امروز 29 برديبهشت ماه مصادف است با يكصدو بيست و هفتمين سالروز تولد افتخار هر ايراني مرحوم دكتر محمد مصدق.
بزرگ مردي مبارز كه ساليان عمر خود را در راه آزادي ، استقلال و دمكراسي ميهن عزيزمان سپري نمود و با درايت و شجاعت خود دست استعمار انگليس را از خوان گسترده نفت ايران كوتاه كرده و با اين كار خود نور اميدي بر دل كشورهاي فقير جهان تاباند.
افسوس كه بد طينتان زمانه مقام و منزلت اين آزاده زمانه را بر نتابيده و هم اكنون نيز بر نمي تابند و تلاش و زحمات اين راد مرد را به نام ديگران مصادره مي كنند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت 14:30  توسط یک جهان سومی
|
«پليسبراي هر قتل تيم ويژه بررسي
تشکيل داد و در کنار آن، دو تيم ويژه به بررسيعلمي و جمعآوري
اطلاعات مردمي و پالايش آن پرداختند و در کنار آن ازروانشناسان متبحر
نيز استفاده شد.»
«27هزار خودروي رنو در كشور را مورد بررسي قرار دادند تا
اينكه متوجه شدنديك خودروي رنو در نزديكي محل
پيدا شدن جسد آخرين قرباني، تصادف كرده و يكياز ماموران پليس
راهنمايي و رانندگي، راننده رنو را جريمه كرده است.»
«ماموران بعد از نخستين قتل در 15 بهمن ماه سال گذشته،
با بررسي مكان كشفجسد با جاي پاي زني مواجه
شدند كه بعد از بررسي اين جاي پا و بررسي آن دركفشدوزيهاي
قزوين، تبريز و تهران توانستند كفي كفش و نوع آن را كه متعلقبه يك زن بود شناسايي كنند»
«مهين
پس از دستگيري و در روز اول بازجويي، كاملا خونسرد بود و هيچگونه اضطراب و نگرانياي
نداشت.»
اين جملات متن يك
فيلمنامه يا داستان يك فيلم پليسي هاليوودي نيست بلكه مصاحبه يك مقام علي رتبه درباره
دستگيري اولين قاتل سريالي خانم مي باشد كه افتخار آن به ولايت قزوين رسيد.
هفته گذشته و با اوج گيري
شايعات بي اساس و متعدد در باره قتل هاي زنجيره اي و وقتي كه موجي از هراس بر شهر
حاكم بود ، عده اي غرغريون حرفه اي عملكرد ماموران پليس را زير سوال مي بردند و
طوري وانمود مي كردند كه هيچ گونه اقدامي از طرف مقامات امنيتي در باره شناسايي قاتل
صورت نمي پذيرد .
اين
عده هميشه و با ديدن كوچكترين مساله اي هميشه كاسه داغتر از آش ميشوند و برايشان
مهم نيست كه عقايد و تحليل هايشان چه اثر سوئي مي تواند بر امنيت رواني شهروندان
بگذارد در حاليكه در همين قضيه دستگيري و اعتراف متهم به قتل هاي اخير شاهد
تلاش شبانه روزي كارآگاهان زبده و حرفه اي پليس براي بازگرداندن امنيت به
شهر وشهروندان بوديم و بجاست كه از تلاش و همت اين پرسنل زحمت كش و
سخت كوش نيروي انتظامي تقدير گردد.
با كشف پنجمين جسد در اطراف شهر الوند در استان قزوين موجي از نگراني دامن خانم ها قزوين را فرا گرفته است اگر سري به خيابانهاي شهر بزنيد حضور كمرنگ خانمها را به وضوح مي توان در معابر عمومي ديد از طرف ديگر پخش شايعات متعدد و عمدتا غير واقعي از نحوه كشته شدن زنان باعث شده استفاده از وسابل نقليه مسافر بر شخصي به شدت كم شده و در ايستگاههاي اتوبوس تراكم شديد خانمها مشاهده مي گردد.
سنت رفتن به سرخاك عزيزان كه معمولا شب هاي جمعه به اوج خود مي رسد هم بسيار محدود شده و در خيابان ها خانم ها معمولا به صورت انفرادي گذر نمي كنند .
روز گذشته يكي از دوستان كه به كتابخانه عمومي در مركز شهر قزوين رفته بود تعريف مي كرد كه سالن مطالعه خانمها كه معمولا با توجه به فصل امتحانات و كنكور بايد پر مي شد خلوت بوده و دانش آموزانو پشت كنكوري ها ترجيح داده اند كه در منزل به مطالعه و كسب علم بپردازند.
