
منبع:ويژه نامه حضور ضميمه روزنامه همشهري در ۲۱ بهمن ۱۳۸۷
ای برادر تو همه اندیشه ای

منبع:ويژه نامه حضور ضميمه روزنامه همشهري در ۲۱ بهمن ۱۳۸۷
جداي از تحليل هاي نزديك به واقعيت اكثر كارشناسان و دلسوزان نسبت به ابراز ترديد در موفقيت خاتمي در جدال نابرابر با احمدي نژاد و همچنين در صورت پيروزي احتمالي وي ، ناتواني نامبرده در تحقق اهداف و برنامه هايش به علت ريشه دار بودن مخالفت ها با انديشه و طرز تفكر خاتمي دليل اصلي من در ناراحتي از آمدن خاتمي فقط يك چيز است:
اوايل امسال به علتي شناسنامه خود را عوض كردم و شناسنامه اي جديد و تميز از ثبت احوال گرفتم و با توجه به اتفاقات دو سه سال اخير كه قسم خورده بودم ديگر در هيچ انتخاباتي شركت نكنم و راي ندهم وشناسنامه ام را همين طور تميز نگهدارم ، الان مجبورم با توجه به آمدن خاتمي و تاييد احتمالي وي و زنده ماندنش تا خرداد 88 ( اگر طبق پيش بيني كيهان به سر نوشت بي نظير بوتو گرفتار نشود ) ، قسمم را بشكنم و راي بدهم . به همين خاطر با آمدن خاتمي مخالف بودم و الان هم ناراحت هستم .
قم سال 1331 چهلمين روز درگذشت آيت الله خوانساري. از راست نفر اول آيت الله خميني ، نفر سوم آیت الله كاشاني و نفر پنجم مصطفي كاشاني

خوانندگان روزنامه سلام در روز يكشنبه 7 بهمن ماه 1375 صفحه اول روزنامه را بر خلاف رويه سابق اين جريده ، رنگي مشاهده كردند در آن روز خبر مهمي در صفحه اول اين روزنامه عنوان شده بود و آن خبر اعاام قطعيت نامزدي خاتمي براي انتخابات رياست حمهوري دوره هفتم بود.

