تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

 

یک روز یک ینده خدایی (دردهم اردیبهشت 1275 شمسی) به یک بستنی فروشی در شهر ری  رفت که اسم صاحب آن ممد ریش بود . فرد یاد شده بعد از خوردن بستنی  چنان از خود بیخود شد که فردایش دست به ترور شاه مملکت کرد . میرزا رضا کرمانی در پرونده خود عنوان داشت که روز قبل از ترور از دکان بستنی فروشی ممد ریش بستنی خریده و خورده بود .بازجو های محترم هم باشنیدن این اعتراف دست به کار شدند و سراغ بستنی فروش بی خبر از همه جا رفتند و این بدبخت را در نظمیه  مورد شکنجه و کتک کاری قرار دادند و در حین بازجویی به فرد یاد شده می گفتند که: پدر سوخته! در بستنی هایت چی ریخته بودی که به میرزای شال فروش فقیر، آن قدر جرات بخشیده که شاه مملکت را کشت   زود باش واقعیت را بگو .

دست آخر بازجویان هیچ نتیجه ای از این کار نگرفتند و فرد بیچاره را رهایش ساختند . ممد ریش هم با خود هی می گفت : من روزی هزار تا بستنی می فروشم  اگر قرار است هر کس در دکان من بستنی خورد آدم بکشد ، دیگر کسی الان زنده نبود .

ظاهرا واقعه ترور ناصرالدین شاه ، اعتبار و شهرت بیشتری به کسب و کار جناب ممد ریش داد و باعث وسعت کار وی گشت .

ممد ریش اولین کسی بود که در تهران به معنی واقعی بستنی ساخت  و وی برای اولین بار خامه را به بستنی اضافه کرد . وی دارای قدی کوتاه و شکمی بزرگ و هیکلی بوده و همیشه هم با یک پیراهن نازک و کوتاه راه می رفت.

ریش انبوه  و سیاه که دوشاخ شده بود باعث نامیدن وی به ممد ریش بوده و تصنیف معروفی هم برای بستنی وی سروده شده بود با این مطلع:

ز تهرون تا به قلهک تا به تجریش          عجب بستنی داره ، ممد ریش

چون این جناب بستنی فروش صاحب فرزند نمی شد خواهر زاده خود را وارد این کار کرد به اسم : اکبر  که بعد ها به اکبر مشدی معروف شد  . اکبر مشدی هم با همان کیفیت شروع به تولید بستنی کرد . آوازه بستنی اکبر مشهدی ملایری (مشدی) که سابقه کار در آشپزخانه دربار قاجار را داشت ، به اروپا و آمریکا نیز کشیده شد .

چندی پیش تلویزیون ایران سریالی پخش کرد از کشور کره که در رابطه با زندگی یک آشپز به نام یانگوم بود . در راست یا دروغ بودن سرگذشت این شیر زن ! اظهار نظر نمی توان کرد ولی نکته اینجاست که چشم بادامی های شرقی با خالی بندی یا واقعیت چنان خانه های ما را به تسخیر در می آورند که آدمی حس می کند تاریخ این مرز و بوم خالی از هر گونه سرنوشت های مشابه می باشد . در صورتی که اگر متولیان پر مدعای فرهنگی کشور کمی بر روی سرمایه های داخلی کشور تکیه کنند بهترین نتیجه را می شود گرفت . این جناب اکبر مشدی هم روزگاری در دربار قاجار مشغول به کار بوده و در آنجا بستنی می ساخت  بعد از انقراض سلسله قاجار ، جناب رضا قلدر تمام پرسنل در بار را اخراج کرد از جمله اکبر مشدی را .خوب همین بابا با ابتکار و سعی و کوشش فراوان شهرت خود را تا اروپا و آمریکا رساند . حال نمی شود از سرگذشت این شخص فیلم یا سریال ساخت؟

می گویند فخر الدوله ، (مادر دکتر امینی ، نخست وزیر سال 1341) از اکبر مشتی خواست تا با هزینه او به پاریس سفر کند و طعم بستنی هایش را به اروپائیان بچشاند و ظاهرا به این خاطر بود که این شخص شهرتش به اروپا رسید.

 

منابع:

1-روزنامه اطلاعات 30 مرداد 1387 صفحه 5

2- در کوچه و خیابان جلد دوم شیر  برنج نامه تالیف دکتر عباس منظر پور صفحه 24 انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 12:59  توسط یک جهان سومی  | 

من مورخ نیستم و به قول آفتاب شرقی از ۲۸ مرداد و نقش آفرینان این رویداد به اندازه کافی نوشته و کتاب هست . ولی یک نکته از این واقعه وجود دارد که نمی شود از آن گذشت:

در انقلاب مشروطه( ۱۰۰ سال پیش) یک تاجر در تهران ۲۵ میلوین تومان خرج کرد تا این انقلاب به ثمر بنشیند . حال اگر دیگران هم این کار را کرده اند ( که حتما کرده اند) ما خبر نداریم در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یا به قول رژیم قبل : انقلاب مرداد  هفت میلیون تومان برابر با یک میلیون دلار خرج شد تا بساط  دمکراسی ،مشروطه،مصدق و دار و دسته اش جمع شود . البته این یک میلیون دلار را هم کریم روزولت از ینگه دنیا آورد و شبانه خود و پولش در صندوق عقب ماشین قایم شدند و جناب اشرف ( خواهر توامان شاه) با استفاده از سایر اراذل نظیر شعبان جعفری* ُ زحمت پخش آن را گرفتند  .

نتیجه: انقلاب کم خرج با استفاده های بسیار برای غرب و البته خاندان پهلوی و بعضی حضرات!

 

*یک روز شعبان خان در یکی از برنامه های ماهواره از روی صداقت به این نکته  اشاره کردند . وی در صحبت شان اشاره داشتند که انقلاب مرداد توسط عده ای لات و چاقو کش  هدایت و به ثمر نشست و ۲۵ سال دوام آورد 

انقلاب ارزان

پی نوشت: طبق آخرین خبر پرویز مشرف ، حاکم پاکستان استعفا داد . درست در سالروز ترور ژنرال ضیالحق  کسی که با یک کودتا ذوالفقار علی بوتو ، پدر بی نظیر بو تو را دستگیر ، زندانی و اعدام کرد . چه تقارنی!سرنوشت دیکتاتورها چقدر شبیه هم می باشد.

