تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

در دوره هاي مجلس بعد از انقلاب ، مجلس هفتم را مي توان پايين ترين مجلس از جهت جايگاه مردمي و قانون گذاري ، عنوان كرد . يكي از شاهكارهاي اين مجلس طرح تثبيت اقتصادي بود كه خيانتي بزرگ در حق ملت ايران بود . اگر آن طرح را تصويب نمي كردند هر ساله شاهد بالارفتن تدريجي خدمات نرخ آب و برق و گاز  و ساير انرژي ها بوديم و دولت نهم مجبور نبود به يكباره دست به بالابردن نرخ اين خدمات بكند  و مردم بيچاره  متحمل هزينه هاي زياد گردند

 

مرحوم عشقي يك مستزاد را  در باره مجلس چهارم مشروطه سروده بود كه با اجازه آن مستزاد را مي شود تعميم داد به مجلس هفتم .توضيح اينكه در شعر اصلي  مجلس چهارم به جاي مجلس هفتم است.

 

 اين مجلس هفتم به خــدا ننگ بشر بود                      ديدي چه خبر بود؟

هر كار كه كردند ضـــرر روي ضـرر بود                           ديدي چه خبر بود؟

اين مجلس هفتم خودمانيـم ثمـر داشت؟                     والله ضرر داشت

صد شكر كه عمرش چو زمانه بــــگذر بود                     ديدي چه خبر بود؟

ديگ وكلا جوش زد و كف شد و سر رفت                       باد همه در رفت

ده مژده كه عمــــــــــر وكلا عمر سفر بود                      ديدي چه خبر بود؟

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:6  توسط یک جهان سومی  | 

اگر دغدغه بسياري از مردم ايران عقب ماندن كشورمان در زمينه هاي علمي و تكنولوژي مي باشد در زمينه هايي هم بسيار پيشرفت كرده ايم مخصوصا  در تكنولوژي هاي پيشرفته حمل ونقل! مثلا در زمينه قطار هاي حمل مسافر .

اين خبر را داشته باشيد:

با استفاده از قطاري با سرعت پانصد كيلومتر در ساعت

مسافرت با قطارتهران - مشهد 2 ساعته خواهد شد

مدير پروژه قطار سريع‌السير تهران - مشهد اظهار داشت: با احداث پروژه قطار سريع‌السير تهران - مشهد، حمل و نقل ريلي آن به دو ساعت كاهش مي‌يابد.‌

به گزارش فارس از مشهد، حسينعلي بهروزي‌فر در نشست شوراي راه و ترابري خراسان رضوي گفت:‌ اين پروژه در هفت مرحله تعريف شده كه بعد از بهره‌برداري از آن مي‌توان هر 10 دقيقه يك هزار و 172 مسافر را با 10 واگن در مسافت 860كيلومتري تهران - مشهد جا به جا كرد.

وي با بيان اينكه پيش‌بيني ما براي انجام اين پروژه پنج سال است، افزود: سرعت اين قطار 500 كيلومتر در ساعت است كه با جريان القايي رايانه مي‌توان سرعت آن را كم و زياد كرد.وي با اشاره به اينكه حوزه مغناطيس اين قطار بسيار كوچك است، گفت: مصرف انرژي اين قطار كم بوده و مصرف آن از زماني شروع مي‌شود كه واگن‌ها روي ريل قرار بگيرند.

وي در ارتباط با فازهاي اين پروژه نيز گفت: فاز صفر آن مطالعاتي بوده كه با درخواست استاندار خراسان رضوي و وزارت راه و ترابري انجام شده و توجيه‌پذيري فني، اقتصادي و مقايسه سامانه آن به پايان رسيده است و سامانه ارجح را نيز معرفي كرده‌ايم.

وي افزود: فاز يك پروژه نيز داراي دو بخش مطالعاتي تهيه اسناد مثبته براي سرمايه‌گذار و مطالعاتي براي خود پروژه است.

مدير پروژه قطار سريع‌السير تهران - مشهد با بيان اينكه سهم فاز يك، 8درصد كل پروژه است، گفت: تاكنون 30 درصد از فاز يك انجام شده است.

روزنامه اطلاعات 28 شهريور 1387

 

حال در اين ميانه تازه متخصصين كشور پر ادعاي ژاپن مي خواهند قطاري با سرعت كمتر را تازه در سال 2010 را بياندازند :

 

نسل جديد قطارهاي سريع‌السير ژاپني

شرکت ژاپني صنايع سنگين کاواساکي جوکو اعلام کرد: ساخت قطارهاي سريع السيري را برنامه ريزي کرده است که سرعت آنها 350 کيلومتر در ساعت است.

به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني شرکت کاواساکي جوکو، اين قطار سريع السير «ايي.افست» نام دارد و تا بهار سال 2010 ميلادي ساخته مي‌شود
.

شرکت کاواساکي با توجه به گسترش بازار قطارهاي سريع‌السير در کشورهاي در حال رشد، ساخت اين نوع قطار نوين را برنامه‌ريزي کرده است
.

يادآوري مي‌شود؛ هم اکنون سرعت قطارهاي سريع‌السير موجود در ژاپن که «شين
کانسن» نام دارند، حداکثر 300 کيلومتر در ساعت است که سرعت اين قطار نوين 50 کيلومتر بيشتر خواهد بود
.

اين شرکت ژاپني درصدد است تا با بهره گيري از فناوري‌هاي کنوني، ساخت
قطارهاي شين کانسن در ژاپن و بهينه‌سازي آنها، اين نوع قطار نوين تندرو را توليد کند
.

شرکت کاواساکي جوکو پيش از اين قطارهاي تندرو براي صادرات به چين و تايوان را نيز ساخته بود
.