حال درست 12 سال بعد و اينبار در روز 20 بهمن 1387 براي بار سوم محمد خاتمي رسما وارد كارزار انتخاباتي شده است .اين بار با زمستان سال 75 تفاوتي آشكار وجود دارد شايد آن زمان دارندگان قدرت پنهان در حاكميت جمهوري اسلامي فكرش را هم نمي كردند كه اين نامزد انتخابات بتواند رقيب قدرتمند خود را به راحتي مجبور به شكست كند و هنگامي اقتدار طلبان به خود آمدند كه چاره اي جز پذيرش شكست در برابر اراده مردم نداشتند از طرف ديگر قوه مجريه در آن زمان در اختيار يك شخصيت قدرتمند و گروه كارگزاران بود كه اجازه دست بردن در آراء مردم را به هيچ عنوان ندادند و ميدان را براي خلق حماسه دوم خرداد در اختيار بازيگرانش گذاشتند .
حال زمانه عوض شده و صاحبان قدرت پنهان در جمهوري اسلامي به آساني اجازه نخواهند داد كه شخص فرهيخته اي مثل خاتمي به آساني بتواند قوه مجريه را در اختيار بگيرد همين گروه در انتخابات 1384 در جدال با رئيس قدرتمند مجمع تشخيص مصلحت نظام توانستند پيروز شده و كار را به جايي برسانند كه هاشمي رفسنجاني عنوان كند كه شكايت فقط نزد خدا مي برد و بس.
از طرف ديگر گروه هاي شبه نظامي و نظامي هم در اين مدت كه بحث ورود كانديد هاي اصلاح طلبان مطرح بود علنا اعلام داشته اند كه اجازه نخواهند داد كه باز هم دوران اصلاحات تكرار شود . نگاهي به مصاحبه اي كه در ويژه نامه « حضور » ( ضميمه روزنامه همشهري 21 بهمن 1387) با سردار ذوالقدر چاپ شده به خوبي ناراحتي اين قبيل افراد را از دوران اصلاحات نشان مي دهد و همين افراد يقينا در مقابل اقبال عمومي به خاتمي و امكان كسب راي مجدد وي سرسختانه خواهند ايستاد .
وجود رقيب هم جناح و كله شقي مثل شيخ كروبي هم از مواردي است كه در آينده مي تواند نگراني هايي را براي كسب آراء كافي براي خاتمي ايجاد كند و اين رئيس سابق مجلس كه در دوران رياست بر مجلس دوره ششم اقدامات زيادي در خوشايند انحصار طلبان انجام داد ، ناخواسته در خدمت گروه هاي حامي احمدي نژاد قرار قرار خواهد گرفت و بايد براي يكدستگي در انتخابات از طرف عقلاي قوم تدبيري اتخاذ گردد هر چند كروبي از روند انتخابات رياست جمهوري نهم و شيوه اجراي آن از طرف رئيس جمهور وقت دل چركين بوده و براي انتقام هم كه شده اصرار دارد در اين عرصه بماند.
با يد ديد با اعلام رسمي نامزدي خاتمي در انتخابات تا چه حد گرو ههايي كه تا ديروز اصرار بر آمدن وي داشتند چقدر مي خواهند و يا مي توانند از خاتمي حمايت كنند .
همزمان با كشتار فلسطينيان در غزه توسط نيروهاي ارتش اسرائيل در نقطه ديگري از خاورميانه شيعيان منطقه پاراچنار در پاکستان مورد حمله به مراتب وحشيانه تر از قوم يهود قرار گرفته اند كه ابعاد اين جنايت عليه بشريت تا كنون در داخل جمهوري اسلامي انعكاس نيافته است . در حالي كه شبكه هاي مختلف سيما جمهوري اسلامي بيشترين اخبار را در رابطه با غزه پوشش مي دادند ، هيچ گونه خبر يا اطلاع رساني در باره فجايج پارا چنار پاكستان از طريق رسانه ملي صورت نگرفت. متحصنين حرفه اي و عاملان استشهادي در حالي در فرود گاههاي مختلف كشور منتظر اوكي اعزام به غزه بودند كه براي اعزام به اين منطقه شيعه نشين كشور همسايه ( پاكستان) هيچ گونه اقدامي صورت نگرفت و هيچ سفارت خانه هاي مورد هجوم دانشجويان خون به جوش آمده قرار نگرفت سخن گوي وزارت امور خارجه هم در اظهار نظري شگفت اخبار مربوط به اين منطقه را غير واقعي و مورد مبالغه قرار داده شده دانست .شايد گناه مردم اين منطقه به خاطر اين است كه دشمن آنان اسرائيل نيست .
سوالي كه براي بيشتر كساني كه اسم پارا چنار را مي شنوند اين است كه اصلا اين منطقه كجاست؟ در مراجعه اي كه به منابع متعدد و فرهنگ هاي مختلف داشتم ، فقط در « دايره المعارف تشيع» جلد سوم اطلاعاتي در باره اين ناحيه شيعه نشين پيدا كردم كه خلاصه آن را در ادامه مي توانيد ببينيد.
اطلاعاتي در باره « پاراچنار »
پاراچنار ( در متون عربي « بارا شنار») شهري در شمال غربي پاكستان كه مركز ناحيه كوهستاني قبيله نشيني به همين نام است . اين ناحيه در سرحد يا ايالت مرز شمال غرب پاكستان ......
بقیه در ادامه مطلب
در راستاي اينكه جناب شهردار خوش تيب پايتخت ايران دكتر خلبان قاليباف در نامه اي به رجب طيب اردوغان ، ايشان را به عنوان شهروند افتخاري جمهوري اسلامي برگزيده اند و در راستاي كم نياوردن ارگا نها و ساير نهاد هاي ديگر جمهوري اسلامي بايد منتظر اقدامات ديگر نظير اين عمل بچه ناف طرقبه ( مشهد ) بود .
اقداماتي نظير:
دعوت آقاي اردوغان توسط سر مربي تيم ملي فوتبال به اردوي تيم ملي جهت روحيه دادن به بازيكنان در برابر چشم بادامي هاي كره جنوبي ، عضويت رايگان نامبرده در كليه كتابخانه هاي عمومي كشور ، دعوت اردوغان براي افتتاح طرح هاي عمراني كه در دهه فجر افتتاح مي شوند ، دعوت به روضه و سفره حضرت ابوالفضل امينه خانم ( همسر اردوغان) توسط فاطمه رجبي ، دعوت نامبرده جهت حضور در جايگاه تماشا چيان مجلس شوراي اسلامي و در نهايت دعوت وي خانم و چهار فرزند پسرو دخترش به عنوان مهمان افتخاري و تماشاچي برنامه فيتيله جمعه تعطيله آقاي مجيد قناد و................
فراموش شد كه عنوان شود تركيه در بين كشورهاي اسلامي داراي بيشترين روابط با اسرائيل بوده و توافقنامه امنيتي بين اين دو كشور نيز امضا ء شده است و اردوغان پس از بازگشت از داووس به ترکیه اعلام کرده که هیچ تصمیمی درباره روابط اسرائیل و ترکیه گرفته نخواهد شد.

