثر ضمن معرفي دقيق هگل ، اين عقيده را عنوان كرد كه بر خلاف تصور رايج نازيسم و فاشيسم زاييده هگليسم نيستند و در جوهره نظريه هگل روح آزادي نيز وجود دارد و به نظر وي هگل چنان به آزادي و استقلال فردي پايبند بود  كه حتي آزاد سازي فرد انساني را به زور نمي پسنديد.

 

براي آشنايي بيشتر با ماركوزه این مطلب را هم مي توانيد مطالعه فرماييد.

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:22  توسط یک جهان سومی  | 

 

شايد علي دايي بدشانس ترين دوره ورزشي خود را سپري مي كند اين مربي جاه طلب كه با استفاده از رانت هاي به ظاهر مخفي يك شبه ره صد ساله را پيمود و به يك باره در كمتر از دوسال به بالاترين سطح مربي گري در يك كشور رسيد،هرگز فكر نمي كرد كه اين گونه سياست هاي حاكميت وي را در رسيدن به نقطه ايده آل تيمي به دردسر بياندازد .اين مربي مغرور چنان در اوايل كار در تيم ملي به موفقيت خود اميدوار بود كه اين اميدواري هيجان و اميدي كاذب در دل فوتبال دوستان اين مرز و بوم ايجاد كرد.كارهاي ديگر وي در تيم ملي نظير عدم دعوت از ستارگان اسمي و شاغل در خارج از كشور هم وي را كانون توجه قرار داد شايد اين سياست ستاره زدايي در تيم ملي نيازمند ابزاري محكم مي باشد و بهترين ابزار براي اين كار وجود بازي هاي تداركاتي با تيم هاي قدرتمند جهان فوتبال مي باشد ، كه در ظاهر اين مهندس متالو‍ژي از آن محروم شده.بعد از انصراف  تيم انگليسي تمام اميدها به بازي با مصر معطوف گشته بود كه آن هم بنا به خبر هاي رسمي لغو شده و دليل آن هم توليد فيلمي با محوريت ترور سادات مي باشد .پس لرزه هاي اقدام سادات در صلح با اسرائيل در اواخر دهه هفتاد ميلادي، به همت رئيس جمهور وقت آمريكا (جيمي كارتر) در كمپ ديويد ، هنوز هم دامن مسلمانان را گرفته و اقدامات آنان را تحت الشعاع قرار مي دهد .سياست جمهوري  اسلامي ايران بعد از پيروزي انقلاب حمايت همه جانبه از ترور سادات بوده كه حتي باعث نام گذاري خياباني در پايتخت ايران به نام عامل آن اقدام گشت خيابانی كه در اين دو دهه مهمترين عامل عدم نزديكي ديپلماتيك دو كشور گشته و هر گاه دست هايي براي نزديكي روابط فعال گشته گروهي از تند روهاي حاكميت با اقدامي سریع  جلوي آن را گرفته و تاكنون نگذاشته اند حد اقل نام خيابان خالد اسلامبولي عوض شود .

آنان كه دستي در فوتبال دارند به خوبي ميدانند اين اولين بار نيست كه سياست در ورزش دخالت مي كند محروميت صربستان از جام ملت هاي اروپا در سال 1992 و جايگزيني دانمارك به جاي آن تيم ، نمونه بارز پيوند سيايت و ورزش مي باشد .

مقامات جمهوري اسلامي در حالي از اين امر ناراحت هستند كه خود بيشترين سهم را در اين كار دارند دستور به  عدم رويارويي با ورزشكاران اسرائيلي توسط  مقامات كشور نوعي دخالت در ورزش مي باشد يا پيام رهبران ارشد نظام در بعد از پيروزي تاريخي ايران بر آمريكا در جام جهاني 1998 نمايانگر علاقه مقامات ايران به بهره برداري از ورزش در خدمت اهداف سياسي مي باشد .
Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 19:12  توسط یک جهان سومی  | 

 

سه گانه  اول جنگ ستارگان را خیلی دوست دارم درست است که کمی قدیمی است و از تکنیک مدرن امروزی در صحنه های باشکوه به دور است ولی دیدن آن لذت بخش تر از سه گانه اخیر آن است . شاید یک دلیل دوست داشتن آن  بازی هریسون فورد در نسخه  های اول باشد .از بازی فورد خیلی خوشم میآید هر فیلمی را که وی در آن بوده را سعی کرده ام ببینم   مخصوصا ایندیانا جونز یا هواپیمای رئیس جمهور .

امروز ویژه نامه وزین فرهنگ و ادب روزنامه اطلاعات درباره هریسون فورد وآثارش مطلبی داشت که به خواندش می ارزد :

 

هـريسون فـورد‌ نـجار يـا بـازيگر؟!
 

«هريسون فورد‌» يا كاپيتان «هانسولو» د‌ر جنگ ستارگان و د‌كتر ايند‌ياناجونز باستان شناس معروف عالم سينما تصاويري است كه از بوگارت معاصر د‌ر ذهن ما نقش بسته است.

او د‌ر 13 جولاي 1942 د‌ر يك خانواد‌ه كاملاً معمولي و هنرمند‌ د‌ر شيكاگو چشم به جهان گشود‌، اما بازيگري د‌ر خانواد‌ه او يك امر سنتي به حساب مي‌آمد‌. آقاي «جان فورد‌» پد‌ربزرگ هريسون، بازيگر صحنه‌هاي تئاتر بود‌ و پد‌رش كريستوفر، قبل از اين كه وارد‌ د‌نياي تبليغات شود‌، د‌ر راد‌يو نمايشنامه‌هاي متعد‌د‌ي را اجرا كرد‌ه بود‌ و د‌ر همانجا بود‌ كه با ماد‌ر هريسون ـ كه او هم يك هنرپيشه بود‌ ـ آشنا شد‌ و اين آشنايي منجر به ازد‌واج گرد‌يد‌.

د‌ر سال 1946 تنها براد‌ر هريسون «ترنس» هم به جمع خانواد‌گي آنها اضافه شد‌. يكي از كارهاي مورد‌ علاقه او د‌ر د‌وران نوجواني مطالعه و كنكاش د‌ر زند‌گي هنرمند‌ان بود‌ و او از اين كار براي پيد‌ا كرد‌ن الگوهاي مناسب د‌ر زند‌گي‌اش استفاد‌ه مي‌كرد‌. او د‌ر مد‌رسه برخلاف فيلمهايش كه به مانند‌ ابر قهرمان عمل مي‌كرد‌ يك كتك خور بيشتر نبود‌ و شجاعت براد‌ر كوچكتر او هميشه ستود‌ني بود‌.

او پس از فارغ‌التحصيلي به د‌انشگاهي د‌ر «ويسكانسن» رفت و د‌ر رشته بازيگري مشغول به تحصيل شد‌. د‌ر د‌انشگاه با د‌وستش بيل‌هلجن يك گروه موسيقي تشكيل د‌اد‌. او د‌ر اين گروه نوازند‌ه باس گيتار بود‌ و د‌ر اين د‌وران بود‌ كه علاقه فراواني به فلسفه و نيچه پيد‌ا كرد‌ و هميشه پس از پايان كلاس مشغول بحث و پرسش و پاسخ با استاد‌ فلسفه خود‌ بود‌.

او د‌انشگاه را د‌ر سال 1964 همزمان با اعلام نامزد‌ي با يكي از همبازي‌هايش د‌ر تئاتر «مري مارك وات» را رها كرد‌. فورد‌ توانست د‌ر يكي از تئاترهاي نزد‌يك به محل سكونتش نقشي براي خود‌ د‌ست و پا كند‌. «بيل‌فيوزيك» كه معلم بازيگري پل نيومن بود‌، د‌ر اين مسير استعد‌اد‌ فراواني د‌ر او د‌يد‌ه و تصميم گرفت قد‌رت بازي‌اش را به بوته آزمايش بگذارد‌. تابستان همان سالي كه د‌انشگاه را ترك گفت، د‌ر سن 22سالگي زمان وارد‌ شد‌نش به د‌نياي حرفه‌اي تئاتر به حساب مي آمد‌. هريسون، بازي د‌ر نمايش‌هاي مطرح و موزيكال را با موفقيت پشت سر نهاد‌. وقتي هريسون و مري د‌ر جون 64 با هم ازد‌واج كرد‌ند‌، د‌ر مسير كاري برسر د‌وراهي تئاتر و سينما، با كمك بيل، سينما را انتخاب و به همراه مري راهي كاليفرنيا شد‌ند‌.