روزنامه اطلاعات  سه شنبه 26 شهريور 1387

دولت نهم به راستي در استفاده از وعده هاي  بزرگ  و تبليغاتي استاد است كسي هم پيگير اين گونه موارد نيست 

يكي از ويژگي هاي بسيار عالي زبان فارسي  معنا و مفهوم مثل هايي است كه گاهي اندازه يك كتاب قطور داراي بار معنايي هستند

به راستي براي اين دو خبر چه ضرب المثلي را مي توان عنوان داشت ؟

سنگ بزرگ علامت نزدن  يا ؟

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 13:13  توسط یک جهان سومی  | 

 

بالاخره استاندار بومی قزوین رفت و جای خود را به شخص دیگری داد .آقای نصری یک شخصیت جالبی داشت مثلا در باره افراد غیر بومی در استان خیلی حساس بود . یک بار معاونش به اداره ای رفت و از کارمند آن اداره پرسید که اهل کجا می باشد . کارمند  گفت که از اهالی شمال کشور است  معاون استاندار در جواب گفت که اگر یک موقع آقای نصری این سوال را از شما پرسیدند  نگویید مهاجر هستید چون ایشان خیلی به این موضوع حساس هستند .

این هم از کرامات شیخ ما 

این استاندار جدید هم ظاهرا برای مسئولین استان چندان شناخته شده نیست  ولی  فرقی نمی کند که چه کسی در دولت نهم والی یک استان باشد . به قول شاعر:

صد حیف که این آمد و صد شکر که او رفت .

 

تفکر

تفکر

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 9:7  توسط یک جهان سومی  | 

پیش در آمد

ورود ايالات متحده آمريكا به صحنه سياسي ايران با استقبال سياسيون و زخم خوردگان دو قدرت سنتي آن زمان ، روسيه و انگليس ، همراه بود . سياست عدم دخالت در حوزه  خارج از قاره آمريكا در دوران قبل از جنگ اول و توامان عدم ورود ايالات متحده به جامعه ملل ، نشانگر سياست انزوا و غير توسعه طلبانه  اين قدرت نوظهور در عرصه بين الملل بود.

با شروع جنگ جهاني دوم و ورود بالاجبار ايالات متحده به اين جنگ، سياست عدم توسعه طلبي  به سياست مشاركت فعال در حوزه هاي مختلف تبدیل گرديد

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 17:22  توسط یک جهان سومی  | 

 

در خبر ها آمده بود دومين جلسه تعدادي از مراجع در باره اوضاع مملكت بر گزار گرديده و دو مسئله مهم روز بهانه اين جلسه بوده. اهانت به بعضي مراجع توسط محمد نوري زاد و همچنين اظهارات رئيس سازمان ميراث فرهنگي در باره مردم اسرائيل ، باعث شده كه بعضي مراجع واكنش نشان دهند و اقدام به تشكيل جلسه بكنند .

آقاي نوري زاد كسي بود كه يك زماني عقيده داشت از بركت اقامت و بودن  آقايان هاشمي و آيت الله خامنه اي در تهران ، هيچ گونه گزندي به اين شهر وارد نمي شود و حوادث طبيعي نظير زلزله هرگز در اين شهر اتفاق نمي افتد ...............

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 19:15  توسط یک جهان سومی  | 

تروریسم پدیده شومی است و شومی آن زمانی وحشتناک می شود که زمینه ساز جنایت علیه بشریت می شود .آنان که سوار بر هواپیماهای غول پیکر ، خود و مسافران بخت برگشته را به نماد سرمایه داری غرب کوبیدند شاید هرگز فکر نمی کردند که این اقدامشان باعث بهانه جویی بزرگ برای سران کاخ سفید گردد . جهان برای قربانیان اا سپتامبر اشک ریخت ولی آیا برای ساکنان  خانه های گلی که هر روز بر سر ساکنان  افغانستان و سایر سرزمین ها خراب می شود کسی اشک می ریزد . بدون شک مقصر این امر جدا از دولت مردان عرصه بین الملل ، کسان گمنامی هستند که با عملیات انتحاری خود فقط بهانه دست زورمداران دادند.

11سپتامبر

 

11سپتامبر

لطفا بقیه عکسها را در ادامه مطلب ببینید


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 19:16  توسط یک جهان سومی  | 

 

در زمان سلطنت قاجار بخش هاي زيادي ازخاك  كشورمان با بي تدبيري هاي حاكمان وقت جدا شده و هم اكنون تحت حاكميت كشورهاي ديگر مي باشد  . يكي از شهرهاي مهم دوران تاريخي كشورمان كه از دست رفت شهر مرو مي باشد .اين شهر از لحاظ مذهبي نيز براي مردم ايران داراي اهميت مي باشد . در تاريخ آمده است كه امام رضا يك سال در اين شهر سكونت داشته  و هم اكنون نيز مردم مسلمان اين شهر كاخ مامون (محل سكونت امام ) را زيارت مي كنند واگر اين شهر از ايران جدا نمي شد مطمئنا ميعادگاه عاشقان زيارت امام رضا مي بود.

بعد از فروپاشي شوروي و سياست گسترش روابط ميان ايران و جمهوريهاي تازه استقلال يافته  روساي دولت هاي منطقه و ايران سفر هاي متعددي را داشتند . درسال 1372 آقاي صفر مراد نيازوف ، رئيس جمهور وقت تركمنستان ميزبان آقاي هاشمي رفسنجاني رئيس جمهور وقت كشورمان بود . آقاي هاشمي در اين سفر  به مرو هم سر زدند كه البته اكنون نام اين استان به ماري تغييرنام يافته . در اين سفر رئيس جمهور كشورمان به يك روستايي رفتند كه ساكنان آن به اتفاق همه فارسي زبان بودند  با قوميت هاي مختلف . به خاطر همين مسافرت و بازديد از اين روستا  و به افتخار حضور هاشمي رفسنجاني ، نام اين روستا به دهكده رفسنجاني تغيير يافت  و در همان مسافرت آقاي نيازوف  كلنگ مسجدي را هم به زمين زدند به نام  مسجد رفسنجاني كه اين امر با مخالفت رئيس جمهور كشورمان روبرو شد و ايشان نام مسجد امام خميني را پيشنهاد كردند كه مورد موافقت قرار گرفت  البته ظاهرا تمام هزينه هاي ساخت اين مسجد را ايران پرداخت كرده.