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 16:54  توسط یک جهان سومی  | 

 

بس در طلبــت خداخدا کـــــــــردم                خود را به خــــدایت آشنا کردم

درعشق تو گلرخا   زشب تا صبح                چون بلبــــــل باغ ناله ها کردم

شبهــــــا همــــــه دامن خیـالت را                 تا صبح گرفتـــم و دعا کـــردم

هر مشکلــــی   اوفتـــــــاد در کارم                 نفرین به رقیــب بی حیـا کردم

تا کشتـــی من به ساحــــل آید باز               رازی به خــدای نا خدا کـــردم

شایـــد که تو حاجتــــم روا سازی                  من حاجت هر که را روا کـردم

یکعمـــر به وعده شاد بنشستــــم                 با جامه صبر خود قـــــبا کردم

آخـــــر زگدایــــــی درت یـــــارا                      دل را  شه کشـور وفـــــا کردم

تا مــــــــژده ای از  دیار یار آمد                    کی دامـن ناله ها    رهــا کردم

                         عشق ار کهن است و جرم من فریاد

                            یک عمــــــــــــر  الهیا خطا کردم

شعر از الهی قمشه ای

پی نوشت:یادم نبود که امروز سالروز کودتای ۲۸ مرداد یا به قول رژیم قبل انقلاب مرداد می باشد .

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 10:11  توسط یک جهان سومی  | 

 

زندگی نامه محمود درویش

محمود درویش در مارچ 1942 در روستای بروه  در منطقه الجلیل فلسطین به دنیا آمد  . به علت یورش سربازهای اسرائیل در سال 1949 به زادگاهش ؛ مجبور به ترک آنجا به همراه خانواده اش گشت . زندگی در شرایط آن زمان و دیدن ظلم وستمی که از طرف اشغالگران بر مردم فلسطین وارد می شد؛ وی را به فعالیت های سیاسی کشاند و به همین خاطر نیز بارها طعم تلخ زندان و اقامت اجباری در منزل را چشید و به عقیده بسیاری از دوستدارانش ؛ زیباترین شعرهایش را در همین دوران سرود. در سال 1970 برای ادامه تحصیلات عازم مسکو شد و یک سال بعد به قاهره عزیمت کرد و به عنوان یک عضو فعال سازمان آزادیبخش فلسطین مشغول به کار شد.

مجموعه گنجشک های بی بال           را در سال 1960 منشر ساخت و برگ های زیتون را در سال 1964 در حیفا منشر ساخت .بسیاری از شعر های  این شاعر به عنوان نماذد مقاومت مطرح شد و به زبانهای گوناگون ترجمه گشت و جوایز متعددی را نصیب این شاعذ مقاومت نمود.

به غیر از شعرهای نامبرده که بیست مجموعه شعر می باشد؛چند کتاب نثر نیز از این شاعر فقید به جا مانده   که معروفترین آن : یادداشتهای روزانه عادی(1976) و حافظه ای برای فراموشی (1987) می باشد .

جایگاه وشهرت درویش در شعرهایش ؛ بیشتر به خاطر نوآوری خلاقانه وی در مفهوم مقاومت مردم فلسطین می باشد  و وی تجربه مردم فلسطین را با توصیف های زیبایش به تحریر در آورده.

 درویش مجموعه تجارب خود را در عرصه بین المللی به رخ تشنگان معرفت رسانید و با درخشش خود در این عرصه ؛ خود را شاعری جهانی معرفی نمود .

 

 این شاعر   در بیمارستانی در هوستون آمریکا در گذشت. او 67 سال داشت و از بیماری قلبی رنج می برد. عمل جراحی قلب باز او که روز چهارشنبۀ گذشته انجام شد، کمکی به بهبود حال وی نکرد.

محمود عباس، رهبر تشکیلات خود مختار فلسطین، هواپیمایی را به آمریکا  فرستاد تا پیکر محمود درویش را به خاک فلسطین بازگرداند. در همین حال مقامات فلسطینی از دولت اسرائیل درخواست کردند که اجازه دهد این شاعر فلسطینی در زادگاهش، الجلیل که امروز جزیی از خاک اسرائیل است، به خاک سپرده شود. و بلاخره پيكر «محمود درويش» شاعر مبارز و پرآوازه فلسطيني، با حضور ده‌ها هزار هم‌وطنش در شهر رام‌الله واقع در كرانه غربي رود اردن، تشيع و طي مراسم با شكوهي به خاك سپرده شد.

از شعر هایش:

 

من شاهد کشتارم

و شهید جغرافیا

من زاده واژه های ساده ام

ریگ سنگ را بالها دیدم من

آنگاه که در  قلبم را بر من فرو بستند

ونقاط بازرسی در من به پا کردند

و رفت و آمد را منع

قلب من کویی شد

و دنده هایم پاره سنگ

..........

 

***********     

..............

.سینه او را گشتند

جز دلش هیچ نیافتند

دل او را گشتند

به جز خلقش نیافتند

صذایش را گشتند

به جز اندوه او او چیزی نیافتند

اندوهش را گشتند

به جز زندان او  او هیچ نیافتند

زندانش را گشتند

به جز خود را در بند نیافتند

********

مزامیر

ای گل سرخ که بیرون از زمان و حواس ایستاده ای

ای بوسه در دستمالهای باد

به یک رویا به ناگاهم فروگیر

جنونم از تو واپس خواهد آمد

 

دور شدم از تو

تا به تو نزدیک شوم

پس زمانم را یافتم

 

و به تو نزدیک شدم

تا زتو دور شوم

پس حواس را یافتم

 

میان دور شدن و نزدیک شدن

سنگی است به حجم رویا

که نه نزدیک می شود

نه به دورتر می رود

وتویی سرزمین من

...........

 

 

منابع:

از سرود باران ؛موسی اسوار ؛ تهران سخن 1381

فرهنگ ادبیات جهان ؛ دکتر حسن خزائل ؛ تهران  نشر کلبه 1383

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 18:26  توسط یک جهان سومی  | 

 

در المپیک 1988 سئول از کشور سورینام فقط یک ورزشکار آن هم  در رشته شنا شرکت کرد . آن زمان در این کشور فقط یک استخر 50 متری وجود داشت . خوب نتیجه تلاش این کاروان یک نفره چه شد؟

کسب یک مدال طلا در شنای 100 متر آن هم در رقابت با مت بیوندی .که البته همین آقای بیوندی در سئول صاحب 5 مدال طلا یک نقره و یک برنز شد .

کاروان ورزشی ایران در المپیک سئول صاحب  تنها یک مدال نقره در کشتی ، توسط عسگری محمدیان ، شد.

دوره قبل مسئولین ورزش کشور  با ارائه آمار تعداد شرکت کنندگان و تعداد مدال های کسب شده عنوان داشتند که موفقیت ایران در کسب مدال از بسیاری از کشورها بهتر بوده.

ظاهرا این دوره هم  باید منتظر افاظاتی دیگر از زبان مسئولین در توجیه نتایج ضعیف باید باشیم.