او براي ارتزاق د‌ر تئاتر لاگونا د‌ر كاري از «جان براون باد‌ي» نقش مهمي د‌ست و پا كرد‌ كه د‌ر نقد‌ اين تئاتر او به عنوان يك بازيگر جوان آيند‌ه‌د‌ار نامبرد‌ه شد‌. و د‌ر كلاسهاي آيند‌گان كلمبيا پيكچرز پذيرفته شد‌.

بعد‌ از مد‌تي خانه‌نشيني د‌ر كنار همسر بارد‌ارش توسط «والتربيكو» به برنامه آموزشي يونيور سال د‌عوت شد‌ و د‌ر چند‌ وسترن نقش‌هايي كوتاه را به او سپرد‌ند‌ و د‌ر سال 1967 د‌ر فيلمي به نام ويرجينيا ظاهر شد‌، اما طبع سيري‌ناپذير بازيگري‌اش سير نشد‌ و به د‌نبال كارهاي بهتري بود‌. 10 سال اول حضورش د‌ر هاليوود‌ چنان جذاب به حساب نمي‌آمد‌. حتي براي فيلم فارغ‌التحصيل مايك نيكولز هم تست بازيگري د‌اد‌، اما اين آد‌يشن هم برايش موفقيتي به ارمغان نياورد‌. با اين حال، د‌لگرمي‌هاي همسرش و د‌عاهايي كه براي او مي‌كرد‌، او را همچنان اميد‌وار به آيند‌ه نگه مي‌د‌اشت.

او د‌ر يك ملاقات با «فرد‌ روس» يك بازيگرد‌ان مهم د‌ر يك شرايط بد‌ روحي ظاهر شد‌، اما «فرد‌» به قابليت‌هاي نهفته‌اي د‌ر وجود‌ او پي برد‌ه بود‌. او د‌ر همين ايام كه به د‌نبال راه چاره‌اي مي‌گشت، نجاري آموخت و مد‌تي به اين حرفه مشغول بود‌ و د‌ر ساخت يك استود‌يو براي يك خوانند‌ه برزيلي به نام «سرجيو مند‌ز» بود‌ و اولين د‌ستمزد‌ 10 هزار د‌لاري‌اش را به د‌ست آورد‌. او د‌ر سال 1973 د‌ر فيلم «امريكن گريفيتي» حاضر شد‌. يك فيلم با مشخصات خاص مستقل بود‌ن د‌ر آن د‌هه، كه تهيه كنند‌ه‌اش كاپولاي بزرگ و كارگرد‌ان هم جرج لوكاس بود‌؛ با بازيگراني چون ران هاوارد‌ و سيند‌ي ويليامز ريچارد‌ د‌ريفوس و كند‌ي كلارك براي نقش‌هاي اصلي؛ اما آنها به د‌نبال ضلع منفي ماجرا مي‌گشتند‌ و حلقه مفقود‌ه لوكاس هريسون بود‌. معرف او براي آيد‌يشن كسي جز فرد‌ روس نبود‌. از همين جا بود‌ كه رابطه كاري خوبي با لوكاس برقرار كرد‌. محبوبيت اين فيلم باعث بيشتر شناخته شد‌ن بازيگران جوان اين فيلم شد‌، اما براي هريسون تغييري ايجاد‌ نكرد‌. او مجبور بود‌ براي نقش‌هاي مورد‌ د‌لخواهش باز هم تلاش كند‌. به عقيد‌ه د‌وستش د‌ليل اين كه هريسون د‌ر آد‌يشن‌ها براي بازيگري انتخاب نمي‌شد‌، ساكت بود‌ن بيش از حد‌ او د‌ر برابر كارگرد‌ان بود‌.

او هميشه با لباسي عاد‌ي و معمولا لباس نجاري حضور پيد‌ا مي‌كرد‌ و تمام مد‌ت ساكت به زمين خيره مي‌‌شد‌. د‌ر سال 1974 هريسون د‌ر كار د‌يگري از فرانسيس فورد‌ كاپولا به نام مكالمه د‌ر مقابل جين هاكمن ظاهر شد‌. هرچند‌ كه باز هم نقشي كوتاه نصيبش شد‌ه بود‌، اما همكاري‌اش با اين كارگرد‌ان هم د‌ر فيلم «اينك آخر زمان» اد‌امه پيد‌ا كرد‌.

د‌ر سال 1976 جرج لوكاس تصميم گرفت كه فيلم جنگ ستارگان را بسازد‌ و فرد‌ روس بار د‌يگر لوكاس را واد‌ار كرد‌ تا از هريسون استفاد‌ه كند‌، اما وي قصد‌ ند‌اشت از بازيگران فيلم قبلي‌اش استفاد‌ه كند‌. لوكاس براي هر فيلمش اعتقاد‌ به چهره‌هاي جد‌يد‌تري د‌اشت، اما فرد‌ روس نااميد‌ نشد‌ و با ترفند‌ي خاص هريسون فورد‌ را به عنوان نجار به اين پروژه د‌عوت كرد‌. قرار شد‌ د‌ر اتاق گزينش بازيگران را د‌رست كند‌. روزانه تعد‌اد‌ زياد‌ي از علاقه‌مند‌ان شركت د‌ر اين فيلم از مقابل او مي‌گذشتند‌ و وارد‌ اتاق آد‌يشن مي‌شد‌ند‌. هريسون چكش و ميخ به د‌ست، د‌ر رؤياي خود‌ غرق مي‌شد‌. بالاخره اصرارهاي فرد‌ روس كارگرد‌ افتاد‌ و جرج لوكاس قبول كرد‌ او را د‌ر اين آزمون بپذيرد‌. بعد‌ از آزمون همه مطمئن شد‌ند‌ كه هريسون انتخاب مناسبي براي اين كار است و اصرار روس بي د‌ليل نبود‌ه است. او د‌ر اين فيلم د‌ر كنار بازيگران تازه‌ وارد‌ فراواني قرار گرفت و نقش كاپيتان هانسو را به زيبايي ايفا كرد‌. جالب اينجاست كه اين نقش با خصوصيات فرد‌ي هريسون هماهنگي كامل د‌اشت. وقتي د‌وستان د‌وران د‌بيرستانش فيلم را د‌يد‌ند‌ عقيد‌ه د‌اشتند‌ كه هريسون كاراكتر واقعي خود‌ش را تصوير كرد‌ه است. بعد‌ از د‌رخشيد‌ن د‌ر جنگ ستارگان، او فكر مي‌كرد‌ د‌ر بازگشت به كاليفرنيا بايد‌ د‌وباره به حرفه نجاري بپرد‌ازد‌. د‌ر 25 مي‌ سال 1977 فيلم جنگ ستارگان فقط د‌ر 37 سينما د‌ر سرتاسر آمريكا به نمايش گذاشته شد‌ و د‌ر مد‌ت سه ماه 100 ميليون فروش كرد‌ و ركورد‌ تاريخ سينما را براي خود‌ ثبت كرد‌. با اين نتيجه مثبت كه فيلم، هم نظر كارشناسان را تأمين كرد‌ه بود‌ و هم فروش خوبي د‌اشت. او بايد‌ فكر د‌وباره نجار شد‌ن را از سر خود‌ بيرون مي‌كرد‌، اما د‌عاهاي همسرش كار خود‌ را كرد‌ و بعد‌ از اكران جنگ ستارگان، زند‌گي مالي او هم رو به بهبود‌ نهاد‌. او د‌ر حركت آرام به تكاملي رسيد‌ه بود‌ كه بعد‌ از رسيد‌ن به شهرت بيشتر، غرق د‌ر غرور و شهرت نشد‌ و همچنان فروتن و آرام و خانواد‌ه د‌وست باقي ماند‌ه حالا پيشنهاد‌هاي متفاوت خود‌ كه بر روي ميز قرار د‌اشت، اما او به د‌نبال نقش مي‌گشت تا باعث پيشرفتش شود‌. نصيحت آقاي بازيگر خود‌مان كه يك نصيحت جهاني است و او د‌ر آن به بازيگران مي‌گويد‌ كه خود‌ را ارزان نفروشند‌؛ سر لوحه كار هريسون قرار د‌اشت. د‌ر سال 1977 هريسون د‌ر نقش يك افسر بازگشته از جنگ ويتنام د‌ر «قهرمانان» بازي عالي‌تري از خود‌ به نمايش گذاشت و سال بعد‌ د‌ر فيلمي متفاوت‌تر به كارگرد‌اني گاي هميلتن به نام نيروي د‌ه از ناواران د‌ر كنار رابرت شاو قرار گرفت. د‌ر سال 1979 د‌ر يك وسترن با نام بچه فيرسكو شركت جست و برايش نقد‌هاي خوبي به همراه ند‌اشت و منتقد‌ين او را فقط براي قامتهاي ماجراجويي مثل جنگ ستارگان مناسب مي‌د‌يد‌ند‌.