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 13:46  توسط یک جهان سومی  | 

تراژیک ترین صحنه فیلم محمد رسول الله ؛ صحنه ای است که حمزه عموی پیامبر به دست یک سیاهپوست به نام وحشی کشته می شود واین امر مقدمه شکست و اضمحلال سپاه مسلمانان در جنگ احد می شود . در تاریخ آمده است که پیامبر چنان از شهادت و مثله شدن عموی خود ناراحت بود که قسم خورد هفتاد مشرک را کشته و مثله کند . این جناب وحشی که غلام جبیر بن مطعم بود بعد ها تصمیم گرفت که اسلام بیاورد و شنیده بود رافت و مهربانی پیامبر و دین اسلام را و تازه مسلمانان نیز تعربف ها کرده بودند از گذشت پیامبر. چون وحشی به نزد پیامبر رفته واو را  از قصد خود آگاه ساخت ‘ پیامبر با اسلام آوردن وی موافقت کرد ولی به این قاتل عموی خود گفت که دیگر جلوی چشمان پیامبر ظاهر نشود چون وی یکی از بزرگ ترین حامیان پیامبر را کشته بود.

مصطفی عقاد کارگردان فقید فیلم محمد رسوالله در مصاحبه با یک خبرنگار گفته بود که یک سال بعد از اکران این فیلم به کشور لیبی سفر می کند و در این سفر هنرپیشه ای که نقش وحشی را بازی کرده بود به نزد وی می آید و از برخورد بد مردم و بیکار شدنش به خاطر بازی در این نقش شکایت می کند . این نشان دهنده عمق احساس مسلمانان به این عملی که بیش از هزار سال گذشته اتفاق افتاده می باشد . حال در هفته گذشته دبیر محترم شورای نگهبان از مردم کسب حلالیت می کند . بدون شک نقشی که جناب جنتی در اقدامات شورای نگهبان در پروسه انتخابات داشته و دارد بر هیچ کسس پوشیده نیست . رد صلاحیت گسترده نامزدهای انتخاباتی در دوره های متعدد حاصل اقدامات این شخص می باشد در مواردی هم که یک نفر از صافی رد صلاحیت گذشته بود ؛ با ابطال انتخاب وی جبران مافات می شد  . این جناب جنتی فقط یک بار نتوانست عقیده خو را پیاده کند و آن در دوم خرداد 76 بود. یکی از روحانیون عضو هیات نظلرت انتخابات تعریف می کرد که بعد از انتخابات دوم خرداد و در گرد همایی ناظرین این انتخابات جهت قدردانی از آنان ‘ آقای جنتی در یک سخنرانی به این ناظرین می گوید که : ما در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتیم و الان هم دیگر هیچ کاری در برابر انتخاب خاتمی نمی توانیم بکنیم.

به نظر می رسد نقشی که یاد شده در این چند سال در آوردن ضربه بر پیکره نحیف دمکراسی و مردم سالاری در جامعه استبداد زده ایران داشته بیشتر از نقشی است که هر فرد منصفی می تواند تصور کند .

اگر در زمان پیامبر یک شخص از ستونهای دین تازه  و مقدس اسلام بود و نبودش خیلی گران تمام شد ‘ نهال دمکراسی ایران هم که بعد از انقلاب اسلامی در برابر تند روی های افرادی نظیر جنتی صدمات جبران ناپذیری دید و آیا جامعه ایرانی می تواند به راحتی این امر را فراموش کند و به اصطلاح  حلال کند؟

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:17  توسط یک جهان سومی  | 

بدون شرح

رانندگی روی طناب

بقیه عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:10  توسط یک جهان سومی  | 

 

«جلال عزيزم ، قربانت گردم .رفتم و از سخت جاني خود شرمنده ام. بي تو يكدم زيستن شرط وفاداري نبود .وقتي از تو جدا شدم همان طور كه پيش بيني مي كردم ، مثل جفت مرغ مهاجر چنان اندوهي فر گرفتم كه از گريه نتوانستم خودداري كنم ..............هرچه مي كوشيدم خود را آرام كنم نمي توانستم .اكنون كه اين كاغذ را مينويسم كمي آرام شده ام .

جلال عزيز اگر تو بودي ، ديگر هيچ غصه اي نداشتم و باور كن كه با وجود تمام اين تشريفات انگار يك خاري در گلويم نشسته است . زن مهماندار كه اشك هاي مرا ديد پرسيد از معشوقت جدا شده اي؟»

سه شنبه دوم سپتامبر 1952   11 شهريور1331

 

(نامه  سيمين دانشور براي جلال آل احمد . نامبرده در اين تاريخ براي استفاده از بورس فولبرايت سفري يك ساله را به مقصد آمريكا آغاز مي كند و در دانشگاه استنفرد در زمينه جمال شناسي و داستان نويسي مشغول به تحصيل مي شود)

روز 18 شهريور 1348زندگي مشترك جلال آل احمد با سيمين دانشور كه از آشنايي اين دو در سال 1327 و ازدواج آنان در 1329شروع شده بود،با مرگ جلال به پايان رسيد .

روحش شاد

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:54  توسط یک جهان سومی  | 

 

یکی از برنامه های جالب سیما در تعطیلات نوروز پخش برنامه ای بود با نام : با خاطرات فوتبال . در این برنامه صحنه هایی از بازی های قدیمی فوتبال ملی و باشگاهی پخش شد که خیلی جالب و هیجان انگیز بود مخصوصا  برای افرادی که در سالهای گذشته نبودند و یا اینکه در سنین خردسالی بودند .