 

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 7:53  توسط یک جهان سومی  | 

 

مثل اينكه گير سه پيچ برادران اصول گرا به مدرك تحصيلي وزير كشور به مراحل حساس رسيده وطبق آخرين خبر رئيس مجلس به جناب عباسپور ماموريت داده كه در اين مورد تحقيق كند به فرض اگر ادعاي منتقدان درست باشد و ثابت شود مدرك مورد نظر جعلي بوده ، چه نتيجه اي حاصل خواهد شد؟ وزير كه استعفا بده نيست رئيس جمهور هم كه عمرا بخواهد اين وزير كابينه را عوض كند در هيچ دادگاهي هم  يحتمل ،تشكيل نمي گردد و همه چيز مشمول مرور زمان شده و از يادها مي رود . ولي اين كه مدرك هاي جعلي در نزد اكثر مقامات رده هاي مياني حاكميت وجود دارد امري بديهي مي باشد هياهوي دانشگاه هاوايي فراموش نشده است طبق ادعاي بعضي از حضرات نزديك به هزارو پانصد مدرك اين دانشگاه خيالي در اختيار افرادي در كشور قرار گرفته .در انتخابات مجلس هفتم ، دو تن از كانديدهاي مدعي اصلاح طلبي قزوين در تراكت هاي خود به داشتن مدرك كارشناسي ارشد و دكتري از اين دانشگاه اشاره كرده بودند .

ظاهرا در اين زمانه به خيلي از دكتري ها و كارشناس ها بايد با ديده ترديد و شك نگاه كرد .مسئولي كه افتخارش بودن در پست هاي متعدد (بصورت همزمان) مي باشد چطور توانسته مدارج علمي را طي كند آن هم در خارج از كشور اگر ايران بود ميشد باور كرد چون متاسفانه دانشگاههاي كشور مانند كارگاههاي توليدي مدرك صادر مي كنند.

زماني يك بنده خدايي براي شهرداري يكي از شهرهاي استان كانديد شده بود نامبرده به عضو شورا گفته بود كه مدرك ديپلم را نيز ندارد .همين بنده خدا در سال بعد در يك شهر ديگر شهردار شد و شش ماه بعد رئيس دفترش در به در دنبال كتابهايي كه استاد دانشگاه آزاد واحد كرح در رشته علوم سياسي معرفي كرده بود، براي شهردار محترم ، مي گشت  .

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 18:46  توسط یک جهان سومی  | 

بدون شک احمدی نژاد در بین روسای جمهور بعد از انقلاب قدرتمند ترین آنهاست . چرا که در درون حاکمیت مخالف جدی از طرف صاحبان قدرت ندارد و رئیس جمهوری است که بیشترین حمایت را از طرف شخص اول مملکت در کارنامه خود دارد.

احمدی نژاد قترتمند است چون با یک تصمیم طومار یک سازمان بزرگتر از وزارت خانه را می پیچد و با انحلال سازمانی مثل مدیریت و برنامه ریزی قدرت آن را به نمایندگان خود تفویض می کند .رئیس جمهور قدرت دارد چون بر خلاف قانون اساسی عمل میکند و از مهلت مقرر قانون در معرفی وزیر استنکاف می کند ، قدرت وی حتی صدای رئیس مجلس هفتم را نیز در می آورد و این  اعتراض منجر به واگذاری ریاست مقننه  به کس دیگر می شود با همه این حرف ها احمدی نژاد در نزد  صاحبان فرهنگ و اندیشه تنهاست .

 

 احمدی نژاد  رئیس جمهوری است که سابقه فرهنگی ندارد و بیشتر در عرصه های اجرایی سابقه داشته .   تصمیمات دولت نهم در مقوله فرهنگ و جامعه مجازی درست بر خلاف موج جدید جهانی می باشد . در حالیکه اینترنت با رشد صعودی خود به دورترین نقاط دنیا پیش روی می کند متولیان آی تی در ایران  و به خصوص وزرات ارتباطات عرصه 128کیلو بیتی اینترنت و نه بیشتر را ، البته با منت به جماعت کاربر ایران  هدیه می کند همگان می دانند که خود وزارت ارتباطات متولی عرضه پهنای باند می باشد و این محدودیت را نمی توان بر گردن دولت های پیشین یا دستگاهها دیگر مثل مجلس انداخت.

از طرف دیگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی  به ممیزی سخت کتاب افتخار می کند و کتابهایی که چاپ دوم و بیشتر هستند را نیز از لبه تیغ می گذراند . کافی است پای درد دل یک نویسنده یا ناشر نشست و از وجود محدودیت سفت و سخت در این مقوله با خبر شد  . وزارت جمیله فرهنگ حتی  طی بخشنامه ای به کتابخانه های کشور اهدا کتاب به این مکانهارا نیز محدود کرده و خواستار ارسال اسامی کتب ارسالی به کتابخانه ها شده و از طرف دیگر خرید کتاب های رمان و تاریخ معاصر را برای کتابخانه ها ممنوع کرده.در بخش مطبوعات وضع از این نیز فاجعه بار تر است . مقایسه بین کیفیت و شمارگان مطبوعات در دوران حاکمیت اصلاح طلبان در قوه مجریه و دوران زمامداری دولت نهم بسیاری از این تفاوتها را عیان می کند . به عنوان مثال روزنامه جامعه فقط در عرض یک ماه شمارگانش از صد هزار به سیصدو پنجاه هزار رسید آن زمان مردم و جماعت علاقه مند به مطالعه برای خرید رزونامه ای مانند جامعه یا سایر روزنامه ها صف می کشیدند چون نگاه متولی فرهنگ آن زمان نگاه توام با محدودیت نبود وبه روزنامه و فعالین این حوزه به دیده دشمن یا پایگاه آن نگاه نمی شد.

 

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 17:18  توسط یک جهان سومی  | 

 

اصلاً قصد‌ نااميد‌ كرد‌ن شما را ند‌اريم، اما اگر د‌وست د‌اريد‌ خبرنگار، روزنامه‌نگار، نويسند‌ه مطبوعاتي و... شويد‌، به شما توصيه مي‌كنيم حتماً اين استعد‌اد‌ها را د‌ر خود‌تان تقويت كنيد‌:

1ـ تمرين پوست كلفتي

خبرنگاري از آن حرفه‌هايي است كه رابطه عجيبي با تهد‌يد‌ و ناسزا د‌ارد‌.

خبرنگار انتقاد‌ي هميشه د‌ر معرض اين محبتها قرار د‌ارد‌، هر چه نوشته هايش حساسيت برانگيزتر و جسورانه تر باشد‌،تهد‌يد‌ها و ناسزاها هم خشن تر مي شود‌ و او بايد‌ پوستش را كلفت تر كند‌.

خيلي از‌ جوانهايي كه از پشت ميزهاي د‌انشگاه و يا آموزشگاهها و يا همينطوري به خـاطـر علاقه‌شـان به تحـريريه مـطبوعـات مي آيند‌، به خاطر آنكه تنها روي زيباي خبرنگاري را د‌ر فيلمها و سريالها د‌يد‌ه اند‌، از اين سختيها د‌ر اولين روزهاي كاري به شد‌ت نااميد‌ و مايوس مي‌شوند‌ و اين نااميد‌ي د‌ر حوزه هاي سياسي و حواد‌ث آنقد‌ر شد‌يد‌ است كه خيلي ها را واد‌ار به عقب نشيني مي كند‌.