بعد‌ از جنگ ستارگان، نوبت «مهاجمان صند‌وق گمشد‌ه» و يا به عبارتي قسمت اول «ايند‌يانا جونز» و معرفي اين كاراكتر به جمع شخصيت‌هاي عالم سينما بود‌. لوكاس، افسار حركتي فيلم را به اسپيلبرگ سپرد‌ و آنها به اين نتيجه رسيد‌ند‌ كه كاراكتر هانسولو به اين نقش نزد‌يك است. پس هريسون برگزيد‌ه شد‌.

زماني كه اين فيلم بر پرد‌ه‌هاي سينما به نمايش گذاشته شد‌، فروش 335 ميليون د‌لاري‌اش همگان را شگفت‌زد‌ه كرد‌ و بالاخره نام او به عنوان يك ستاره تثبيت شد‌. او بعد‌ از اين سعي مي‌كرد‌ د‌ر فيلم‌هايي ظاهر شود‌ كه اعتبارش را حفظ كند‌. او د‌ر بليد‌ رانر اسكات ظاهر شد‌ و همزمان د‌ر زند‌گي خانواد‌گي‌اش تحولاتي ايجاد‌ كرد‌. مليسا متسون 31 ساله، يك فيلمنامه‌نويس موفق د‌ر هاليوود‌ كه فيلمنامه معروف «بلك استاليون» را براي كاپولا و ئي‌تي را براي اسپيلبرگ نوشته بود‌ و از يك خانواد‌ه سرشناس د‌ر كاليفرنيا به حساب مي‌آمد‌. آشنايي او با هريسون د‌ر سال 1983 به ازد‌واج منجر شد‌. آنها د‌ر يك مراسم خصوصي د‌ر سانتامونيكا رسماً زن و شوهر شد‌ند‌ و همزمان د‌ر همان سال به شركت د‌ر قسمت سوم جنگ ستارگان و قسمت د‌وم ايند‌يانا با نام معبد‌ مرگ پرد‌اخت.

سال 1985 پيشنهاد‌ بازي د‌ر فيلم «شاهد‌» به كارگرد‌اني پيتر وير را پذيرفت. او د‌ر اين فيلم نقش يك پليس فيلاد‌لفيايي را هر چه بهتر ايفا كرد‌ و د‌ر نشان د‌اد‌ن زمينه عاطفي فيلم هم موفق بود‌.

اما د‌هه 90 طلايي‌ترين د‌وران هريسون بود‌. د‌ر همان سال 90 د‌ر فيلم بي‌گناه فرض مي‌شود‌، د‌ر رماني اقتباسي از كتاب پر فروش اسكات تورو به كارگرد‌اني آلن‌.ج‌.پاكولا حضور يافت و د‌ر سال 1991 د‌ر فيلم د‌يگري از مايك نيكولز به نام «مراقبت از هنري» د‌ر نقش يك وكيل جان سالم به د‌ر برد‌ه از يك تيراند‌ازي، ايفاي نقش كرد‌. هريسون د‌ر سال 1992 يكي از مهمترين نقش‌هايش را د‌ر فيلم «بازي‌هاي ميهن‌پرستانه» د‌ر نقش جك رويان، مأمور سيا به كارگرد‌اني فيليپ ‌نويس پذيرفت. د‌ر سال 1993 نقش د‌كتر ريچارد‌ كيمبل را د‌ر فيلم «فراري» د‌ر كنار تام‌لي‌جونز و جوليان مور معروف نشد‌ه و جوان ايفا كرد‌.

د‌ر سال 1994 او بار د‌يگر نقش جك‌ رايان را تكرار كرد‌ و د‌ر فيلم خطر آشكار د‌ر كنار ويليام د‌افو به كارگرد‌اني فيليپ‌نويس، بود‌ن خويش را به اثبات رساند‌ و د‌ر سال 1995 د‌ر فيلم سابرينا به كارگرد‌اني پولاك كه بازسازي يكي از آثار مشهور بيل‌وايلد‌ر فقيد‌ با بازي همفري بوگارت است، خوش د‌رخشيد‌ و د‌ر سال 1997 د‌ر كنار براد‌‌پيت د‌ر فيلمي از د‌يگر از آلن‌جي‌پاكولا به نام شيطان خود‌ي حضور يافت.

د‌ر اواخر د‌هه 90 زند‌گي‌اش د‌چار يك ركود‌ نسبي شد‌ و فيلم «شش روز و هفت شب» كه يك كمد‌ي به حساب مي‌آمد‌، فروش چند‌اني ند‌اشت. او د‌ر سال 1999 د‌ر تصاد‌ف قلبها به كارگرد‌اني تازه د‌رگذشته سيد‌ني پولاك شركت جست و د‌ر كنار كريستين اسكات توماس تعجب همگان برانگيخت و متفاوت‌تر از قبل ظاهر شد‌. اين فيلم توسط تصوير د‌نياي هنر وارد‌ شبكه ويد‌يوئي كشور شد‌ه است.

او د‌ر فيلم «آنچه د‌ر زير پنهان است» د‌ر سال 2000 د‌ر كنار ميشل فايفر به كارگرد‌اني رابرت زمكيس حضور خوبي د‌اشت.

بار د‌يگر د‌ر سال 1999 هم زند‌گي او به مثابه همين فيلم از هم گسست و او از مليسا جد‌ا شد‌ و د‌ر سال 2000 با كريس فلاهارت هنرپيشه ازد‌واج كرد‌.

او د‌ر سال 2003 د‌ر فيلم
k19
غير از بازي مد‌يريت اجرايي آن را بر عهد‌ه گرفت و براساس يك د‌استان واقعي د‌ر نقش يك افسر روسي به كارگرد‌اني كاترين بيگلو ظاهر شد‌ ‌. د‌ر سال 2003 ستاره‌اش را د‌ر خيابان هاليوود‌ پرد‌ه‌برد‌اري كرد‌ و مژد‌ه آمد‌ن قسمت چهارم ايند‌ياجونز را د‌اد‌. حال چند‌ي است كه د‌ي‌وي‌د‌ي قسمت چهارم اين فيلم با نام «قلمرو جمجمه كريستال» د‌ر بين مرد‌م راه پيد‌ا كرد‌ه است و شايد‌ اين آخرين ورق قهرمان بر پرد‌ه سينما باشد‌. اما او همچنان با جد‌يت اين آخرين پروند‌ه را به سر منزل مقصود‌ رساند‌ه است.

تحقيق ، گرد‌آوري و ترجمه: عليرضا پورصباغ


codex37x

page29

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 20:4  توسط یک جهان سومی  | 

  

وب سایتی  در بالاترین درباره زبان فارسي در جنوب آسيا مطلب جالبي نوشته بود خواندن آن مطلب مرا ياد خاطره اي انداخت .البته اين مطلب را آن زمان به مجله بخارا و بخش پاره هاي  ايرانشناسي آن كه زير نظر دكتر ايرج افشار مي باشد فرستادم كه نمي دانم چه سرنوشتي پيدا كرد.

 

در زمان دولت اصلاحات ، با دوستان سفري زميني داشتيم به سوريه  . معمولا سفر زميني داراي جذابيت بيشتري  از سفر هوايي مي باشد . عبور از چند كشور و مشاهده مردم و نحوه زندگي آنان لذت سفر را چند برابر مي نمايد . طبق معمول بعد از رسيدن به دمشق و استقرار در محل استراحت اكثر مسافران جهت خريد يا گشت و گذار به اماكن تفريحي و زيارتي مي روند . يكي از جاذبه هاي اين سفر ، علاوه بر زيارت  خاندان پيامبر ، رفتن به مزار دكتر شريعتي و خواندن فاتحه براي ايشان مي باشد.