یکی از این مسابقه های فوتبال که از برنامه ذکر شده پخش شد ،مسابقه بین ایران و عربستان در مقدماتی جام جهانی ؟ بود که علی پروین سکاندار هدایت تیم ملی بود و این مسابقه در نهایت با نتیجه 4 بر 3 به نفع عربستان به پایان رسید . ستاره آن بازی بدون شک مهدی فنونی زاده ، بازیکن شوت زن آن سالهای استقلال بود که با دو شوت غیر قابل مهار ، دروازه بهترین دورازه بان آسیا را باز کرد .

شب گذشته (جمعه 15شهریور 87)و در برنامه ورزش از نگاه دو، سه مهمان از سه نسل فوتبال ایران شرکت داشتند که هر کدام سابقه بازی مقابل عربستان و گلزنی در مقابل این تیم را هم داشتند . اگر نبود معرفی آقای جهانگیرکوثری در باره سه مهمان برنامه ، به سختی می شد مهدی فنونی زاده را شناخت . بازیکنی که شوت هایش دروازه عربستان را به لرزه در می آورد ، آن چنان گرد پیری به چهره اش نشسته بود که انسان فکر می کرد از غلامحسین مظلومی ( مهمان دیگر برنامه) قدیمی تر است در صورتی که مظلومی به یک نسل قبل تر از فنونی زاده تعلق داشته. البته خداد عزیزی مهمان دیگر برنامه بود که هیچ احتیاج به معرفی ندارد.

 

شکار

شکار

Balatarin
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 18:57  توسط یک جهان سومی  | 

 

انتخابات آتي رياست جمهوري ايالات متحده با معرفي يك خانم براي معا ونت رياست جمهوري از طرف كانديد حزب جمهوري خواه وارد مرحله اي تازه شده . از آنجا كه اعضاي اين حزب پروتستانهاي با اعتقادات قوي مذهبي مي باشند  ، انتخاب يك خانم كمي دور از انتظار بود. تحليل گران عدم معرفي خانم كلينتون را از طرف اوباما يكي از دلايل معرفي خانم سارا پالين مي دانند .اما مسئله اي كه در صدر اخبار اين انتخاب قرار گرفت ، بارداري دختر خانم پالين بود كه براي مدتي اخبار انتخابات را تحت الشعاع قرار داد . به طور كلي حزب جمهوري خواه در عرصه اجتماعي و در مورد مواردي نظير سقط جنين ، طرفدار «حق زندگي» مي باشد و در اين مورد هم با اظهار نظر صريح خانم پالين مبني بر تولد نوزاد نامشروع دخترش ، اين شعار حزب نمود پيدا كرد .

در هر صورت حزب جمهور خواه در حالي به استقبال انتخابات مي رود كه از تاريخ تاسيس اين حزب در سال 1854 تاكنون ، 94 سال در كاخ سفيد مستقر شده اند  .در اين دوره نزديك به يك سده 19 رئيس جمهور از اين حزب به قدرت رسيده اند كه به غير از :اوليس گرانت ، آيزنهاور،رونالد ريگان و جورج واكر بوش ، بقيه رئيس جمهور هاي اين حزب كمتر از دو دوره بر آمريكا حكمراني كرده اند.

و اما حزب دمكرت:

اين حزب از سال تاسيس آن در 1848تا كنون 56 سال ، حاكميت بر ايالات متحده را از آن خود ساخته .در اين نيم قرن سلطه اين حزب بر اتازوني  ، دو رئيس جمهور منتخب حزب ، دودوره كامل را در كاخ سفيد گذرانده اند كه عبارتند از ودرو ويلسون و بيل كلينتون. البته در ميان دمكراتها ، هري ترومن سه سال  از دوره فرانكلين روزولت و يك دوره از رياست جمهوري خود را در كاخ سفيد گذرانده و جالب اينكه فرانكلين روزولت 13 سال ، رئيس جمهور آمريكا بود. البته به خاطر جنگ جهاني دوم و شرايط حساس بين المللي آن زمان ، تمديد ريلست جمهوري وي مورد موافقت قرار گرفت .

با نگاهی اجمال به مدت زمان حاکمیت احزاب دوگانه بر کاخ سفید می توان تصور کرد که شانس جمهوری خواهان (البته بر روی کاغذ) بیشتر از دمکراتها می باشد .تحلیل گران یکی از نقاط ضعف دمکراتها را جوانی کاندید مورد نظر حزب می دانند و در مقابل سن بالای سناتور مک کین هم می تواند نقطه ضعفی برای وی باشد که وی با انتخاب یک معاون جوان برای خودش تا حدودی این ضعف را پوشاند.

 

Balatarin
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 18:59  توسط یک جهان سومی  | 

مقدمه

Steatopygia گونه ای از انباشتگی چربی در کفل ها است . در برخی موارد انباشتگی چربی از ماهیچه های سرینی در اطراف ران ( Gluteal ) به سوی زانوها هم گسترش پیدا می کند .

Steatopygia در گروهی از مردم آفریقا به نام " خویسانها " به یک ویژگی زنتیکی تبدیل شده است .

خویسانها درواقع ساکنان اصلی جنوب آفریقا و به عقیده ی بسیاری پژوهشگران نخستین انسانها از تبار انسانهای امروزین هستند .

 باسن های بزرگ در خویسانها بسیار فراگیر است و به صورت یک ویژگی در زنان آنهاست هر چند در مردان هم بسیار کم و با درجه ی کمتری دیده می شود .

 در میان ایشان باسن بزرگ نمادی از زیبایی بک زن است . از دوران کودکی باسن آنها رشد خود را آغاز می کند و به هنگام اولین زایمان به واقع به یک باسن بسیار بزرگ تبدیل می شود .