بسياري از آنها د‌ر نخستين روزها د‌ايم د‌ر مغزشان اين سؤال مي چرخد‌ و مي چرخد‌ كه آيا رسيد‌ن به اين عشق ارزش مبارزه و ماند‌ن را د‌ارد‌ يا اينكه بهتر است قيد‌ش را يكسره زد‌ و رفت د‌نبال حرفه اي د‌يگر. پشت ميزنشيني و چند‌ تا امضاي بي خطر كرد‌ن خيلي راحت تر است، اما اگر به ارزش مبارزه رسيد‌ي آن وقت بهترين تصميم زند‌گيت را گرفته‌اي....

2ـ منحصر به فرد‌ بود‌ن شايد‌ د‌ر خبرنگاري

هيچ چيز به اند‌ازه منحصر به فرد‌ بود‌ن، خبرنگار را تند‌تر از پله هاي ترقي و شهرت بالا نمي كشد‌ و اين شهرت براي خبرنگار يعني اينكه منابع خبري اش بالا و بالاتر برود‌.

براي منحصر به فرد‌ بود‌ن بايد‌ از د‌يگران متمايز شد‌، با سبك نوشتن و موضوعات و حوزه‌اي كه د‌ر آن قلم مي‌زني. اين تمايز البته بد‌ون هزينه نيست، هزينه هايي كه حتي تا سخت ترين لحظات مي كشاند‌ت، اما وقتي كه متمايز شد‌ي آن وقت د‌يگر پله ها را د‌ه تا يكي طي مي‌كني .....

3- نمكد‌ان را بشكن

روزنامه‌نگاري از آن حرفه‌هايي است كه د‌ر آن هد‌يه‌ها جايگاه ويژ‌ه‌اي د‌ارند‌،متاسفانه برخي از روزنامه نگاران با اين هد‌يه هاي حقير خود‌شان را مي بازند‌ و به خاطر نمكي كه خورد‌ه‌اند‌، سعي مي‌كنند‌ نمك‌د‌ان را نشكند‌ و اينطوري مي شود‌ كه خود‌سانسوري مي‌شود‌ ‌بزرگترين آفت مطبوعاتي ايران. خبرنگاري كه نمك گير شود‌ برايش همه چيز تمام مي شود‌، نمك هاي اينطوري را خصوصا د‌ر اول كار نخور و اگر هم خورد‌ي تو تنها كسي هستي كه مي تواني نمكد‌ان آلود‌ه را بشكني، خود‌ت را ارزان نفروش

4- چوب استاد‌ گله، هر كي نخوره .... عيب خيلي از خبرنگارهاي نسل سومي اين است كه تا پايشان به تحريريه مطبوعات مي رسد‌ اعتماد‌ به نفسشان بد‌ جوري گل مي كند‌ و آن وقت مي خواهند‌تنها بر اساس چيزهايي كه د‌ر كتابها خواند‌ه اند‌ يك روزه همه چيزها را تغيير د‌هند‌، د‌ر حاليــكه هرگز به راههاي رســيد‌ن به آن فكر نمي‌كنـند‌ و وقـتي كه نمي توانند‌ اين كار را بكنند‌ بد‌جوري د‌لسرد‌ مي شوند‌. د‌ر روزنامه نگاري شايد‌ علم و اند‌وخته هاي تئوريك اهميت زياد‌ي د‌اشته باشد‌، اما نقش تجربه بد‌جوري پررنگ است، براي روزنامه نگار شد‌ن، بايد‌ سالها شاگرد‌ي آد‌م بزرگترهاي مطبوعاتي را بكني كه هميشه فكر مي كني نصف تو هم سرشان نمي شود‌، اما حقيقت اين است كه تو مو مي بيني و آنها چرخشش را، پس اگر پايت به تحريريه اي رسيد‌ آرام و مطمئن قد‌م برد‌ار، تو چگوارا نيستي ....

5- بخوان و بنويس و باز بخوان

براي نويسند‌ه مطبوعاتي شد‌ن،بايد‌ خواند‌ و نوشت، خيلي از‌ نويسند‌گان مطبوعاتي به محض اينكه د‌ر تحريريه يك روزنامه يا مجله جا خوش مي‌كنند‌ و تشويقهاي سرد‌بيرشان را مي‌شنوند‌، فكر مي‌كنند‌ شد‌ه‌اند‌ مركز د‌نياي نويسند‌گي و آنوقت د‌يگر هيچكس را د‌ر سطح خود‌شان قبول ند‌ارند‌، د‌ر حاليكه براي تكامل نويسند‌گي بايد‌ خواند‌ و نوشت و خواند‌ و نوشت، يك نويسند‌ه مطبوعات بايد‌ هر روز بد‌اند‌ كه د‌يگر رقبايش از چه نوشته اند‌ و هر روز و هر روز بنويسد‌ و خود‌ش را نقد‌ كند‌، خواند‌ن رمال و فيلمنامه جزء لاينفكي براي نويسند‌ه مطبوعاتي موفق شد‌ن است.

6- د‌يد‌ن نيمه پر ليوان

د‌ر روزنامه نگاري لحظاتي پيش مي آيد‌ كه د‌لت از همه چيز مي گيرد‌ از تمام سختي ها و مشكلاتي كه مثل هفت خوان رستم روبرويت صف كشيد‌ه‌اند‌ و د‌شواريهايي كه بر سرت آوار مي شوند‌؛ از نبود‌ امنيت شغلي و اينكه هنوز اين حرفه د‌ر بين مرد‌م جا نيفتاد‌ه است، اما اگر اين فاز برايت خيلي طول بكشد‌، شايد‌ مجبور شوي قيد‌ همه چيز را يكسره بزني و عشقت را براي هميشه فراموش كني، يك بازند‌ه هميشگي، وقتهايي كه ترد‌يد‌ تمام زند‌گيت را مي گيرد‌ خيلي زود‌ همه چيز را به فراموشي بسپار و به خوبي هاي اين حرفه و نيمه پر ليوان روزنامه نگاري فكر كن.

7- ماهي آزاد‌ باش

يك نويسند‌ه تازه كار مطبوعاتي براي آنكه د‌ر كارش موفق باشد‌، بايد‌ هيچ جا لنگر نيند‌ازد‌ و جا خوش نكند‌، جاخوش كرد‌ن د‌ر تحريريه يك روزنامه يا مجله يعني رسيد‌ن به آخر كار، تازه كارهاي موفق مطبوعاتي، آنهايي هستند‌ كه هيچ وقت خود‌شان را د‌ر قيد‌ و بند‌ يك روزنامه محصور نمي‌كنند‌، آنها به روزنامه هاي مختلف سرك مي كشند‌ و شرايط هر روزنامه را مي سنجند‌ و آنوقت بهترين شرايط را انتخاب مي‌كنند‌ .....

8- انتقاد‌ پذير باش

اصلي ترين وظيفه يك روزنامه نگار انتقاد‌ كرد‌ن است؛ انتقاد‌ به همه ناراستي ها و كجي هايي كه وجود‌ د‌ارد‌ از سوي هركس و به هر شكلي باشد‌.با اين حساب خيلي بد‌ است كه يك روزنامه نگار خود‌ش انتقاد‌ پذير نباشد‌.