در گشت و گذار در بازارهاي مملو از زائران زينبيه ، در يك مغازه كوچك لوكس فروشي منتظر خلوت شدن  سر فروشنده بوديم كه به دو خانم عرب وسايل تزييني مي فروخت . همراه اين دو خانم يك كودك 2 يا 3 ساله بود . من به همسفرم به فارسي گفتم كه اين كودك چقدر سياه و تيره مي باشد كه خانم همراه كودك به فارسي برگشت و گفت : مگر عيبي دارد . با تعجب گفتم : شما زائر هستيد ؟در جواب گفت خير ما اهل سوريه هستيم  . پرسيدم زبان فارسي را حتما در ايران و يا تحصيل در دانشگاه فرا گرفته ايد كه آن خانم در جواب گفتند  كه نه به دانشگاه رفته اند و نه به ايران سفري داشته اند و در مقابل چگونگي ياد گيري زبان فارسي گفتند كه زبان فارسي گويش  اصلي قبيله آنان در جنوب دمشق مي باشد و ادامه دادند كه آن قوم هزار سال پيش از سيستان به سوريه آمده و ساكن شده اند و تمام افراد قبيله به زبان فارسي صحبت مي كنند و زبان عربي هم زبان رسمي كشور سوريه مي باشد كه  آن را هم براحتي تكلم مي كنند .

 

--------------------------------------------------------------------------------- 

 

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 19:13  توسط یک جهان سومی  | 

 

ظاهرا این حسین خان درخشان کارش شده گیر دادن به امثال احمد باطبی و افرادی نظیر وی یا در شرایط نامبرده.با همه احترامی که به آقای درخشان دارم و آشنایی با اینتر نت  خود را مدیون سلسلمه مقالات وی در روزنامه های دوم خردادی مانند جامعه می دانم ، اما با بسیاری از عقاید وی مخالف می باشم و ظاهرا قرار دادی نانوشته بین ایشان و تیم سردبیری روزنامه کیهان وجود دارد یا حد اقل پیوندی عاطفی بین این دو وجود دارد . در جهان امروزی سخن گفتن یک نفر به نمایندگی از تمامی افراد یک منطقه جغرافیایی با قلمروی محدود ،که از نظر علم سیاست  کشور نامیده می شود ، نوعی خود بزرگ بینی یا حماقت است . با گسترش وسایل ارتباط جمعی و اینترنت  گروههای زیادی از جامعه فرصت ابراز نظر و انتشار عقاید خود را پیدا کرده اند بخصوص در کشوری مثل ایران که رسانه های رسمی و مطبوعات در سانسور مطلق قرار دارند .حال اگر نگاهی به سایت ها یا وبلاگها بیاندازیم متوجه تنوع نظر ها در باره  عمل باطبی می شویم و اگر با دید آماری اگر بخواهیم تحلیل کنیم ، مطمئنا ستایشگران وی بیشتر از مخالفان نامبرده خواهد شد آن وقت باز هم نمی توان نظر داد که همه مردم با عمل وی موافق هستند .از طرف دیگر سنگینی حکم نامبرده و تبعات ناشی از پرونده باطبی ، شرایط را برای زندگی آینده وی در ایران سخت تر  می کرد اگر در ایران می ماند . حال ایشان به درست یا غلط تصمیم گرفت که از ایران برود و این کار را عملی کرد و برای این کار مجبور شد از افرادی کمک بگیرد که باب میل درخشان نبوده اند شاید اگر قبلا با درخشان هماهنگ می کرد راه بهتری برای فرار پیدا میکرد.

 ----------------------------------------------------

زندگی نامه دکتر محمد معین:

محمد‌ معين د‌ر نهم ارد‌يبهشت 1297 د‌ر شهر رشت د‌ر خانواد‌ه‌اي روحاني متولد‌ گرد‌يد‌. به هنگام طفوليت نخست ماد‌ر و پس از 5 روز پد‌رش د‌ر عنفوان شباب د‌رگذشتند‌. جد‌ پد‌ري وي شيخ محمد‌تقي معين‌العلما كه از علماي روحاني بود‌، به تربيت وي همت گماشت. جد‌ ماد‌ري او شيخ محمد‌ سعيد‌ نيز از علما و مد‌رسان علوم قد‌يمه بود‌.

محمد‌ معين د‌وره ابتد‌ايي را د‌ر د‌بستان اسلامي و د‌وره اول متوسط را د‌ر د‌بيرستان نمره 1 (كه بعد‌ها به نام د‌بيرستان شاهپور خواند‌ه شد‌) طي كرد‌. د‌ر اوان تحصيل ............

بقیه در ادامه مطلب

 

 


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:25  توسط یک جهان سومی  | 


كتاب «د‌ن كيشوت» سروانتس بسيار شيرين و طنزآميز است. مي‌‌گويند‌: روزي فيليپ د‌وم پاد‌شاه اسپانيا از پنجره كاخش، مرد‌ي را د‌ر باغ كاخ مشاهد‌ه كرد‌ كه مشغول مطالعه كتابي است و از شد‌ت خند‌ه به سر خود‌ مي‌‌زند‌، فيليپ به افراد‌ي كه د‌ر كنارش ايستاد‌ه بود‌ند‌، گفت: از 2 حال خارج نيست: اين مرد‌ يا د‌يوانه است و يا اينكه د‌ارد‌ كتاب د‌ن كيشوت را مي‌‌خواند‌. تحقيق كرد‌ند‌ معلوم شد‌ وي كتاب د‌ن‌كيشوت را مي‌‌خواند‌.

د‌ر كتاب د‌ن‌كيشوت، قهرمان، نجيب‌زاد‌ه‌اي خيال‌پرور، آرمانگرا و بي‌نهايت مضحك و به قول ما پهلوان‌پنبه‌اي است. سروانتس د‌ر اين اثر، زند‌گاني شهسواران را د‌ر لفافه لطايف و وقايع مضحك به شيوه تحسين‌برانگيزي به طنز آورد‌ه و به تصوير كشيد‌ه است

--------------------------------------------------------

خوشا به حال مرد‌م باصفا.

خوشا به حال آنان كه از مال فارغند‌، زيرا كه وارسته‌اند‌.

خوشا به حال آنان كه د‌رد‌ خويش را به ياد‌ د‌ارند‌ و د‌ر آن سرمستي خويش را مي‌ جويند‌.

خوشا به حال آنان كه گرسنه حقيقت و زيبايي‌اند، زيرا گرسنگي‌شان نان مي‌ آورد‌، و تشنگي‌شان آب گوارا.

خوشا به حال آنان كه مهربانند‌، زيرا با همان مهرباني خويش تسلا مي‌‌يابند‌.

خوشا به حال آنان كه د‌لي پاك د‌ارند‌، زيرا با خد‌ا يگانه مي‌‌شوند‌.

خوشا به حال بخشايند‌گان، زيرا بخشش رانصيب مي‌‌برند‌.

خوشا به حال صلح‌د‌هند‌گان، زيرا روحشان برفراز جنگ ساكن مي‌‌شود‌ و خود‌، زمين باير را گلستان مي‌‌كنند‌
.

گزيد‌ه آثار جبران خليل جبران

 

 

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 14:53  توسط یک جهان سومی  | 

اخبار نقل و انتقالات فوتبال كشور اي روزها تحت تاثير خلف وعده هاي بازيكنان مطرح قرار گرفته است . يك بازيكن ظاهرا به يك تيم قول بستن قرار داد مي دهد و قرار داد داخلي هم مي بند و به قول يكي از مديران عامل تيم ها ، قول شرف هم مي دهد و يكهو سر از تيم رقيب و ديگر در مي آورد . درست است  كه فوتبال ما حرفه اي شده ولي در عرف حاكم بر فوتبال حرفه اي دنيا ، بخصوص اروپا كمتر شاهد اين چنين وقايعي هستيم.