آخرين قرباني موسوم به كيميا چهارشنبه هفته گذشته ناپديد شده نامبرده ديگر به منزل بر نمي گردند و جنازه ايشان در جاده كمال آباد پيدا مي شود.ظاهرا ورود رئيس جمهور به قزوين زياد هم براي خانواده اين خانم خوش يمن نبوده است.
مسئله اي كه اينجا به وضوح مشخص مي باشد عدم اطلاع رساني درست رسانه هاي استان در باره اين قتل ها است كه اين امر باعث گسترش شايعات گوناگون در بين مردم گرديده است و اگر مقامات انتظامي و امنيتي استان به صورت درست و با صداقت مردم را در حريان اوضاع قرار دهند مطمئنا اين موج نگراني رواني و امنيتي از سايه شهروندان كم مي شود و مطمئنا خود شهروندان مي تواندد در شناسايي و دست گيري جانيان مشاركت فعال داشته باشند.
در يكي از ادارات دولتي كاري داشتم و يك ارباب رجوع هم مثل من منتظر اتمام كارش بود صحبت انتخابات شد و نامبرده ضمن اشاره به نظر سنجي هاي انجام شده در باره پيروز نهايي كارزار انتخابات رياست جمهوري در تهران و اقبال عمومی به میر حسین موسوی٬ نكته اي را هم مورد اشاره قرار دادند.
آن شخص مي گفت در هيچ دوره اي در ايران يك رئيس جمهور يك دوره بر سر كار نبوده و حتما دو دوره را در راس قوه مجريه قرار داشته و نتیجه گرفت که آقای احمدی نژاد حتما برای بار دوم هم در راس قوه اجرایی کشور قرار می گیرد . به شخص محترم گفتم كه اتفاقا در تير ماه 84 هم كه انتخابات رياست جمهوري نهم برگزار شد فرق اساسي با ساير انتخابات انجام شده در ايران داشت و آن رسيدن اين انتخابات به دور دوم بود كه تا به آن تاريخ سابقه نداشت اين رقابت به دور دوم كشيده شود .
اگر در تير ماه 84 براي اولين بار در ايران عرصه رقابت نامزدهاي رياست جمهوري به دور دوم كشيده شد در انتخابات دهم هم مي توان اميدوار بود كه براي اولين بار در تاريخ ايران بعد از انقلاب يك نفر فقط يك دوره بتواند موفق به جلب آراء مردم شود البته اين امر فقط به اراده مردم و حضور حد اكثري آنان در پاي صندوق هاي راي دارد .
البته نزد تعدادي از اين برادران اهل سنت شيعيان هم مثل اين جاندار نجس تشريف دارند و كشتنشان باعث باز شدن درهاي بهشت براي فرد قاتل مي شود نظير عمليات انتحاري متعصبان اهل سنت در عراق و جاهاي ديگر.
+ نوشته شده در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 8:6  توسط یک جهان سومی
|
بزرگترين رويداد فرهنگي كشور و به عبارتي
نمايشگاه 22كتاب تهران در راه است و سيل عظيم جمعيت كتابخوان از روزهاي آينده راهي
وادي بي آب و علف مصلاي تهران مي شوند تا در روزهاي گرمارديبهشت ماه تهراندر اين همايش فرهنگي شركت كنند .
يادش به خير در زمان دولت 8 ساله اصلاحات ،
نمايشگاه در محل دائمي نمايشگاههاي تهران برگزار مي شد و در مكان ياد شده حداقل
سايه اي وجود داشت و افراد خسته مي توانستند در زير سايه درختان استراحت بكنند ولي
با ظهور معجزه هزاره سوم و تركتازي تيم صفار هرندي بر وزارتفرهنگ و ارشاد ، اين رويداد فرهنگي در مصلاي
نيمه كاره و مخروبه تهران برگزار مي شود و در اين ميان آب فروشان هميشه دعا گوي
بانيان اين انتقال هستند چون بازديد كنندگان چنان دچار عطش مي شوند كه كتاب و
فرهنگ را فراموش كرده و در اولين اقدام گلويي تر كرده و بعد سراغ گشت و گذار در
مصلا مي روند.
و باز يادش به خير در زمان حاكميت اصلاح طلبان
برقوه مجريه نمايشگاه مطبوعات هم همزمان
با اين رويداد فرهنگي برگزار مي شد وحيف با وزيدن توفان توقيف بر بهار گسترش
مطبوعات ، ناميدي و ياس بر اصحاب انديشه
مستولي شد.