آقاي دكتر مهدی خزعلی ، فرزند برومند ! آيت الله خزعلي (عضو اسبق شوراي نگهبان ) و مدير انتشارات حيان در مطلبي در وب سايتش سوالهايي در باره پرفسور حميد مولانا مشاور 337 میلیون دلاری رئیس جمهور نموده كه با مراجه به سايت ويكي پديا مي توان مختصري زندگي نامه وي را مشاهده كرد .
چندي پيش به طور اتفاقي عكسي از پدر مولانا را در جايي ديدم كه تقديم مي گردد

رسانه ملي جمهوري اسلامي كه منحصرا در اختيار يك جناح مي باشد بعضا نا پرهيزي هايي مي كند و اين ناپرهيزي ها دو سه سال است كه در روزهاي فرا رسيدن سالگرد انقلاب اسلامي بيشتر مي شود مثلا تصور اينكه چهر هايي را كه در مخيله هم نمي گنجد كه از تلويزيون نشان داده شوند ، نظير موسوي خوئيني ها يا ابراهيم اصغر زاده ، يك هو چهره شان بر روي تلويزيون نقش مي بندد البته با 30 سال اختلاف و جوان تر.
اينها به كنار هر چه باشد اين گونه افراد در مقطعي يك كاري كرده اند كه خودشان الان روي شان نمي شود بگويند غلط كرديم يا شكر خورديم و صد البته نانش را امروزه برادران آن جناح دارند ميل مي فرمايند آن هم با چه اشتهايي .
هفته گذشته رسانه ملي يك فيلم از توليدات انقلابي سال 1362 را نشان داد به اسم خانه عنكبوت كه نگارنده فقط دقا يقي كوتاه از عمر گرانبهاي خود را صرف اين فيلم نمودم و هميشه عقيده داشته و دارم كه زمان براي يك فرد عزيز تر از آن است كه آن را براي ديدن افاضات رسانه ملي صرف كرد بگذريم در همين چند دقيقه كوتاه از فيلم چهره يكي از هنر پيشه ها خيلي برايم آشنا آمد نمي دانم چه نقشي را داشت ولي آن چهره متعلق به نويسنده ، مورخ و صاحب نظر معاصر ( كه خيلي ارادت دارم به ايشان) آقاي مسعود بهنود بود . نمي دانستم اين آقا فيلم هم بازي كرده حتما خودشان بهتر مي توانند در اين باره توضيح دهند
وقت جنجال دستگيري غارتگر بيت المال ! آغاز شد و جناب كرباسچي در 17 فروردين 1377 به دستور قاضي نوميري روانه زندان شدند تا مدتي كوتاه آب خنك بنوشند ، خانواده اش كه به ملاقات وي رفته بودند با يك توصيه نامبرده مواجه شدند و آن مطالعه گتاب از« سيد ضياء تا بختيار» بهنود بود . كتابي كه به گفته يكي از استادان به نام تاريخ ، مطالعه آن از طرف دست اندر كاران حاكميت ، ضامن بقاي اين نظام تا كنون بوده است .
بعد از آن ديوانگي ها اي دريغ باورم نايد كه عاقل گشته ام
گوئيا «او » مرده در من كاينچنين خسته و خاموش و باطل گشته ام
هر دم از آيينه مي پرسم ملول چيستم ديگر ، بچشمت چيستم؟
ليك در آيينه مي بينم كه واي سايه اي هم زآنچه بودم نيستم
همچو آن رقاصه هندو بناز پاي مي كوبم ولي بر گور خويش
وه كه با صد حسرت اين ويرانه را روشني بخشيدم از نور خويش
ره نمي جويم بسوي شهر روز بي گمان در قعر گوري خفته ام
گوهري دارم ولي آن را ز بيم در دل مردابها بنهفته ام
مي روم ......اما نمي پرسم ز خويش ره كجا....؟ منزل كجا....؟مقصود چيست؟
بوسه مي بخشم ولي خود غافلم كاين دل ديوانه را معبود كيست
«او» چو در من مرد ، ناگه هر چه بود در نگاهم حالتي ديگر گرفت
گوئبا شب با دو دست سرد خويش روح بي تاب مرا در بر گرفت
آه....آري...اين منم...اما چه سود «او» كه در من بود ،ديگر ، نيست ، نيست
مي خروشم زير لب ديوانه وار «او» كه در من بود آخر كيست ، كيست
فروغ فرخزاد