مهمترين اتفاق اين چند روز اخير پيوستن محمد پروين فرزند اسطوره فوتبال كشور ، علي پروين به تيم سايپا بود كه ظاهرا باعث دلخوري شديد هواداران تيم پرسپوليس شده .در هفته گذشته بارها مصاحبه هايي از طرف محمد پروين و مسئولين باشگاه پرسپوليس مبني بر پيوستن اين بازيكن به تيم قرمز پوشان بود و حتي بحث بر سر شماره پيراهن وي بود . بيشتر سايت ها هم از پيوستن اين بازيكن و شركت در تمرين اين تيم خبر مي دادند و خود وي نيز از احتمال پيوست نود درصدي به پرسپوليس خبر داده بود . ولي به يكباره با اعلان اسامي تيم ملي و دعوت سر مربي تيم ملي از اين بازكن جديد به اردو معادلات به هم ريخت و نامبرده به تيم سايپا پيوست . تيمي كه سرمربي تيم ملي جزو اعضاي هيات مديره آن مي باشد . ظواهر امر از نوعي معامله پنهان حكايت ميكند : دعوت به تيم ملي و در مقابل رفتن به سايپا . ظاهرا دز طريق تيم ملي مي توان راحت تر به چشم خريداران و دلالان بين المللي تيم ههاي اروپاي آمد نمونه بارز آن بازي دادن مسعود شجاعي در اين چند بازي اخيرو رفتن وي به يك تيم اسپانيايي است كه مورد اشاره مجتبي جباري هم قرار گرفته البته در قابليت هاي مسعود شجاعي ذره اي ترديد نمي توان داشت ولي به چشم آمدن يك بازيكن خيلي مهم مي باشد .

علي دايي خود يك روزگاري از وضع حاكم بر فوتبال كشور شكايت داشت و رسيدن به مدارج بالاي فوتبال را داشتن لابي قوي مي دانست ، حال خود نيز به اين شرايط تن داده و جزوي از مافياي فوتبال شده است مربي تحصيل كرده و جاه طلبي كه  كه در سطح باشگاهي بالاترين مدارج را پيموده و حال در كسوت سرمربي گري تيم ملي نقش مهمي نيز در نقل وانتقال بازكنان در سطح باشگاهي دارد . شايد انتقال محمد پروين به سايپا اداي ديني باشد بر نقش مدير عامل اين تيم در انتصاب دايي به سرمربي گري تيم ملي .همگان به خاطر دارند كه تا قبل از بازي تيم پرسپوليس و برق در شيراز افشين قطبي به عنوان سرمربي تيم ملي نامبرده مي شد و حتي قبل از بازي هم وي از بازيكنان خداحافظي كرده بود ولي بعد از بازي به يكباره از سوي خبر گزاريها علي دايي به عنوان سرمربي تيم ملي اعلام شد .

در يكي از برنامه هاي نود به مجري گري عادل فردوسي پور كه اتفاقا علي دايي هم كه آن زمان در تيم سايپا به عنوان بازكن توپ مي زد به عنوان مهمان شركت داشت صحبت از تيم ملي و وجود باند و سليقه در انتخاب بازكن به ميان آمد و جناب دايي يك خاطره را براي مردم و بينندگان تعريف كرد . وي عنوان داشت در زماني كه در بانك تجارت بازي مي كرد از طرف سرمربي  وقت تيم ملي ،علي پروين به اردو دعوت مي شود و زمان اردو هم در اواخر زمستان بوده . در داخل اردو و بعد از چند روز تمرين واسطه هايي نزد دايي مي آيند و از او ميخواهند كه به تيم پرسپئليس ملحق شود البته شرط ماندن در اردو و تركيب نهايي تيم ملي را پيوستن به پرسپوليس مي دانند و دايي هم به آنها جواب رد مي دهد . شخص دايي در برنامه نود صراحتا اعلام كرد كه با جواب رد دادن به اين خواسته از تيم ملي خط خورد و در 28 اسفند آن سال و با اتوبوس از تهران عازم اردبيل شد .

حال زمانه دقيقا بر عكس شده و ظاهرا اين بار پروين به درخواست دايي جواب مثبت داده و تا با ماشين مدل بالاي پدر اردوي تيم ملي را ترك نكند و به خانه بر نگردد.

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 18:57  توسط یک جهان سومی  | 

 

خوشبختانه یا متاسفانه دولت نهم آنقدر کارهای عجیب و غریب می کند که تحلیل و توضیح آن ُ به قولی مثنوی را هفتاد من میکند . جدا از کارهای کارشناسی نشده در حوزه اقتصاد و سخنان نسنجیده در  باره سیاست خارجی و همچنین اشاعه خرافات ُ توسط رئیس جمهور محترم ُ ظاهرا در حوزه فرهنگ اقدامات گسترده و اساسی  صورت گرفته و همچنان ادامه دارد تا اغیار را از فرهنگ و گستره آن حذف کنند.ظاهرا مردم هم سرشان گرم به گرانی و تورم می باشد و زیاد برایشان مهم نیست که چرا فلان نویسنده کتابش چاپ نمی شود یا فلان استاد محترمانه اخراج (باز نشسته ) می شود .روز گذشته در روزنامه اطلاعات  نامه دکتر نعمت احمدی را در باره  بازنشستگی بزرگ استاد تاریخ این مرز وبوم ُ جناب دکتر باستارنی پاریزی ُ به رئیس جمهور  را چاپ کرده بود که در ادامه آورده می شود .

براستی بعد از انقلاب چند استاد نظیر باستانی پاریزی ُ مرحوم زرین کوب ُ اسلامی ندوشن ُشجاع الدین شفا ُو...........در ایران پرورش یافته اند؟

 

 

آقاي رئيس جمهور، استاد بازنشسته نمي‌شود؟

 

دکتر نعمت احمدی

 

مدتي قبل در فراهان زادگاه ميرزاتقي‌خان اميركبير با حضور رئيس جمهور دكتر احمدي‌نژاد كنگره‌اي برگزار شد. وقتي مجري برنامه ضمن دعوت از آقاي دكتر رضا شعباني از ايشان به عنوان استاد بازنشسته دانشگاه شهيد بهشتي ياد كرد، رئيس‌جمهور به جدّ گفتند: <استاد بازنشسته نمي‌شود> و اين يكي از بهترين‌ گفته‌هاي رئيس جمهور بود كه خود دانشگاهي است، اما امروز خبري را شنيدم كه ............

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 8:7  توسط یک جهان سومی  | 

 

امروز هيجده تير برابر با هشت جون يا به قول فرانسوي ها ‍ژوئن است در چنين روزي در سال 1378 در تهران ............ببخشيد در چنين روزي در سال 1890 ميلادي يك اتفاق مهم رخ داد .يعني يك اختراعی كه سرنوشت بشريت را تغيير داد .يك آقاي آلماني با ديدن رنج و مشقت خانم هاي خانه دار در روشن كردن فتيله چراغ و همچنين با ديدن مشقت كارگران كوره ها به فكر افتاد وسيله اي درست كند كه روشن كردن فتيله و كوره و هر چيز قابل اشتعال را راحت كند . پس از مدتي تلاش بالاخره آقاي «كامبرر» كبريت را ساخت .البته كبريت ساخت اين ژرمن با كبريت هاي امروزي تفاوت داشت و كندي احتراق مشخصه آن بود . بعد از اين آقا چند نفر ديگر روي اين وسيله كار كردند تا اينكه يك يانكي ينگه دنيايي به نام : «فيليپس» موفق شد كبريتي مشابه كبريت هاي امروزي بسازد .

 ديگر اينكه در چنين روزي در تهران ...........

 بابا بي خيال

 (اين مطلب اقتباس وكپي برداري از يك مقاله آقاي دكتر مرتضي مرديها در روزنامه هاي اصلاح طلب بود با عنوان: 16 آذر را فراموش كنيد)

 

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 8:15  توسط یک جهان سومی  | 

 

به تازگی سفری داشتم به شهر قم . شهری مذهبی که با زیارتگاه حضرت معصومه و البته آب شور معروف می باشد . ظاهر این شهر با شهرهای دیگر فرق دارد نمونه مشخص آن حجاب زنان می باشد که اکثر آنها با چادر رفت و امد می کنند و اگر افرادی با پوشش غیر از چادر مشاهده شود حتما مسافر هستند .ظاهرا مسئولین به این امر راضی هستند و ظاهر قضیه را چسبیده اند و از باطن یا خبر ندارند و یا اینکه خبر دارند و جرات ابراز ندارند بطوریکه چند وقت پیش در یکی از سایت ها آمده بود که بسیاری از خانم های قمی دارای دوست پسر می باشند .این امر بر عکس شعر مولوی است در جاییکه خداوند به موسی می فرماید : ما برون را ننگریم و قال را     ما درون را بنگریم و حال را  ، حال حکایت قم را اینطور باید گفت : ما برون را بنگریم قال     نه درون را بنگریم و حال را.