این ویزگی در میان مردم خلیج عدن در جنوب شبه جزیره ی عربستان تا دماغه ی امید در جنوب غربی آفریقا که به گمان بسیاری از بازماندگان خویسانها و پیگمه ها ی باستان هستند , گسترده است .

 در بیرون از گستره ی خویسانها نیز کمابیش می توان این ویژگی را یافت .

باستر ها فرزندان نامشروع مهاجران هلندی در آفریقای جنوبی و سیاهان جزیره های خلیج بنگال نیز این ویژگی را دارند .

بسیاری از دانشمندان مردمان دوران پارینه سنگی را دارای این ویژگی می دانند و نقشهای باستانی بدست آمده در غارهای جنوب فرانسه دلیلی بر این نظریه است .

در دوران " نوسنگی " نیز بزرگی باسن خود را با درجه ی کمتری , در حدود 120 درجه بین باسن و ران , نشان می دهد که آن را "steatopygian Venus" می نامند .

  سارکی بارتمن Saartjie Baartman


سارکی نام یک زن خویسان khoisan است که به دلیل باسن های بسیار بزرگش در قرن 19 میلادی در اروپا با عنوان الهه زیبایی هاتنتات ( نام دیگر خویسانها ) به نمایش در آمد .

 او در سال 1789 در یک خانواده ی خویسان در دماغه ی شرقی آفریقای جنوبی به دنیا آمد و به هنگام هجوم اروپایی ها خانواده ی خود را از دست داد .

 او به بردگی یک خانم هلندی از خانواده ای کشاورز با نام " بارتمن " در آمد و نام سارکی در این هنگام بر او گذاشته شد که در زبان مهاجران هلندی ( آفریکانس ) سارای کوچک یا سارای عزیز معنی می دهد .

 پس از چندی برادربانوی هلندی به او پیشنهاد داد سارکی را برای نمایش یه انگلستان ببرد و به او قول داد این کار او را ثروتمند خواهد کرد .

 در آغاز فرماندار بخش اجازه ی این انتقال را داد ولی پس از اینکه از هدف آنها با خبر شد جلوی این کار را گرفت . به هر حال در سال 1810 آنها همراه با سارکی آفریقا را به سوی انگلستان ترک کردند .

 او را در سراسر بریتانیا به نمایش درآوردند . سارکی نمادی از چهره ی مردمانش بود . باسن بسیار بزرگ او جذابیت زیادی برای تماشاگران اروپایی داشت . بازدید کنندگان در ازای پرداخت پول بیشتر اجازه داشتند او را لمس کنند .

 شگفتی دیگری که در او بود کشیدگی خاص لبهای او بود که همچون باسن بزرگ از ویزگی های خویسانها است . ولی تا زنده بود به هیچ کس در نمایشهایش اجازه دیدن آن را نداد .

 چندی نگذشت که این نمایشها به یک رسوایی برای بانیانش تبدیل شد و گروهی به نام انجمن آفریقا که از مبارزان برده داری بودند دادخواست آزادی او را به دادگاه داد .

 او قبل از دادگاه در بازجویی هاگفت که در شرایط سختی نیست و نیمی از سود نمایشها به او می رسد هرچند این گفته ها در تناقض با اظهار شاهدان بود ولی دادگاه برگذار نشد .

 پس از چندی او به فرانسه برده شد و به وسیله ی یک رام کننده ی حیوانها در شرایطی سخت نگه داشته شد و به مدت 15 ماه در نقاط گوناگون به نمایش درآمد.

 در فرانسه سارکی موضوع تحقیق دانشمندان زیادی قرار گرفت که اندام او را مورد بررسی قرار دادند .

 سارکی بارتمن در سال 1825 درگذشت .بسیاری مرگ او را ناشی از آبله و یا سینه پهلو می دانند .


جرج کاویه پس از مرگش او را مورد کالبدشکافی قرار داد . جرج کاویه او را دختری باهوش فراوان می دانست که به زبان هلندی بسیار تسلط داشت .

اسکلت و اندام او تا سال 1974 در موزه ی " لوم " فرانسه نگه داشته می شد .

در سال 1994 " نلسون ماندلا " رئیس جمهور آفرقای جنوبی از فرانسه درخواست کرد اندام بازمانده از سارکی را به آفریقا بازگرداند .
پس از مشاجره و گفتگوهای بسیار فرانسه موافقت خود را اعلام کرد و سارکی پس از 200 سال به میهنش بازگشت .
هم اکنون "سارکی بارتمن " نمادی از تاریخ آفریقای جنوبی است .

مزار سارکی باتمن

آرامگاه سارکی بارتمن در آفریقای جنوبی

 از :ترجمان

 

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 8:8  توسط یک جهان سومی  | 

يك روز حبر نگار روزنامه اي در باره قهوه خانه اي بين راهي مطلبي نوشته بود . در اين گزارش آمده بود كه قهوه خانه هاي روستاي فقط براي چاي خوردن نيستند بلكه مركزي براي تبادل پيام ميان روستائيان نيز مي باشند . به طور مثال اگر علي نامي از روستاي حسن آباد براي محمد از روستاي حسين آباد پيغام داشته باشد ، آن پيام را از طريق قهوه خانه چي به شخص مورد نظر مي رساند.

اين گزارش ساده و پيش پا افتاده موجب احضار و تنبيه گزارشگر بي نوا به نظميه شد .چر؟ استناد مامور مفتش اين بود كه در اين گزارش به ياغيان و كمونيست ها آموزش داده شده كه پيام هاي سري خود را از طريق قهوه خانه هاي بين راهي مبادله كنند .

مسئول اين سوظن و بد بيني دردر مطبوعات آن زمان كسي نبود جز محرمعلي خان.