با همه اين تفاصيل و با علم به اينكه نمايشگاه
هاي برگزار شده در دولت نهم هر سال بي رونق تر مي شود ولي باز هم نمي شود به اين
روبداد بي اعتنا بود و مانند سالهاي گذشتهقرار فرهنگي خود را با دوستان هم دوره اي در دانشگاه ، در اين مكان و در
اين همايش فرهنگي سال مي گذاريمو با اميد
به اينكه با انتخاب رئيس جمهوري ديگر شاهد رونق نشر و كتاب در جامعه باشيم.
پي نوشت:
روزنامه همشهري مطلب بسيار جالب و مبسوطي در
باره نمايشگاه ، چگونگي انتقال آن به مصلا و رويدادهايسه ساله بعد از انتقال دارد به قلم نيلوفر دهني كه حيفم آمد آن را اينجا نياورم
:
يك
نمايشگاه و هزار حرف و حديث
بيستودومين
نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران از شانزدهم تا بيستوششمارديبهشتماه براي سومين سال متوالي در
مصلاي تهران برگزار ميشود.
محمدحسين صفارهرندي، وزير
ارشاد، هشتم فروردين ماه همراه مسئولان برگزاري بيستو دومين نمايشگاه بينالمللي كتاب
تهران از محل و مراحل آمادهسازي برگزاري ايننمايشگاه در مصلاي تهران بازديد كرد. در
اين بازديد وزير ارشاد بر گسترش امكاناترفاهي بازديدكنندگان از نمايشگاه تاكيد
كرد. اين در حالي بود كه تيم اجرايينمايشگاه فعاليت خود را براي آمادهسازي
محل مصلاي تهران از اوايل اسفند ماه آغازكرده بود.
قرار است نمايشگاه كتاب امسال
در فضايي به مساحت 120 هزار متر مربع همچون 2سالگذشته در مصلي برگزار شود. ايده
برگزاري نمايشگاه كتاب در محلي غير از نمايشگاههايدائمي به سال1385 برميگردد؛ به همان
زماني كه محمود احمدينژاد در بازديد از ايننمايشگاه و در جمع خبرنگاران با تاكيد
بر لزوم جابهجايي محل نمايشگاه و با اشارهبه وزير ارشاد گفت: سال آينده اگر
نمايشگاه در اينجا برگزار شود يا جاي من است ياجاي ايشان.
البته چند سال پيش از آن نيز در
زمان رياستجمهوري سيدمحمد خاتمي وقتي شورايشهر تهران با هماهنگي شهرداري كه آن
زمان محمود احمدينژاد مسئول آن بود، اعلام كردكه قصد دارد مكان نمايشگاه كتاب را بهخاطر
ايجاد ترافيك سنگين و تبعات ناشي از آنتغيير دهد وزارت ارشاد دولت خاتمي، با
چهره بهتزده ناشراني روبهرو شد كه از اتخاذاين تصميم ناگهاني رنگ از رويشان پريده
بود؛ به همين خاطر وزارت ارشاد با همراهياتحاديه ناشران كه آن سالها مسئوليت
برگزاري نمايشگاه كتاب را نيز عهدهدار بود،تمام تلاش خود را كرد تا دست از سر
نمايشگاه كتاب برداشته شود و اجازه داده شود ايننمايشگاه همچون گذشته در همان حاشيه
اتوبان چمران جا خوش كند.
اين تلاش
سرانجام با پادرمياني محمد خاتمي- رئيسجمهور پيشين- به ثمر نشست ودوباره
آدمهاي بسياري از گوشه و كنار كشور راهي نمايشگاه كتاب شدند. از همان موقعوزارت
ارشاد سخت دست به كار يافتن مكاني براي برگزاري بزرگترين نمايشگاه فرهنگيكشور شد.
گزينههاي مختلفي مطرح شد: شهر آفتاب، استاديوم آزادي و مصلاي تهران. مدتيبعد
معاون خدمات شهري شهرداري تهران اعلام كرد كه عمليات عمراني فاز اول شهر آفتابدر جنوب
شهر تهران آغاز شده و بهزودي رسما كلنگ اين طرح زده خواهد شد.