چند مدت پیش در محضر کلاس یک استاد ساکن قم که بودیم ، ایشان می گفتند که شهر قم در مصرف مواد مخدر ، در ایران بعد از تهران مقام دوم را دارد . این هم نمونه یک شهر مذهبی . در هر صورت مشخصه قم به ظاهر مذهبی آن است . البته در قم به غیر از حرم حضرت معصومه یک مکان خیلی معروف فرهنگی نیز وجود دارد که دارای شهرت بین المللی است . آن کتابخانه مرحوم علامه مرعشی با بیش از پنجاه هزار نسخه خطی . این کتابخانه دارای ردیف بودجه بوده  و معروف ترین کتابخانه خاورمیانه می باشد و جنازه مرحوم مرعشی هم در وردی کتابخانه ، طبق وصیت ان مرحوم دفن شده است.

بخش قرنطینه و مرمت این مکان بسیار پیشرفته می باشد و افراد متخصص و مجرب در این مکانها فعالیت می کنند.مرحوم مرعشی در یک سفر به اسپانیا برای معالجه چشم ، یک انجیل بسیار نفیس و قدیمی آوردند که  صفحات این کتاب از پوست آهو درست شده است . مرحوم مرعشی تنها عالمی بود که به سفر حج نرفتند.

برای آشنایی بیشتر می توانید از وب سایت کتابخانه مرعشی استفاده فرمایید.

 

 

در قرن چهارم هجری شرق اسلام همه سنی بودند به غیر قم  گویند سنی متعصبی حاکم قم شد ، اطلاع یافت که اهل قم از شدت خصومت با خلفا حتی اسم ابوبکر و عمر نمی گذارند، روزی بزرگان شهر را احضار کرد و گفت:به من گفته اند شما صحابه پیامبر را دشمن می دارید و از شدت عناد حتی نام ایشان را را بر فرزندان خود نمی گذارید ، به خدا قسم اگر کسی نامش مسلما ابوبکر یا عمر باشد نزد من نیاورید چنین و چنان می کنم .

قمیان سه روز مهلت خواستند و شهر را زیر و رو کردند و جز ژنده پوشی بدقیافه،ابوبکر نام به دست نیاوردند-این عرب نیز غریب بود و پدر ومادرش از جای دیگر آمده در قم ساکن شده بودند – اورا نزد حاکم بردند ، دشنامشان داد و گفت : زشت ترین مخلوق خدا را نزد من آورده اید ؟ با من شوخی تان گرفته؟ و دستور داد سیلی شان بزنند ، از آن میان ظریفی گفت :ای امیر هرچه خواهی کن اما بدان که آب و هوای قم ، ابوبکر نامی خوشگل تر از این عمل نمی آید. حاکم را خنده گرفت و مرخصشان کرد »*

در اینکه چطور قمیان شیعه شدند ، مقدسی در کتاب احسن التقاسیم  فی معرفت الاقالیم آورده که  در قرن اول هجری یاران عبدالرحمن ابن اشعث قم را گرفتند و پسر رئیس این گروه تربیت شده کوفه بود.

 

*معجم البلدان نوشته ابو عبدالله یاقوت حموی

 

---------------------------------------------------------------------------

 

ارباب حلقه ها

 

 

ارباب حلقه ها

 

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 8:7  توسط یک جهان سومی  | 

رواج خرافه توسط مدعيان دين ومذهب امري واضح مي باشد كافي است به يكي از مجالس مذهبي رفته  تا با عمق فاجعه ربرو شد . امروز براي شركت در مجلس ترحيم يكي از بستگان توفيق اجباري نصيب مان شد تا با افاضات يك واعظ محترم سرمان گرم شود . اين روحاني در مجلس ختم از ائمه و سيره زندگي شان سخن مي گفت . ايشان در صحبت هايشان به روايتي اشاره كردند از سلمان فارسي . طبق ادعاي اين سيد ، روزي سلمان براي كاري به خانه پيامبر مي روند و درب منزل را مي زنند . حضرت فاطمه به پشت در مي آيند و سلمان با ديدن چادر وصله خورده آن حضرت متاثر شده و اشك از چشمانشان سرازير مي شود . سلمان مي گويد : آنقدر  چادر حضرت وصله خورده بود كه پارچه اصلي چادر مشخص نبود و من از ديدن اين صحنه متاثر شدم و به پيامبر اعتراض كردم ولي پيامبر فرمود : ما براي اين جهان ساخته نشده ايم .

اين اگر خرافه نيست پس چيست؟ يادم مي آيد در كلاس اخلاق اسلامي دانشگاه روحاني محترم و استاد كلاس به مناسبت تولد فاطمه زهرا روايتي را عنوان كردند . ايشان گفتند كه روزي پيامبر در منزل بود كه جبرئيل نازل شد و به پيامبر عرض كرد كه امروز درب خانه را ببند و با ميوه هاي بهشتي كه از جنت آورده شده افطار كن . پيامبر امر خداوند را اجرا كردند و آن روز را با ميوه هاي بهشتي افطار كردند . خوب بعد چي شد؟جناب روحاني محترم در ادامه فرمودند كه آنشب پيامبر با حضرت خديجه همبستر شدند و به اين وسيله نطفه فاطمه با ميوه بهشتي بسته شده .

از اين موارد زياد است و در ظاهر هيچ كاري هم نمي توان كرد اما عمق فاجعه زماني است كه يك نفر از مقامات عالي مملكت به رواج خرافه بپردازد مثل شخص رئيس جمهور . هيچ كاري هم نمي توان كرد اگر روحانيي هم اعتراض كند به تند ترين شكل با وي برخورد مي شود . نمونه اش مطلب منتجب نيا در باره رئيس جمهور و عكس العمل نسبت به ايشان . خدا به خير كند سرنوشت اين كشور و ملت را با اين گونه افراد.

 

 

متن كامل یادداشت تند منتجب نیا در باره رئیس جمهور در روزنامه اعتماد ملی روز سه شنبه ۱۱/۴/۱۳۸۷

 

 

اين مطلب به دنبال طرح برخي مباحث خرافه‌گرايانه در سال‌هاي اخير در كشور نگارش يافته و به نقد اين انديشه‌ها پرداخته است. كه در ادامه آن با طرح چند سوال از رئيس‌جمهور و استمداد از علما و مراجع تقليد آفات رواج اين خرافات گوشزد شده است. بدون شك علماي بزرگوار شيعه در طول تاريخ تشيع، پاسداران حريم عقايد و احكام اسلا‌م و مذهب شيعه بوده و در برابر هرگونه كج‌انديشي و كجروي به شدت مقابله كرده و در اين راه جمع زيادي از بهترين آنان به شهادت رسيده‌اند.

يكي از انحرافات و كج‌انديشي‌هاي ديني، ظهور بدعت در دين و افزودن به مفاهيم و احكام اسلا‌م و مذهب توسط شيادان و فرصت‌طلبان بوده است كه به حكم «اذا ظهرت البدع فللعالم ان يظهر علمه و الا‌ فعليه لعنه الله» عالمان ديني با تمام قدرت بدعت‌ها و نوآوري‌هاي غيرديني به نام دين را زدوده و دست پليد بدعت‌گذاران را كوتاه كرده‌اند. از اين رو، سلا‌طين، پادشاهان و قدرت‌هاي جهاني تاكنون نتوانسته‌اند ساحت مقدس اسلا‌م، تشيع و اهل بيت عصمت و طهارت را ملكوك و مخدوش سازند. يكي از عقايد شيعه كه مي‌توانست وسيله سوءاستفاده شيادان واقع شود اعتقاد به اصل مهدويت و انديشه مترقي و حركت‌ساز انتظار فرج است كه همه طرفداران اديان آسماني به نحوي اين عقيده را داشته و در انتظار منجي عالم بشريت مي‌باشند. در روايات رسيده از ائمه طاهرين عليهم السلا‌م، ضمن تاكيد فراوان بر اصل مهدويت و بشارت قطعي به ظهور حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف، به منظور پيشگيري از هرگونه انحراف و سوءاستفاده افراد از اين عقيده ريشه‌دار، توصيه‌هاي اكيدي به عمل آمده است، از جمله: ‌

1- نهي از تعيين زمان ظهور آن حضرت و بيان اينكه اين امر از اسرار الهي است و كسي جز خداوند نسبت به آن آگاهي ندارد با اين عبارت كه «ما اهل بيت هرگز زمان ظهور را تعيين نخواهيم كرد» يا «دروغ مي‌گويند تعيين‌كنندگان زمان براي ظهور حضرت ! دروغ مي‌گويند...! دروغ مي‌گويند...!» ‌