 نگاهی به زندگی و عملکرد محرمعلی خان:

محرمعلي خان در سال 1289 خورشيدي در يكي از روستاهاي آذربايجان چشم به جهان گشود سواد خواندن و نوشتن را به اندازه محدود آموخت ولي براي خدمت در نظميه ، سوادش را گسترش داد تا اينكه در سال 1307 به عنوان عضو دون پايه وارد خدمت نظميه گرديد  و از سال 1317 در قسمت كارآگاهي  به ادامه خدمت پرداخت.در آن زمانه نه از راديو و تلوزيون خبري بود و نه از اينترنت  به همين خاطر مطبوعات نقش مهمي را در تحولات اجتماعي ، مخصوصا در پايتخت بر عهده داشتند .به همين خاطر در نظميه بخشي براي كنترل مطبوعات قرار داشت وتا سال 1320 سانسور كتاب و روزنامه ها بر عهده شخصي به نام شميم بود كه شنيدن نامش لرزه بر اندام نويسنده ها مي انداخت .اين جناب شميم مهري داشت كه به آن مهر «روا»مي گفتند و تا اين مهر روا و امضاي شميم نبود هيچ ورق چاپي از چاپخانه بيرون در نمي آمد.در بعد از شهريور 20 و گشايش بيكباره مطبوعات ، حملات زيادي به شميم وارد شد و اين سانسور چي كه قبلا متوجه استعدادشاگردش  محرمعلي خان در اين زمينه شده بود،وي را جانشين خود ساخت.

در زمانه محرمعلي خان نه دادگاهي بود ، نه هيات منصفه اي و نه دادگاه تجديد نظر و همه اين ها در يك نفر جمع شده بود.خط قرمزي هم آن زمان براي مطبوعات تعريف نشده بود و اين خط را جناب محرمعلي خان بنا به سليقه خود تعريف مي كرد.البته مطبوعات آن زمان اين شانس را داشتند كه فقط با يك نفر طرف حساب بودند و اين شخص به ظاهر سخت گير ، پاره اي از اوقات نرم و مهربان هم مي بود.

دردوره طولاني مسئوليت محرمعلي خان حوادث زيادي در ايران به وقوع پيوست نظير ظهور مصدق ، كودتاي 28 مرداد، نخست وزيري اميني  وحوادث 15 خرداد  واين سلسله حوادث باعث پيدايش نشريات زيادي شد و محرمعلي خان تنها كسي بود كه يك تنه جور كنترل و سانسور را بر عهده داشت تا اينكه در سال 1354 و بعد از 37 سال خدمت صادقانه! به اعليحضرت همايوني دار فاني را وداع گفت.

مي گويند اين مامور سانسور قبل از مرگ وصيت كرده بود كه مجلس ختم و يادبودش را در مسجدي برگزار كنند كه نزديك به دو روزنامه كيهان و اطلاعات باشد  شايد نامبرده بر اين باور بود كه همه مطبوعاتي ها با او بد نبودند . چون طبق گفته بعضي روزنامه اي ها ، وي قبل از ابلاغ حكم جمع آوري جريده اي به سراغ دكه هاي روزنامه فروشي مي رفت و آنان را آگاه مي ساخت تا زود تر از ماموران روزنامه مورد نظر را جمع كنند و باز گردانند تا متحمل خسارت نشوند  .مجلس ختم نامبرده نيز در مسجد لاله زار برگزار شد ظاهرا بسياري از روزنامه نگاران نيز در اين مجلس شركت كرده و براي محرمعلي خان فاتحه فرستاند.

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 17:39  توسط یک جهان سومی  | 

گاهي انسان با آگاهي از رخداد ها يا خبر هايي آن چنان تحت تاثير قرار مي گير كه به مدتي هر چند كوتاه كليه دغدغه هاي خود را فراموش كرده و غرق آن موضوع مي گردد.

در روزنامه اطلاعات امروز دهم شهريور مطلبي را مشاهده كردم كه واقعا از خواندن آن شوكه شدم .مطلب در باره بيماري مي باشد به نام استومي.متاسفانه در اينتر نت هم مطالب زياد و به درد بخوري از اين بيماري وجود ندارد و حتي بسياري از پزشكان نيز با اين بيماري آشنا نيستند وباگذشت بيش از30سال سابقه اين بيماري جسمي- رواني در كشور ما، هنوز هم بخش‌هاي گسترده‌اي از جامعه و يا حتي طيف‌هايي از جامعه پزشكي و جراحان هم از وجود چنين بيماري يا بيماراني اطلاع چنداني ندارند.‌

 . بيماران اين عارضه را استوميت مي گويند .

  استوميت‌ها چه كساني‌اند؟

شايد يكي ازاين استوميت‌ها در محيط واطراف زندگي شما هم وجود داشته و آنچنان نرم وآهسته با بيماري‌اش كنارآمده باشدكه شما هيچ اثري از بيماري در او مشاهده نكرده و يا متوجه استوميت بودن او نشده باشيد.‌

آنها عموما تلاش مي‌كنندشرايط شان اين گونه باشد و كسي متوجه استوميت بودن آنها نشود، زيرا پس از اين كه درمحيط كاروجامعه كساني متوجه بيماري آنهامي شوند، تلاش مي‌كنندبه بهانه‌هاي مختلف ازآنهاكناره گيري كنند. آنها از اين موضع، هميشه در معرض بي‌مهري ديگران قرار دارند. استوميت‌ها هم اكنون داراي پزشكان ويژه، بخش‌هاي تخصصي‌ و تجهيزات ‌پزشكي مخصوصي هستندكه با مراجعه به آنها تاحدودي مي‌توانند بياموزندكه مثل يك آدم عادي زندگي كنند. با اين حال هنوزهم تحت پوشش حمايت‌هاي هيچ يك از ارگان‌هاي متعهد و مسئول پزشكي و يا حتي نهاد بيماري‌هاي خاص كشور هم قرار ندارند، گرچه از سال 1380 به بعد با همت دكتر محمد وفايي، براي همه آنها يك سرپناه امن ويك انجمن خاص ايجادشده است و آنها هفته‌اي يك بار مي‌توانند در زير سقف اين انجمن گرد هم آيند و از دردهاي مشترك براي يكديگرسخن ‌گويند. استوميت‌ها همان كساني هستندكه درمعرض ‌از دست دادن مسيرعادي دفع مدفوع و ادرار قرار دارند و تحت عمل جراحي استومي موقت يادائم قرارمي گيرند.‌