« هنر مندان خوب ارزش محدوديت را درك مي كنند»
اد كتمال

زبان شيرين فارسي به واسطه ضرب المثلهايش شيرين تر نيز مي باشد و گاهي يك ضرب المثل به اندازه يك جمله يا يك كتاب بار معنايي دارد . يك ضرب المثل معروف است كه در وصف يك اتفاق كوچك كم اهميت داستان سرايي ها مي شود و به اصطلاح ميگويند : از كاه كوه مي سازند ولي اين بار اين خبر ضرب المثل نيست و جدي است.
خبري كه چندي پيش در جرايد و خبر گذاري ها منتشر شد كه يك محقق ايراني از كاه گوشت مي سازد اولش فكر كرديم كه اين خبر هم مثل بعضي خبرها نظير ساخت انرژي هسته اي يا چيزي در همين مايه ها توسط يك دختر ايراني ، جك و لطيفه است كه توسط آن مي خواهند مردم عزيز لحظاتي شاد باشند ولي امروز روزنامه اطلاعات به طور مشروح به اين ابداع محق ايراني پرداخته بود كه عينا در ادامه آورده مي شود .
اينگونه از كاه گوشت ميسازند:
بقيه در ادامه مطلب
همزمان با فرا رسيده بهمن ماه و آغاز جشن هاي پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1357 ، شاهد انواع برنامه هاي متنوع در باره اين تحول در رسانه ملي هستيم . اكثر اين برنامه ها كه البته با كمك كارشناسان زبده ! به خورد مردم داده مي شود ، ضمن تخطئه تمامي اقدامات حاكميت گذشته و سلسله پهلوي ، در باره اقدامات و فعاليت هاي انجام شده در بعد از پيروزي انقلاب اسلامي سخن ها گفته مي شود .
اكثر مخاطبين رسانه ملي كساني هستند كه آن زمان را نديده اند و سن وسال شان اجازه نمي دهد كه از آن زمان چيزي را به ياد آورند از طرف ديگر متاسفانه سطح مطالعه در كشور به طور مفتضاحنه اي پايين است و نسل جوان هيچ گونه علاقه اي به مطالعه و آگاهي از گذشته خود و اقدامات گذشتگان از خود نشان نمي دهند وگرنه با مطالعه همين كتابهايي كه در دوران بعد از انقلاب در كشور چاپ شده و نويسندگان منصفي هم داشته مي توان واقعيات زيادي را كه از رسانه هاي رسمي منعكس نمي شود ، فهميد و منصفانه قضاوت نمود.
متاسفانه مديريت ضعيف در سطح كلان كشور واقعيتي است كه قابل كتمان نيست و اكثر دلسوزان به اين امر واقف هستند به طور مثال ساخت پروژه هاي ملي و منطقه اي آن قدر كند و زمان بر هست كه باعث از دست رفتن سرمايه هاي ملي مي شود و هر روزه شاهد از بين رفتن منابع انساني يا ساير در كشور مي باشيم.
پروژه هايي نظير ساخت آزاد راه تهران شمال و يا اتوبان قزوين رشت با گذشت چندين سال از آغاز هنوز به اتمام نرسيده و هميشه مسئولين وعده افتتاح آن را در آينده اي نزديك مي دهند و ديگر خبري نمي شود .
اگر اين ها ضعف ميدريت نيست پس چيست ؟ در زمان سلطنت رضا خان و با آن امكا نات آن زمان جاده لرستان به خوزستان در مدت فقط 15 ماه و با تلاش شبانه روزي مهندسين و كارگران و كار سه شيفت ساخته شد و در 16 آبان 1307 با حضور شاه به بهره برداري رسيد . جاده اي با 60 فرسخ طول (360 كيلومتر ) در ناحيه اي كوهستاني و صعب العبور كه كارگران تامين جاني هم نداشتند و براي محافظت از آنان در هر سه كيلومتر يك برج ديده باني هم ساخته شده بود.*
مسئولين امروز داعيه مديريت جهاني دارند و در اين ادعا از مقدسات هم مايه مي گذارند و اين بدترين توهين به باورهاي مذهبي مردم است .
* دولت مطلقه ، نظاميان و سياست در ايران ، نوشته وحيد سينايي ، تهران ، كوير ، 1384 ، ص 299