اما كرباسيان پس از اعلام اين
موضوع در پاسخ به اين سؤال كه سال آينده نمايشگاهكتاب در كجا برگزار ميشود، گفت: مثل
اينكه قرار است سال آينده نمايشگاه كتاب دراستاديوم آزادي برگزار شود. ما هيچ
اطلاعي نداريم اما مسئولين در صورتي كه نياز بهخدمات در زمينه برگزاري نمايشگاه داشته
باشند، شهرداري تهران حتما به آنها خدماتخواهد داد. اما او نيز تاكيد كرد كه قطعا
سال آينده نمايشگاه بينالمللي كتاب درمحل قبلي برگزار نخواهد شد.
مدتي بعد از آن نيز شهرداري
اعلام كرد كه شهر آفتاب به اين زودي آماده نخواهد شدو به بيان ديگر سال1386 نمايشگاه كتاب
در شهر آفتاب نخواهيم داشت. پس از آن بودكه
استاديوم آزادي بهعنوان گزينه ديگر براي برگزاري نمايشگاه كتاب مورد بررسي قرارگرفت كه
مدتي بعد نيز اين گزينه از دستور كار خارج شد. از بين دلايل حذف اين گزينهميتوانيم
به دليلي كه عمادافروغ، نماينده مجلس عنوان كرد اشاره كنيم: انتخاباستاديوم
آزادي تنها در حكم يك مسكن و راه حل موقت است؛ در عين حاليكه حوالياستاديوم
آزادي نيز فارغ از ترافيكهاي سنگين نيست و بهويژه در روزهاي آخر هفتهدر مسير
بزرگراه كرج به بالاترين ميزان خود ميرسد.
بسياري ديگر نيز تهران را فاقد
امكان برگزاري نمايشگاه دانسته و به اظهاراتمحمود احمدينژاد در زماني كه شهردار
تهران بود اشاره كردند، مبني بر اينكه بهزودينمايشگاه كتاب در شهر ديگري جز تهران
برگزار ميشود. مسئولان امر به اين نتيجهرسيدند
كه استاديوم آزادي به هيچ وجه گزينه مناسبي براي برگزاري نمايشگاه نيست.
تنها مورد باقيمانده، مصلاي
تهران و البته چادرهاي سوئيسي بود كه دومي خيلي زودرد شد و بحث برگزاري نمايشگاه در محل
مصلاي تهران بهطور جدي مطرح شد.
اما
مصلاي تهران هم جاي مناسبي براي برگزاري نمايشگاه به نظر نميرسيد؛مهمترين
دليل آن نيز كمبود جا و امكانات مناسب براي برگزاري چنين نمايشگاهي درچنين
مكاني بود. علاوه بر اينكه نمايشگاه كتاب تهران، ناشران خارجي را نيزدربرميگرفت.
به هرحال وزارت ارشاد بعد از بررسيهاي فراوان اعلام كرد كه نمايشگاهبيستم دو
پاره خواهد شد؛ ناشران داخلي در مصلاي تهران جاي خواهند گرفت و ناشرانخارجي
همچون سالهاي گذشته كتابهاي خود را در محل دائمي نمايشگاههاي تهران برگزارخواهند
كرد. اين مسئله تا مدتها حتي از سوي ناشران نيز جدي گرفته نميشد. دو پارهشدن
نمايشگاه و حتي برگزاري آن در مصلاي تهران آنقدر بعيد و دور از ذهن بهنظرميرسيد
كه كسي باور نميكرد چنين چيزي عملي شود اما اتحاديه ناشران وقتي با اعلامرسمي
وزارت ارشاد روبهرو شد، دست به صدور اطلاعيهاي زد.
تشكلهاي نشر در اين اطلاعيه،
ماه ارديبهشت را فرهنگيترين ماه سال خوانده و بااشاره به وضعيت ترافيكي ناشي از ازدحام
نمايشگاه آوردند: در 2 سال
اخير با تمهيداتو تلاشهايي كه مسئولان محترم راهنمايي
و رانندگي و برگزاركنندگان نمايشگاه به عملآوردهاند، مسائل ترافيكي محدوده
نمايشگاه تا حد قابل توجهي كاهش يافت. از سوي ديگراز طرف مسئولان محترم شهرداري تهران
اعلام شد كه آمادهسازي جايگزين براي ايننمايشگاه 2 تا 4 سال به طول ميانجامد.
تشكلها و نهادهاي صنفي صنعت
نشر كشور با رد امكان برگزاري نمايشگاه در مصلي يادو پاره شدن آن چنين اظهار نظر كردند: بهرغم
پارهاي از مشكلات موجود در محل فعلينمايشگاهها، اين محل كماكان بهترين
گزينه براي برگزاري نمايشگاه بينالمللي تهرانمحسوب ميشود.