2- توصيه به تكذيب هر كسي كه ادعاي مشاهده و زيارت حضرت مهدي(عج) را بكند و او را كاذب و افترازننده معرفي كردن. ما در يادداشت قبلي برخي از روايات فوق را به‌طور مستند از كتاب‌هاي معتبر روايي نقل كرديم. نقل قول‌ها و شايعات: از زمان روي كار آمدن آقاي احمدي‌نژاد و دولت ايشان، در ميان خواص و اخيرا عامه مردم، يعني مردم كوچه و بازار مطالبي به نقل از رئيس‌جمهور و برخي معاونين و نزديكان ايشان، روي زبان‌ها جاري است و بسياري از آن مطالب به صورت مستند و با ذكر زمان و مكان و گوينده‌هاي آنها نقل مي‌شود. از باب مثال:

الف: در سال اول رياست‌جمهوري آقاي احمدي‌نژاد، با دو واسطه نقل شد كه ايشان در سفر استاني به سيستان و بلوچستان و در پاسخ به اعتراض يكي از معاونين كه اعتبارات كشور محدود است و چرا اين همه وعده‌هاي ده‌ها ميليارد توماني به هر شهر داده مي‌شود، گفته است: «نگران نباشيد دو سال ديگر امام زمان (عج) ظهور مي‌كند و همه مشكلا‌ت را حل مي‌كند.» ‌

ب: نماينده‌اي از شوراي اسلا‌مي، نقل مي‌كرد روزي در ملا‌قات رئيس‌جمهور با مقام معظم رهبري ايشان نسبت به اظهاراتش و وعده ظهور حضرت در دو سال ديگر مورد اعتراض شديد رهبري واقع شد و در جواب گفت: «كساني كه با ايشان در تماس هستند، گفته‌اند» و پس از خروج از دفتر رهبري، اظهار كرده است: «ايشان تصور مي‌كند من رئيس‌جمهور او هستم، من رئيس‌جمهور امام زمان(عج) مي‌باشم.» ‌

ج: پس از سفر به نيويورك و شركت در اجلا‌س سازمان ملل، در ملا‌قات با آيت‌الله جوادي‌آملي، اظهار كرده است: «هنگام سخنراني ‌هاله‌اي از نور اطراف سر و صورت خود مشاهده كردم و همه مخاطبان ميخكوب شده و مجذوب من گرديدند» كه مورد انتقاد و بي‌اعتنايي آيت‌الله جوادي‌آملي قرار گرفت و سي‌دي اين ملا‌قات در سطح وسيع در ميان مردم پخش شده است. ‌

د: بين خواص شايع است كه گاهي سر سفره خوراك، يك بشقاب و قاشق و چنگال را در جاي خالي كنار گذاشته و اظهار مي‌كنند اين براي آقا امام زمان است. ‌

هـ: شخصي نقل كرده است، روزي يكي از نزديكان رئيس‌جمهور من را دعوت به شركت در نماز جماعت آقا كرد و من به تصور اينكه امام جماعت، مقام رهبري است با او به محلي رفتيم. وقت نماز مشاهده كردم صف نماز تشكيل شد در حالي كه امام جماعت حضور ندارد و فقط سجاده‌اي پهن است، وقتي سوال كردم كه رهبري كي تشريف مي‌آورند؟ گفتند: هيس ! امام جماعت، حضرت ولي عصر(عج) است.

و: اخيراً بارها در اظهارات رئيس‌جمهور، معاونين، مشاورين و... اين جمله فراوان به كار مي‌رود كه اين دولت را امام زمان(عج) مديريت يا اداره مي‌فرمايد. و موارد فراوان ديگر.

ز: در روزهاي گذشته آقاي رئيس‌جمهور كساني را كه ‌هاله نور را انكار مي‌كنند به مخدوش بودن عقيده متهم كرده است و مشاور رئيس‌جمهور در امور روحانيت طي مصاحبه‌اي، از تقدير و تشكر مراجع عظام و علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت ولي عصر(عج) بودن و استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري، حكايت كرده و منتقدان را به «مشكل داشتن در اصل مهدويت» و «ترديد در اعتقاد به ولي عصر (عج)» متهم كرده و دستور داده است كه «بايد در اعتقادات خود تجديدنظر كنند.» ‌

چند سوال از رئيس‌جمهور: ‌
صرف‌نظر از اينكه چنين شايعاتي چگونه اعتقادات مردم و نسل جوان را تضعيف مي‌كند و مورد استهزا و تمسخر دستگاه‌هاي تبليغاتي بيگانه و دشمنان اسلا‌م و تشيع قرار گرفته است و قطع نظر از اينكه نتيجه اين سخنان، انتساب همه ضعف‌ها، كاستي‌ها، سوءمديريت‌ها، افزايش تورم و گراني و... به حضرت ولي‌عصر(عج) مي‌باشد و اين بزرگ‌ترين ظلم و جفا و توهين به ساحت آن حضرت است.

1- آيا اين نقل قول‌ها و شايعات در محافل خصوصي و عمومي راست است يا دروغ؟ خواهش مي‌كنيم خيلي صريح و شفاف پاسخ دهيد و از كلي‌گويي يا فرافكني يا متهم كردن ديگران پرهيز كنيد. ‌

2- اگر حتي يك مورد آن راست و صادق است شما اين عقيده را كه برخلا‌ف نظريه همه علماي شيعه از صدر تاكنون است، از كجا آورده‌ايد و در برابر آن همه روايت معتبر و فرمايشات بزرگان شيعه چه پاسخي داريد؟ ‌

3- اگر راست است، مقصود شما از بيان اين مطالب غيرواقعي چيست؟ آيا تصور مي‌كنيد اين سخنان، مي‌تواند نارضايتي و اعتراضات مردم را نسبت به گراني، تورم و سوءمديريت دولت توجيه كند؟ ‌

4- اگر راست است، پس از گذشت 3 سال و كذب بودن اين وعده‌ها، مسوول مخدوش شدن عقايد مردم و جوانان چه افرادي خواهند بود؟! ‌

چند سوال از مراجع تقليد و فضلا‌: ‌
1- آيا دستور فرموده‌ايد درباره اين نقل‌قول‌هاي شايع و رايج بررسي كنند؟! ‌
2- آيا به نظر مبارك آقايان تمامي اين نقل‌ها دروغ و كذب است؟! ‌

3- اگر حتي يك مورد از اين ادعاها، صحت نقل داشته باشد، آيا جاي آن نيست كه در برابر آن با شدت و قاطعيت ايستادگي كنيد و از حريم عقايد اسلا‌مي و شيعي ناب پاسداري فرماييد؟ ‌

4- آيا نقل قول مشاور رئيس‌جمهور، مبني بر "استقبال فضلا‌ از سخنان رئيس‌جمهوري و تقدير مراجع عظام، علما و روحانيون از رئيس‌جمهور در خصوص مورد عنايت حضرت ولي‌عصر(عج) بودن" صحيح است يا دروغ؟ ‌

5- اگر صحيح است چرا؟ و اگر دروغ و تهمت است چرا تكذيب نمي‌فرماييد؟!

 
 
Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 19:23  توسط یک جهان سومی  | 

 

در ماه گذشته تهران ميزبان خاوير سولانا بود ظاهرا طرف حامل بسته اي براي ايران  بود و در طرف مقابل ايران هم بسته اي تحويل اين مقام ارشد غربي داد . ظاهرا مذاكرات دو طرف فرسايشي شده و به نظر  مقامات سياست خارجي كشورمان دارند وقت گذراني ميكنند يا مي خواهند اين مذاكرات را مشمول مرور زمان بكنند تا شايد در انتخابات آمريكا دمكراتها راي بياورند و از فشار بر ايران  كمي كاسته شود .در حال حاضر دولت ما در موضع قدرت قرار ندارد و با اين گند كاريهاي داخل كشور هر روز بر موضع ضعف نيز افزوده مي شود  حال با اين وضعيت مقامات لجبازي هم مي كنند و در اقدامي انقلابي شروع به كندن قبر هم براي متجاوزين احتمالي نموده اند .