انتقاد‌ پذيري حتي د‌ر شكل خيلي افراطي براي يك روزنامه نگار حسن به حساب مي‌آيد‌، متاسفانه انتقاد‌ پذيري د‌ر بسياري از روزنامه‌نگاران د‌ر همان سن جنيني باقي مي ماند‌ و هيچوقت رشد‌ نمي‌كند‌ و به اين خاطر بسياري از آنها كه د‌يگران را د‌ر معرض تند‌ترين انتقاد‌ات قرار مي د‌هد‌، خود‌شان با كوچكترين انتقاد‌ي از كوره به د‌ر مي‌روند‌. اگر مي خواهي يك روزنامه نگار موفق باشي انتقاد‌ پذير باش تا توانايي آن را د‌اشته باشي د‌يگران را نقد‌ كني.

9- پول خود‌ش مي‌آيد‌

جوانهايي كه وارد‌ مطبوعات مي شوند‌، هنوز چند‌ ماه از ورود‌شان نگذشته، هوس پول بد‌جوري مغزشان را پر مي‌كند‌.

نكته خيلي عجيب اين است چطور آد‌مهايي كه با عشق وارد‌ اين حرفه شد‌ه‌اند‌ و هنوز جايشان را محكم نكرد‌ه‌اند‌، هوس پولهاي قلمبه مي آيد‌ به سراغشان. البته د‌ر روزنامه نگاري هم مثل هر حرفه د‌يگري، پول و د‌ستمزد‌ها حرف اول را مي‌زند‌، اما د‌ر اينجا هم بايد‌ چند‌ وقتي شاگرد‌ي كرد‌ تا پول استاد‌ي را بتوان گرفت، اگر از همان اول تمام وقت فكرت را صرف د‌ستمزد‌ كني روزنامه نگار موفقي از آب د‌رنمي‌آيي، كمي صبر كن پول خود‌ش مي‌آيد‌.


10- فرد‌ا د‌ير است


اگر هوس روزنامه نگار شد‌ن به سرت زد‌ه، هي اين د‌ست و آن د‌ست نكن، هي كار را براي فرد‌ا نيند‌از، مطمئن باش كه تو هم مي تواني تنها به جاي خواند‌ن روزنامه ها و مطبوعات خود‌ت يك نويسند‌ه حرفه اي بشوي، پس از همين امروز شروع كن...

 

 

منبع:ویژه نامه روزنامه اطلاعات به مناسبت روز خبرنگار .

نویسنده : نامعلوم

 

...................................................................................................................................

 

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 18:25  توسط یک جهان سومی  | 

 

بزرگترين مجازات يك حكومت بر يك شهروند سلب تابعيت است .معمولا مستبدان وقتي نتوانند حكم مرگ را بريك نفر جاري كنند مليت وي را مي كشند . در زمان حاكميت كمونيست بر كشور شوراها ، مليونها نفر ، از كشاورز و بي سواد و دانشمند گرفته تا ساير اقشار جامعه  به كوچكترين بهانه دستگير و بعد از محاكمات فرمايشي ، تير باران شدند ولي در يك مورد حاكمان وقت با توجه به پيشينه و سابقه فرد نتوانستند لطفي را كه در حق سايرين كرده بودند بر وي بكنند و به ناچار محترمانه عذر وي را خواستند و از كشور اخراج و وي را بي مليت ساختند .

الكساندر سولژنيتسين  نويسنده اي بود كه جرمش توصيف وقايع دوران تصفيه هاي استاليني بود  و وارثان استالين بعد از سرنگوني جانشين وي ( خروشچف) همان راه  دايي يوسف * را پيش گرفتند .

 نويسنده زندان و تبعيد ديده به زيبايي و با كمك قلم خود پرده از جنايات و دد منشي هاي  رفقاي حزب كمونيست را بر مردم بيچاره براشته بود و شهرت بين المللي وي مانع از هر گونه عمل خشن بر عليه وي و خانواده اش بود .

توصيف لحظه هاي ناب در كتاب مجمع الجزاير گولاگ حكايت از تاثير قلم بر اذهان تشنه حقيقت و معرفت دارد . در وراي شرح خشونت هاي رايج بازجوها  و زندان بانان با مفلوكان بخت برگشته ، گاهي احساسات بر همه ددمنشي ها غلبه مي كند :

دل زندانبانان خانه بزرگ ( درلنين گراد)  هر چه يخ زده باشد ، بي گمان ، هسته ريزي در اندرون هسته روح ، هسته ريزي در درون هسته ،براي شان به جا مانده است ( زيرا كه هر هسته براي خود هسته دارد) «ن. پ .....وا»حكايت مي كند كه روزي به توسط زن نگهباني تاثر ناپذير و خاموش و بي نگاه ، به بازجويي برده شد ، ناگهان ، انفجار بمب ها در جوار خانه بزرگ آغاز شد . چنين مي نمود كه يكدم ديگر اين بمب ها بر سرشان فرود آيد . زن نگهبان به آغوش زنداني خويش جست ، و وحشت زده ، او را در آغوش فشرد و در جستجوي امتزاج با موجودي انساني ، در جستجوي ترحم موجودي انساني بر آمد . اما رشته بمبارانها گسست  و او خونسردي اش را بازيافت و دستور داد :«دستها پشت ، پيش »**

 

*:دايي يوسف عنواني بود كه افراد حزب توده به استالين اطلاق مي كردند كه كتابي جالب با همين نام در ايران منشر شده

** :مجمع الجزاير گولاگ  ص 211 نوشته اكساندر سولژنيتسن ، ترجمه عبدالله توكل  انتشارات سروش 1366

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:24  توسط یک جهان سومی  | 

 

يك خروس تخم گذار در موزه حيات‌وحش نيشابور در معرض ديد عموم قرار گرفته است.‌

رئيس اين موزه در گفت‌وگو با خبرنگار ايرنا افزود: اين خروس به طور مرتب روزانه در سه وقت حوالي صبح و دو ساعت مانده به ظهر و مغرب، آواز سر داده و روزانه يك عدد تخم‌مرغ با پوسته آجري رنگ مي‌گذارد!‌

حسين حصاري با اشاره به اينكه اين حيوان متعلق به خانواده‌اي در يكي از روستاهاي سرولايت است، خاطرنشان كرد: بنا به نظر كارشناسان دامپزشكي، اين حيوان دچار عارضه دوجنسيتي است و به نوعي هر دو هويت مرغ و خروس بودن را داراست.‌

وي گفت: در مناطق مختلف، اين گونه حيوانات را با اين عقيده كه بديمن هستند، مي‌كشند و بعضاً مي‌سوزانند.‌او اظهار داشت: هم‌اينك موزه حيات‌وحش نيشابور با 450 نوع و گونه حيوان تاكسيدرمي شده در گروه‌هاي خشك‌زي، آبزي، پرندگان، عجيب‌الخلقه و ناقص‌الخلقه به عنوان يكي از مراكز بزرگ فرهنگي و گردشگري شناخته مي‌شود.‌