از بين رفتن كنترل دفع مدفوع وادرار، از بين رفتن فرم عادي بدن، نداشتن اعتماد به نفس لازم براي حضور در اجتماع، مشكلات خانوادگي و شغلي، هزينه گزاف وسايل مورد نياز، مشكلات رواني ناشي ازاصل بيماري و قبول <استومي> شدن، ازجمله مشكلات عمده‌اي است كه دائم گريبانگير آنهاست.‌

اين عده به خاطردفع غيرارادي ادرار و مدفوع، هميشه مجبورند كيسه‌اي را كه پزشك معالج آنها به روي قسمتي از شكم‌شان نصب كرده است، همراه داشته باشندو به اين لحاظ هميشه معذب ونگران هستندكه مبادا بوي مدفوع يا ادرارآنها كه بدون اراده وارد كيسه‌ها مي‌شود، باعث اذيت وآزار ديگران شود. ديگران نيزبه محض برخورد با بوي بد كيسه‌ها، ت--لاش مي‌كنند كه ازآنهافاصله بگيرند.‌



انواع استومي‌‌

يورستومي، ايليوستومي وكلستومي سه نوع استومي شناخته شده درعمل‌هاي جراحي انجام شده به روي بيماران است . عمل يورستومي روي بيماراني كه دچار سرطان مثانه و بيمارهاي مربوط به مثانه هستند، انجام مي‌شود. در عمل ايليوستومي نيز يك قسمت از روده كوچك بيماربه بيرون از شكم هدايت مي‌شود. اين عمل درپي ابتلا به بيماري‌هايي مانندكولون، ركتوم و يا سوانح رانندگي صورت مي‌گيرد و طي آن با هدايت سرروده كوچك به روي شكم بيمار، مدفوع بيمار ديگر از راه طبيعي خارج نمي‌شود. در اين حالت نيزفردبيمارهيچ نوع كنترلي روي خروج مدفوع خودندارد.‌



اما عمل كلستومي درواقع همان برداشتن قسمتي از روده بزرگ و ايجاد يك استوما (دهانه باز) برروي جداره شكم است كه ازاين طريق مدفوع بيمار (تا زماني كه بيماري يابخش صدمه ديده روده بزرگ بهبود يابد) ازآن خارج مي‌شود.‌

كارشناسان، علت انجام عمل كلستومي روي افرادرا سرطان روده بزرگ، بيماري‌هاي مادرزادي دستگاه گوارش و بيماري‌هاي التهابي روده بزرگ،آسيب‌هاي ناشي ازضربه خوردن به شكم، انسداد روده، عوارض ديررس اشعه درماني، اختلالات دفع، شامل انواع بي اختياري و يبوست مزمن، قلمداد كرده‌اند.‌

با استوميت‌ها

منصوراصلان دوست، يكي از استوميت‌هاي سرشناس است كه جزء نخستين اعضاي انجمن به حساب مي‌آيد. او مي‌گويد: دكتر از من قطع اميد كرده بود، من هم ديگر همه حساب كتابهاي دنياي خود را تسويه كرده و آماده سفر آخرت بودم ولي با آمدن دخترم از آلمان، به تدريج شرايط روحي و جسمي ام رو به بهبودي رفت و الآن چند سالي است كه هر پنج‌شنبه، حتي از ساعت 5 صبح تا عصر كوهنوردي مي‌كنم، استومي هم هيچ تغييري در اين برنامه نداشته است. تفريح، مسافرت و برنامه‌هاي جاري زندگي‌ام سر جاي خود باقي است. بانو مهرانگيز حكيمي، دبير بازنشسته آموزش و پرورش نيز گرچه مدعي است كه 76 سال عمر دارد اما به سختي مي‌توان پذيرفت كه او بيشتر از 50 سال داشته باشد. او كه با وجود پوليپ روده و تبديل آن به سرطان روده وانجام عمل جراحي، از روحيه‌اي شاداب و آرامش بخش برخوردار است، مي‌گويد:‌

- <استوما> كوچك تر از آن است كه بتواند خللي در اراده و روح من ايجاد كند و حتي نتوانسته اثري هم روي رژيم غذايي من بگذارد.‌

پرويز خلخالي كه از سال 80 تاكنون مبتلا به ايليوستومي است و نصف روده كوچك و تمام روده بزرگش حذف و تاكنون 18 بار شكم او باز و بسته شده است ، داراي روحيه بالايي است و تلاش مي‌كند كه روحيه‌اش را با ديگر بيماران و اعضاي انجمن تقسيم كند.‌

او داراي 2 برادر ديگر به نام‌هاي اصغر و جعفراست كه عمل استومي در دستگاه گوارش آنها نيز انجام شده، اما يكي از برادرهايش به نام حيدر حاضر به انجام اين عمل نيست .‌

خانم فاطمه اميري هم از جمله كساني است كه پس از انجام عمل استومي، به مدت يك ماه به دنبال تهيه قرص سيانور براي خودكشي بوده، ولي از زماني كه پايش به انجمن استومي باز شده و دوستان استوميت ديگري را با شدت بيش و كم ملاقات كرده است، زندگي در كنار استوميتها را پذيرفته و با آن كنار آمده است. بيست سانتي متر از روده بزرگ او، در عمل جراحي روز دوم ارديبهشت سال 80 در بيمارستان الغدير نارمك برداشته شد. خانم اميري آن روز متوجه شد كه يك استوميت است. او از آن وقت تاكنون زندگي استوميتي خود را با كيسه‌هاي دفع ادرار و مدفوع كه به شكم‌اش چسبيده، پشت سر مي گذارد و هنگام گفت و گو با گزارشگر روزنامه نيز از گفتن اين حرف ها هيچ ابايي ندارد

منبع: روزنامه اطلاعات

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 13:44  توسط یک جهان سومی  | 

 

از پدري پرسيدند آيا درست است كه مي‌گويند «زماني فراخواهد رسيد كه پسرها بزرگتر از پدرشان خواهند شد؟» گفت: اتفاقاً اين موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول داشته است البته كاري به استعداد و نبوغشان ندارم منظور من سن و سال آنهاست!