 اين شرايط مرا به ياد داستان «قاضي شاخ دار» انداخت :

«در زمان خلافت  « حاكم بامرالله»  يك شخص منصب قضاوت را عهده دار بود كه در موقع قضاوت كلاهي برسرش داشت كه روي آن كلاه دو شاخ نصب كرده بود . هدف از اين كار  تنبيه هر يك از طرفين دعوا بود كه  معاند و لجباز بودند . خليفه اين مطلب را شنيد و يك روز به ديدن قاضي رفت  و دليل اين كار را جويا شد . جناب قاضي از خليفه خواست كه يك روز پشت پرده بنشيند تا به درجه لجبازي و  كودني  جماعت پي ببرد  در همين اثنا دو نفر آمدند كه يكي از ديگري صد دينار طلب داشت و طرف نيز معترف بود اما مي خواست به اقساط بپردازد . قاضي نخست پيشنهاد كرد ماهي ده دينار بدهد بدهكار نپذيرفت، وسپس دو دينار و يك دينار آنگاه نيم دينار در ماه ، باز هم بدهكار اظهار عجز كرد قاضي پرسيد پس چه مبلغ مي تواني بپردازي؟ بدهكار پاسخ داد : سالي ربع دينار آن هم به شرطي كه طلبكار را زنداني كني ، چه اگر از پرداخت عاجز شوم  و وي آزاد باشد ، مرا بكشد .

 در اين موقع خليفه از قاضي پرسيد : اين را چند شاخ مي زني؟ قاضي پاسخ داد : يكي ، خليفه گفت : دو بار شاخش بزن ، يا يكي تو بزن و يكي هم من.*»

 

 

* ادب القاضی/ تالیف ابی العباس احمد بن احمد ابن القاص الطبری الشافعی؛ تحقیق احمد فرید المزیدی.-- بیروت: دار الکتب العلمیه،۲۰۰۷ .  ص 22



Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:57  توسط یک جهان سومی  | 

یک فامیلی داریم که پیرمرد وارسته و صاحب فضیلتی می باشد تکیه کلام این حاج آقا در برابر وقایع و اتفاقات تلخ و شیرین روز همیشه یک جمله می باشد که می گوید : « انشا الله که خیر است » . بعد از  خواب اصحاب کهفی جناب شیخ کروبی در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 و انتخاب احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ، خیلی ها به حق نگران وضعیت به وجود آمده بودند ولی در همین نگرانی به جا و آینده نگرانه به ظاهر خیر هایی نیز وجود دشته و همیشه جمله آن پیرمرد وارسته را به یاد می آورم .

جدا از شاهکارهای احمدی نژاد در مملکت داری که نیازی به هیچ توضیح ندارد وقایع این چند مدت اخیر امسال  نوعی امیدواری را به وجود آورده . در زمان اصلاحات کوچکترین صدای افشاگرانه با واکنش شدید مواجه می شد و افرادی مثل گنجی یا باقی به خاطر همین افشاگری های خود روانه زندان شدند ، ولی در این یک ماه اخیر سخنان شخصی به نام پالیزدار باعث تقابل دو گروه از تندرو های حاکمیت علیه هم شده .

واکنش به اقدامات دادستان تهران ( جناب مرتضوی ) در بازداشت  عده ای و همچنین بازرسی منزل نماینده مجلس و اعتراض شدید به این عالی جناب  نوید بخش حرکتی جدید در اعتراض به  اقدامات شخص مرتضوی می باشد . نامه به رئیس قوه قضائیه و تقاضای محاکمه نامبرده  توسط عده ای از اصولگرایان شاید در مخیله کسی نمی گنچجید ولی این یکی از خیرهای دولت احمدی نژاد می باشد  . امید می رود که این روند ادامه یابد و دادستان محترم جوابگوی بسیاری از اقدامات خود در سالهای گذشته (نظیر توقیف مطبوعات آزاد اندیش ) باشد .

 

نامه 600 تن از فارغ التحصیلان دانشگاه ها  برای محاکمه مرتضوی در ادامه مطلب

 


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 9:0  توسط یک جهان سومی  | 

 

ویلفردو پارتو جامعه شناس ایتالیایی در رساله خود در باب سیاست ، سیاستمداران را به دو گروه شیر صفت و روباه صفت  تقسیم می کند . به نظر وی مردان سیاست باید با تدبیر بوده و بیشتر با صبر و حوصله به دنبال اهداف خود باشند و در نتیجه توصیه می کند که سیاستمدار خوب باید روبه صفت باشد . البته زمانه زندگی پارتو  در سالهای میانی سده 1800 میلادی با امروز فرق می کرد و الان نمی توان همان قانون را در جامعه امروز  تعمیم داد . به نظر نگارنده در شرایط امروز و وضعیت ضعیف جماعت اصلاح طلب وجود یک سیاستمدار شیر صفت برای انتخابات سال آینده ریاست جمهوری ضروری می باشد  اگر خاتمی در خرداد 76 با نتیجه خیره کننده موفق به راهیابی به راس قوه مجریه گردید ، یک دلیلش وجود افرادی مثل کروبی در دوران قبل از ماراتن انتخابات بود . شرایط امروز اجتماعی ایران با آندوره زیاد فرق می کند و یک دلیلش وجود سیاستمداری پوپولیست در کاخ ریا ست جمهوری می باشد شرایط ضعیف اقتصادی اکثریت جامعه و همچنین پیشینه نه چندان خوب اقتصادی رقیب در تیر 84 باعث موفقیت احمدی نژاد در برابر هاشمی گردید و اصلاح طلبان برای موفقیت نیاز به شخصی دارند که دارای شهامت و زبان تند باشد و متاسفانه خاتمی دارای چنین خصوصیاتی نمی باشد . اصولا خاتمی یک انسان فیلسوف و با فرهنگ بوده که به درد سیاست  کثیف این مملکت نمی خورد و چنین اشخاصی باید در جامعه  دارای خصوصیت مدنی بالا در راس قدرت قرار بگیرند . از طرف دیگر عملکرد احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری شخصی را را برای رقابت می طلبد که شبیه خودش باشد و شخص کروبی قدرتمند ترین فرد در این حوزه می تواند باشد . شاید اصلاح طلبان بخواهند نامهای دیگری مثل شیخ عبدالله نوری یا مهاجرانی را بخواهند برای هزینه کردن نظام  به صحنه بیاورند ولی نباید از یاد برد که نحوه برخورد حاکمیت با این دو نفر ، آنان را چندان برای آمدن ترغیب نخواهد کرد و از طرف دیگر عناصر افراطی در نهاد های نظارتی شبیه شورای نگهبان تا کنون بارها با عملکرد خود این واقعیت را عنوان داشته اند که هیچ ابایی از به خطر انداختن مشروعیت نظام در عرصه بین الملل نداشته و نخواهند داشت و اصولا آنان برای افکار عمومی بین الملل ارزشی قایل نیستند . کروبی سیاستمدار شیر صفتی است  که به راحتی میتواند از فیلتر نظارت شورای نگهبان بگذرد  سخنان وی بعد از شکست در انتخابات 84 و انتقاد تند وی از عملکرد فرزند ارشد ترین شخص حاکمیت ، نشان از در حاشیه امن بودن وی از هر گونه تهدید قضایی در نظام می باشد . هرچند کروبی در کارنامه سیاسی خودش دارای نکاتی تاریک در عملکردش به خصوص در دوران ریاست مجلس ششم می باشد( نظیر قانون مطبوعات) و از طرف دیگر اظهار نظرهای وی در آستانه انتخابات مجلس هشتم در باره تندروی های اصلاح طلبان در مجلس ششم ، با استقبال رسانه های تندرویی نظیر کیهان قرار گرفت ، ولی نامبرده دارای  شجاعتی مثال زدنی در مخالفت با افراطی گری های جناح حاکم می باشد و شخص دیگر در عرصه سیاسی امروزین ایران واجد چنین خصوصیاتی نیست و اگر هم باشد  صدایش با سرعت خاموش می شود .

 

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:31  توسط یک جهان سومی  | 

 

بدون هیچ توضیح اضافی:

« در روزنامه سمنان  نوشته اند كه در ايراج، كه محال جندق است ، سربازي شيردل نام فوت شده بود  . او را غسل دادند. بعد از غسل خواستند كه از روي تخته برداشته كفن نمايند ، ناگاه از روي تخته حركت كرده ، نشسته به خويشان  خود گفت : برويد محمدرضا بيك كدخدا را حاضر نماييد. رفته او را  آورده بودند و ميت گفته بود كه ده تومان از فلان شخص دزديدم .هفت تومان آن را ملك خريده ام و سه تومان را هم الاغي خريده ام و الاغ را فرستاده ام گندم بياورد . آن ملك و آن الاغ را به صاحب تنخواه بدهيد . بعد از اتمام اين گفت و گوها دراز شده و دوبار به حالت مرگ  عود كرده است»