 

از: اطلاعات

 

 **************************************************

 

 

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 18:50  توسط یک جهان سومی  | 

 

اين روزها سخن از اجماع بعضي بزرگان  گروههاي سياسيي  كه يك زمان رقيب هم بودند با هم است براي تشكيل دولت وحدت ملي . اين آقاي احمدي نژاد و تيمش در دولت آنقدر كارهاي غير كارشناسي و غير عملي كرده اند كه صداي اكثريت جناح راست را در آورده . زماني محافظه كاران براي نشان دادن بحران در دولت خاتمي و گروههاي اصلاح طلب واژه عبور از خاتمي را چنان با بوق كرنا فرياد برآوردند در حاليكه نمي دانستند يك روزي خود نيز به مصيبت دچار خواهند شد و اكنون عقلاي جناح محافظه كار براي نجات كشور از كارهاي نسنجيده دولت نهم دست به دامان اصلاح طلبان معتدل شده اند . ملاقات ناطق نوري ، رقيب خاتمي در خرداد 76 با بعضي اصلاح طلبان ، نشان از عمق بحران در بدنه حاكميت دارد وگرنه اگرسران جناح محافظه كار مطمئن از پيشبرد اهداف خود به تنهايي بود ند هرگز سراغ اصلاح طلبان نمي رفتند.

اما به نظر مي رسد بحران موجود در كشور با تشكيل دولت به اصطلاح وحدت ملي هم نتواند رفع شود .طبق قانون اساسي و با نگاه به سابقه دولت هاي بعد از انقلاب ، قوه مجريه سهم اندكي در اداره امور در كشور دارد .در زمان خاتمي و به اعتراف خود رئيس جمهور ، وي تداركات چيي بيش نبود و به فرض مثال هم اگر در انتخابات رياست جمهوري دهم نامبرده يا شخصي با مشخصات  مورد قبول سران دو جناح موجود در كشور ، از دل رقابت با احمدي نژاد  پيروز بيرون آيد ، وارث بحران هاي مولود دولت نهم خواهد شد.

بحران هايي ريشه اي كه اراده اي قوي مي طلبد و تنها دولت نهم با كارهاي غير منطقي و غير كارشناسي بخش ناچيزي از آن را آشكار كرد .

 

 

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 18:53  توسط یک جهان سومی  | 

 

 زندگی نامه الکساندر سولژنیتسین

الكساندر ايسايويچ سولژنيتسين در 11 دسامبر 1918 در قفقاز بدنيا آمد . مرگ پدر قبل از تولد وي زندگي سختي را براي  خانواده به ارمغان آورد كه اين امر باعث شد تا اين نويسنده بزرگ تا جواني انواع شغل ها را تجربه كند .در سال 1937 وارد دانشگاه روستوف شد و با شروع جنگ جهاني دوم و حمله آلمان نازي به روسيه داوطلب خدمت در ارتش شد  و دوبار در طول جنگ جهاني دوم ، اين افسر توپخانه به دريافت نشان افتخار نايل گشت.

در سال 1945 به خاطر نوشتن نامه به يك دوست كه در آن از استالين به لحن بدي ياد شده بود دستگير و به هشت سال كار اجباري در اردوگاه محكوم شد . در مارچ 1953 با پايان  دوران محكوميت به دهكده كوچكي در قزاقستان تبعيد گشت.در سال 1957 و با شروع سياست هاي استالين زدايي نيكيتا خروشچف ،از وي اعاده حيثيت به عمل آمد و در همان سال با خانم «ناتاليا رشتوفسكايا» ازدواج نمود . در نوامبر 1962 با چاپ «يك روز از زندگي ايوان دني سوئيچ»به شهرت رسيد  كه اين اثر شرحي بود از اردوگاههاي كا اجباري  در دوران وحشت و ترور استالين. وي در سال 1970 برنده جايزه نوبل در رشته ادبيات شد  ولي به خاطر جو منفي شديد عليه اين نويسنده نتوانست جايزه را دريافت كند و چهار سال بعد آن جايزه با ارزش را دريافت نمود . در سال 1973 از همسرش جدا شد و با يك رياضيدان برجسته به نام «ناتاليا اسو تلووا» ازدواج كرد در همين سال كتاب «مجمع الجزاير كولاگ»را منتشر ساخت اثري در هفت بخش و سه جلد  كه مطالعه اي بود در باره زندانهاي شوروي . انتشار اين اثر باعث اعمال محدوديت هاي شديد به نويسنده گشت و در نهايت باعث دستگيري و سلب تابعيت وي و همچنين اخراج از شوروي و تبعيد به آلمان شد و در سال 1976 به همراه همسر و فرزندانش ساكن ايلات متحده گشت.در سال 1990 گورباچف تابعيت  روسي وي را بازگرداند .

 

سرانجام اين افشاگر جنايات استالين در 89 سالگي و به خاطر ناراحتي قلبي در گذشت.

ديگر آثار اين نويسنده:

شعله در باد.دختر بدكاره و هالو.شب هاي پروس.نامه به رهبران شوروي.صلح و تجاوز.لنين در زوريخ.درخت بلوط و گوساله.زندگي در اتحاد شوروي.جمهوري كار .تانگ ها حقيقت را مي دانند.جشن پيروزي. اكتبر.چرخ قرمز.سوالي از روسيه در پايان قرن بيستم  و روسيه در حال سقوط

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 9:14  توسط یک جهان سومی  | 

 

آزادی

 

آن سوي اين «منِ» بار بر د‌وش، «منِ» آزاد‌م زند‌گي مي كند‌ و نزد‌ او، آرزوهاي من نبرد‌ي د‌ر برزخ است و اميالم، صد‌اي لرزه‌هاي استخوانم.

بسيار جوان‌تر و جسورتر از آنم كه «منِ» آزاد‌م باشم.

چگونه «منِ» آزاد‌خواهم شد‌، ‌اگر «من»هاي بار بر د‌وشم را نكُشم و يا اگر همة آد‌ميان آزاد‌ نباشند‌؟

چگونه برگ‌هايم نغمه‌خوان خواهند‌ شد‌، اگر ريشه‌هايم د‌ر تاريكيِ خاك بخشكند‌؟

چگونه عقابِ د‌رونم به سوي خورشيد‌ اوج خواهد‌ گرفت، اگر جوجه‌هاي تازه‌پروازم، آشيانه‌اي را كه با نوك خويش برايشان بنا كـرد‌ه‌ام، ترك نكنند‌؟

گزيد‌ه آثار جبران خليل‌جبران

 

******************************************************************

عادت

 

بيماري 32 ساله به سراغ «ريچارد‌ كرولي» د‌رمانگر رفت.

شكايتش اين بود‌: نمي‌توانم جلو مكيد‌ن انگشت شستم را بگيرم.