پرسيدند به چه دليل؟
گفت: به دليلي كه برايتان شرح خواهم داد:
وقتي 30 ساله بودم فرزندمان متولد شد يعني 30 برابر او سن داشتم
وقتي 2 ساله شد من 32 سال داشتم يعني 16 برابر او سن داشتم.
وقتي 3 ساله شد من 33 سال داشتم يعني 11 برابر او سن داشتم.
وقتي 5 ساله شد من 35 سال داشتم يعني 7 برابر او سن داشتم.
وقتي 10 ساله شد من 40 ساله يعني 4 برابر او سن داشتم.
وقتي 15 ساله شد من 45 ساله شدم يعني 3 برابر او سن داشتم.
وقتي 30 ساله شده است من 60 سال دارم يعني فقط 2 برابر او سن دارم.
مي‌ترسم اگر به همين منوال پيش برود به زودي از من جلو بزند و او بشود پدر من و من بشوم پسر او!!

*******************************

پی نوشت:

باید اعتراف کنم که وبلاگ نویسی را مدیون دو نفر هستم اولی جناب حسین درخشان دامت افاضاته و دومی علی رضا خدابخش عزیز.با درخشان کار ندارم چون به اندازه کافی از نوشته هایش در این سه سال اخیر دلگیر و بعضا عصبانی هستم ولی قضیه خدابخش فرق می کند. وب سایت گریز با هنرمندی خدابخش محفلی بود برای وبلاگ نویسان منطقه و شاید هم کشور.احترام به عقاید گوناگون و تشویق افرادی تازه کار مانند من ،باعث شده بود که علی رضای عزیز جایگاهی بس رفیع در عرصه مجازی داشته باشد .معمولا هر روز در اولین بازدیدم در اینترنت به سراغ خدابخش می رفتم و آن روز که عکس قبرستان را دیدم شوکه شدم . متاسفانه ۱۳ فروردین هم که نبود ، که فکر کنم قضیه شوخی باشد . در فوتبال بعضا بازیکنانی هستند که به یکباره از تیم ملی یا باشگاهی خداحافظی می کنند و لی با اصرار طرفداران دوباره باز می گردند و لی داشته ایم که کسانی هم بوده اند که این کار را نکردند ( مانند اریک کانتونا بازیکن منچستر یوانیتد) امیدوارم که علی رضای عزیز مانند گروه اول عمل کند و باز گردد.

آمین.

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 18:46  توسط یک جهان سومی  | 

 

در اوج سالهاي رقابت انگليس و آلمان در ايران، يك روز دختري به باغ تاجر كاشاني  در قمصر وارد شد . در آن باغ پير زني زندگي مي كرد .اين دختر براي پير زن از زندگي و جريان دعوا بين خود و خانواده اش  كه ساكن نياسر كاشان بودند سخن گفت و دل پير زن را به درد آورد . پير زن به اين دوشيزه پناه داد تا در يك موقع مناسب وساطت او و خانواده اش را بكند و وي را به آغوش خانواده باز گرداند . در درون باغ حوضي قرار داشت كه خانم جوان در روزهاي گرم در آن به آب تني مي پرداخت . يك روز باغبان باغ كناري اين خانم جوان را ديد و از آن به بعد هر روز به بهانه هاي مختلف به آنان سر مي زد  پيرزن در مقابل سوال هاي باغبان مبني بر اسم و نسب دوشيزه ، عنوان داشت كه آن دختر صفيه و خواهر زاده اش مي باشد كه از نياسر به آنجا آمده است.

مدتي بعد مشهدي رحمان ( باغبان) به خواستگاري دختر رفت و به نيره خانم (پير زن) خواست كه اجازه دهد صفيه را به عقد موقت در آورد  كه با موافقت صفيه مواجه گشت  . قرار عقد گذاشته شد و محمد بك ، شاگرد باغبان هم به عنوان شاهد عقد تعيين شد  .

مراسم عروسي به خوبي و خوشي تمام شد و فرداي مراسم قرار يك ميهماني شام گذاشته شد  در مراسم شام محمد بك  شاگرد به علتي حضور نيافت . فرداي آن روز پيرمرد وقتي كه از خواب برخاست ، ديد كه عروس خانم تشريف ندارند  .جستجو هاي نيره و باغبان نتيجه اي نداد و آن دو شديدا بين هم به مشاجره پرداختند و هر كدام ديگري را مقصر دانستند تا اينكه متوجه شدند محمد بك شاگرد نيز گم شده  وقتي كه به اتاق شاگرد مفقود شده رفتند ديدند كه عروس خانم با دست و پاها بسته در آنجا قرار دارد.

خوب آن خانم و محمد بک به راستي چه كساني بودند؟

آن كاترين لمبتون، دختر يكي از اعيان انگلستان و مسلط به فارسي نقش صفيه را بازي كرد كه مي خواست  فرستنده جاسوسي آلمان را در كاشان پيدا كند و محمد بك هم  جناب مولر ، جاسوس .....

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 16:20  توسط یک جهان سومی  |