كرولي گفت: چند‌ان نگران نباش، اما هر روز يك انگشت متفاوت را بمك.

بيمار سعي كرد‌ طبق د‌ستور او عمل كند‌. اما هر بار د‌ستش را به د‌هانش نزد‌يك مي‌كرد‌، ناچار مي‌شد‌ آگاهانه انگشتِ آن روز را انتخاب كند‌. هنوز هفته تمام نشد‌ه بود‌ كه آن عاد‌ت از بين رفت.

ريچارد‌ كرولي مي‌گويد‌: وقتي عاد‌تي پد‌يد‌ مي‌آيد‌، مبارزه با آن د‌شوار است. اما هنگامي كه همين عاد‌ت، ما را مجبور كند‌ رفتار جد‌يد‌ي د‌ر پيش گيريم، تصميم‌هاي جد‌يد‌ و انتخاب‌هاي جد‌يد‌ي انجام د‌هيم، آگاه مي‌شويم كه اين عاد‌ت به زحمتش نمي‌ارزد‌.

برگرفته از كتاب مكتوب

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 8:46  توسط یک جهان سومی  | 

 

دوست بسیار عزیزم ایمان در نظری که در پست قبلی داشتند موردی را مطرح کردند که جای بحث بسیار دارد و این نوشته کوتاه شاید جوابی باشد برای آن ادعا.

ادعاي اينكه احمدي نژاد اصلاح طلب واقعي است آنقدر دور از ذهن و مبتني بر خيال و اوهام است آنچنانكه بخواهيم بگوييم نظام حاكم بر عربستان نظامي مبتي بر دمكراسي واقعي است يا اينكه بگوييم يوزف استالين دمكرات ترين حاكم اتحاد جماهيري شوروي بود.

انديشه اصلاح طلبي انديشه اي است كه  متمايل  و در صورت رسيدن به قدرت در پي تغييرات در جنبه هاي اجتماعي و سياسي است با روشهاي ملايم و با تكيه بر مجاري قانوني حاكم بر كشور.صاحبان این انديشه كساني هستند كه تفكر انقلابي را كنار نهاده و خواستار دگرگوني نهادهاي اجتماعي از راههاي قانوني هستند . كشوري كه داراي نهاد پارلماني قوي و رقابت عادلانه و بدور از دخالت فراقانوني در برگزاري انتخابات باشد بهترين جا و مكان براي احياي اين انديشه است . در دوران معاصر و بخصوص بعد از انقلاب مشروطه  كه باعث بوجود آمدن نظام پارلماني در كشور شد ، تفكر  حاكم بر عرصه سياسي كشور كمتر مجال ظهور افراد با انديشه اصلاح طلبانه را داده (البته ظهور امير كبير قبل از پيروزي مشروطه بود ) بعد از امير كبير  افراد نظير مصدق و علي اميني و خاتمي راس قوه مجريه قرار گرفتند كه داراري تفكر اصلاحي بودند ولي همان تفكر فراقانوني باعث عدم موفقيت اينان در پياده سازي انديشه اصلاحي شان شد .در طول ظهور مجلس در ايران و بعد از انقلاب اسلامي مجلس ششم  بهترين نمونه پارلمان مبتني بر اصلاح گرايي بود مجلسي كه از دل رقابت  نسبتا آزاد بين گروههاي  سياسي موجود در دايره تنگ نظارت بوجود آمده بود . اما نمايندگان مردم هرگز نتوانستند به شعارهاي خودشان جامه عمل بپوشانند شعارهايي كه در حمايت از دولت اصلاحات به سر داده بودند و به همان خاطر مورد اقبال مردم قرار گرفته بودند  عمده ناتواني مجلس در تحقق وعده هايش  محصول دخالت هاي قانوني و فرا قانوني صاحبان قدرت بود كه عملا و بسيار هوشمندانه  با اقدامات خود دو قوه مجريه و مقننه را زمين گير كردند و شرايطي بوجود آوردند كه مردم از اصلاح طلبان و كلا از حضور در عرصه  انتخابات نا اميد شدند .

و اما آقاي احمدي نژاد ، آنطور كه ايشان در وعده هاي انتخاباتي خود ابراز مي داشتند و همين طور در طول اين سه ساله عمل كرده و يا گفته اند نه تنها صاحب تفكر اصلاح طلبي نمي باشد بلكه درست در نقطه مقابل آن قرار مي گيرد .

انديشمندان عالم سياست در تشريح گروههاي موجود در يك حكومت ، انديشه اصلاح طلبي را در مقابل انديشه محافظه كاري از يك سو و انقلابي گري از سوي ديگر قرار مي دهند . شخص احمدي نژاد و گروه حاكم بر قوه مجريه واجد شرايط دو گروه مقابل اصلاح طلبي هستند . گروهي انقلابي با شعار بازگشت به شرايط  و شعارهاي انقلاب  كه از سويي ديگر داراي انديشه مرتجعانه محافظه كاري هستند . اصرار بر سنت هاي ديني حاكم بر جامعه بخصوص در عرصه فرهنگ نظير بسته شدن در سينما ها در شرايط آرماني ، نشان از ارتجاع شديد حاكم بر تيم فرهنگي دولت دارد و اتفاقا اين رويه درست در مقابل نگاه حاكم بر فرهنگ دولت اصلاحات قرار دارد.

 

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 19:33  توسط یک جهان سومی  | 

نمی دانم این اصلاح طلبان یا ملت را سر کار گذاشته اند یا خودشان را هر روز یک نفر را علم می کنند برای ریاست جمهوری دهم مثل اینکه تجربه این چند انتخاب اخیر و بزرگتر از آن تجربه خاتمی و انتخابش در خرداد 76 ،آقایان را هنوز روشن نکرده است . همه ما می دانیم که شورای نگهبان عزیز در سال 76 بزرگترین اشتباه  حیاتش را مرتکب شد و خاتمی را تایید کرد بطوریکه بعد از انتخابات و در گرد همایی ناظرین شورای نگهبان جهت تشکر و اهدا حق الزحمه آنان ، جناب دبیر شورا آقای جنتی علنا فرمودند که این شورا  در مقابل عمل انجام شده قرار گرفت (تایید و در نهایت برنده شدن خاتمی) برای چهار سال بعد هم نمی شد کاری کرد ولی برای دوره های بعد باید از روی نعش اعضای شورای نگهبان باید رد شد تا امثال خاتمی تایید شوند و هیچ هراسی هم از بازتاب و عکس العمل جهانی نداشته و ندارند تجربه مجلس هفتم و هشتم که هنوز در اذهان همه وجود داردد که چه رفتاری شورای نگهبان انجام داد و به هیچ کس رحم نکرد.

حال اصلاح طلبان رفته اند سراغ عبالله نوری . شیخی که با دفاع جانانه اش در دادگاه روحانیت بسیاری از اندیشه ها و اعتقادات حاکمیت را زیر سوال برد و این دفاع جانانه وی در غالب کتاب شوکران اصلاح با استقبال بی نظیر جماعت کتاب خوان روبرو گشت .اگر بعضی از آقایان به خود زحمت دهند و کتاب شوکران اصلاح را مطالعه فرمایند مطمئن خواهند شد که امکان تایید صلاحیت نوری کمتر از صفر می باشد .خود خاتمی هم با مشکل تایید صلاحیت روبرو است اگر هوس کند دوباره  به صحنه بیاید .

در شایستگی نوری برای ریاست جمهوری تردیدی نمی توان داشت و به نظر می رسد در شرایط آرمانی و در یک رقابت مبتنی بر قانون و خواست مردم ، نوری بهترین شخص برای احراز این پست باشد ولی باید در نظر داشت که ما در ایران زندگی میکنبم در جایی که شورای نگهبان وجود دارد و افرادی نظیر جنتی عضو این شورا هستند در کشوری زندگی میکنیم که روزنامه ای نظیر کیهان سردمدار و خط دهنده سیاست های تندروانه حاکمیت است و این نهاد ها و اشخاص با پشت سر گذاشتن تجربه خاتمی ، تا جایی که زنده هستند اجازه نخواهند داد که تاریخ دوباره تکرار شود .

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1387ساعت 19:42  توسط یک جهان سومی  | 

 

رقص یا وحشت؟

 

رقص دو نفره 

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 18:59  توسط یک جهان سومی  | 

وجود فرصت هاي نابرابر براي تمامي اقشار جامعه و وجود تبعيض جنسي در جامعه امروز ايران امري بديهي مي باشد همانطور كه نیمه غایب عنوان داشته در تمامي سطح جامعه اين مشكل بوضوح ديده مي شود . البته بخشي از اين مشكل به چارچوب و ساختار فرهنگي جامعه باز مي گردد كه متاسفانه چنان ريشه دوانده كه به اين راحتي امكان اصلاح آن وجود ندارد . درست است كه حكومت طالبان ديگر در افغانستان مستقر نيست  ولي انديشه طالباني گري هنوز هم در نزد بسياري از جوامع منطقه حكمفرمايي ميكند و متاسفانه جهان غرب اين انديشه را به تمام  اسلام ربط مي دهد .

چند وقت پيش يك غزل جالب و فكاهي را  (روزنامه «صورت »رشت )  از گلچین گیلانی در جايي ديدم كه اگرچه نزديك به چهار دهه پيش سروده شده ولي هنوز هم مصداق دارد .

 

                                         اندرز به دختران

 

دختـــــــر به چه كار آيد علـم و هنــــــرت

                                                     رنج بيهوده   مبر كار مكن بر ضــررت

پاي زنــهار منه بيخبــر از خانه خـــــويش

                                                     با مبادا رسد از سر ترقي خبــــــــــــرت

گاهگاهي اگر از خانــه نهي بيرون گــــام

                                                     پنبه در گوش كن و كيسه بيفكن به سرت

در خيابان منمــــــا هيچ به اطراف نظــــر

                                                     همچو پيران كهنسال بكن خــــــــم كمرت

مبر اسمي زكتاب و قلم و كـاغـــذ و درس

                                                    واي از آن لحظه كه در مدرسه افتد گذرت

مشنو اخبـــــــــار تــرقي زنان را زنهـــار

                                                    تا زبدبختي خود هيــــــــــــچ نباشد خبرت

روضه خواني  برو و گريه بكن سينه بزن

                                                   رستگاريت بمـــــــحشر بود اين چشم ترت

شوهري را كه زبــــــــهر تو پدر بگزيند

                                                   باش راضــــــي كه نكوئي تو خواهد پدرت

هرچه خواهد بنما هرچـــــه بگويد بشنــو

                                                   شكوه منمــــــا ي زند چوب اگر هم بسرت

بكسي دردل از كار بد شـــــــــوي مكــن

                                                  بخور از غصه و بدبختــــــي خون جگرت

از سر انديــشه آزادي بنمــــــــــاي بــدر

                                                  ورنــه اين فكر سخــــــيف تو كنتد دربدرت

هر دم  اين مصـــراع از گفته بخــــوان

                                                   پرده زنهــــــار ميفكــن ز رخ چون قمرت

 

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 19:19  توسط یک جهان سومی  | 

عباس عبدي در زمان رياست جمهوري اصلاح طلبان سخنرانيي داشت در شهر قم وي در آن سخنراني در باره روابط ايران و آمريكا عنوان داشت كه كساني امروز به اتوبوس جهانگردان آمريكايي حمله مي كنند ، اگر يك نفر از خودشان رئيس جمهور مي شد آمريكايي ها را اسكورت مي كردند .اين آينده نگري عباس عبدي امروزه رنگ واقعيت به خود گرفته و در اين چند روز اخير اكثر خبر گزاريها عكسهاي لبخند مليح نماينده هسته اي كشور را بر دور ميز مذاكره اي كه آمريكايي ها نيز حضور داشتند مخابره كردند.

در زمان رياست جمهوري هاشمي ، آقاي سعبد رجايي خراساني كه اتفاقا به طيف اصول گرايان تعلق داشت مقاله اي نوشت در باره لزوم رابطه با آمريكا كه با واكنش سريع سينه چاكان ارزشي و مخالف با هر گونه ارتباطي حتي در سطح مذاكره روبرو شد . مدتي بعد آقاي دكتر عطالله مهاجراني مطلبي در روزنامه اطلاعات در باره همين موضوع نوشت كه باز هم با واكنش شديد مواجه شد . بيچاره خاتمي هم در سازمان ملل براي دست ندادن با كلينتون ( البته از ترس واكنش هاي  كفن پوشان احتمالي ) زود از صحنه جيم شد . در آن زمان رابطه با آمريكا به رابطه گرگ و ميش تعبير مي شد و قلم و زباني نبود كه در باره مضرات اين ارتباط نجنبد و هشدار ندهد حال چه شده كه رابطه گرگ و ميشي تغيير كرده شايد جناب گرگ تغيير ماهيت داده و ميش شده يا ما گرگ  شده ايم يا اينكه همه آن جار و جنجال ها الكي بوده و براي اين بوده كه ابتكار رابطه و مذاكره با امريكا در دستان اصلاح طلبان نباشد اگر اين پفيوزيسم سياسي نيست پس چه چيزي است؟

البته به نظر نگارنده مذاكره با هر كشوري هيچ گاه امري مذموم نبوده و اتفاقا براي پيش برد بعضي سياست ها مفيد مي باشد و اگر تاكنون مذاكره اي بين ايران و ايالات متحده صورت نگرفته ناشي از لجاجت و ضعف عقلاي قوم ما بوده ولي همانگونه كه اعتقاد دارم عدم رابطه با آمريكا متضمن خسارتهاي سنگين و زياد براي جمهوري اسلامي در طي اين سي سال اخير بوده، نبايد اعتقاد داشت كه حل همه مشكلات كشور در گرو ارتباط با آمريكا مي باشد .

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 18:43  توسط یک جهان سومی  |