برخي دلايلي كه اتحاديه ناشران
براي اين موضوع آورده بود از اين قبيل بود: قطعتماس ناشران داخلي با ناشران خارجي و
مختلشدن تعاملات فرهنگي اين دو بخش،
افزايشتعداد سفرهاي درون شهري و صرف
وقت و هزينه بيشتر براي بازديد از 2 نمايشگاه.ناشرانهمچنين به مورد ديگري اشاره كرده بودند
و آن اين بود: ساختمانها و امكانات جانبي وپاركينگهاي محل دائمي نمايشگاهها،
صرفنظر از نقصهايي كه دارد، براي برگزارينمايشگاههاي مختلف ملي و بينالمللي
طراحي شده است، در حالي كه ساختار، معماري وهدف از ساخت مصلاي تهران به هيچ وجه
براي برگزاري نمايشگاه و جابهجايي و حملونقلكالا، تدارك ديده نشده، آن هم براي
نمايشگاهي با چند ميليون بازديدكننده.
صحبتها و نامههاي ناشران به
جايي نرسيد و تنها اتفاقي كه رخ داد اين بود كه درروزهاي پاياني فروردين ماه سال1385
برگزاركنندگان نمايشگاه بيآنكه با ناشران واتحاديه براي هيچكدام از اين تصميمات
مشورت كنند، اعلام كردند كه نمايشگاهبينالمللي كتاب تهران يك جا برگزار ميشود
و دو پاره نخواهد شد.
دوازدهم ارديبهشت ماه سال1385
نمايشگاه بينالمللي كتاب تهران در مصلي درحالي دربه روي بازديدكنندگان گشود كه از همان
نخستين لحظات، مسائل مختلفي را براي مهمانانو بازديدكنندگان بهوجود آورده بود. علاوه
بر نداشتن راهنماي ثابت و سيار، حتينيازهاي اوليه مثل آب و دستگاه تهويه
در محل سرپوشيده و امكانات اوليه ديگر غايببودند. حتي يك نشستگاه و استراحتگاه
براي آنها كه به نمايشگاه آمده و ساعتها در آنچرخيده بودند وجود نداشت. بگذاريد تاكيد
كنم؛ حتي يك جاي استراحت وجود نداشت. مردمروي هرهها و لبههاي سكوهاي ساختماني
مينشستند. از وروديها تا سالنهاي نمايشگاهراه طولاني بود كه نهتنها سالمندترها
را به حال ضعف قلب ميانداخت بلكه جوانان رااز پاي ميانداخت.
تصور كنيد بسياري از بازديدكنندگان
با بار سنگين كتابهاي خريداريشده اين مسيررا طي ميكردند تا به اتومبيلهاي خود
يا وسائل نقليه عمومي برسند. علاوه بر اينوضعيت تهويه سالنها نيز اعتراضاتي را
به همراه داشت.
اين در حالي بود كه وزير ارشاد
در مراسم اختتاميه نمايشگاه اعلام كرد كه انتقالمحل نمايشگاه سبب شد تا بخش عظيمي از
طرفداران نمايشگاه كه در جنوب و مركز شهر ساكنهستند از امتياز فاصله نزديك با محل
نمايشگاه برخوردار شوند و اين دسته ازبازديدكنندگان ديگر مجبور به جابهجايي
به شماليترين نقطه شهر نشوند.سال بعد ازآن نيز در آستانه روزهاي برگزاري
نمايشگاه بيست و يكم محمد حسين صفار هرندي درحاشيه ديداري از مصلاي تهران روند
اجرايي برپايي نمايشگاه را مثبت ارزيابي كرد وگفت: نمايشگاه بينالمللي كتاب امسال
بهمراتب بهتر از سال گذشته برپا ميشود.
وي افزود: با همراهي و همكاري
دوستان در وزارت مسكن و شهرسازي بهويژه شخص مهندسسعيديكيا مراحل مختلف آمادهسازي
نسبي نمايشگاه بهگونهاي كه شرايط در قياس باگذشته از وضعيت بهتري برخوردار باشد،
بهخوبي انجام ميشود.
وزير ارشاد انتقال نمايشگاه به
محل مصلاي تهران را يكي از موفقترين تجربياتدوران برپايي نمايشگاه كتاب ارزيابي
كرد و گفت: نمايشگاه سابق به اقرار تمام اهاليفن از لحاظ مسائل ترافيكي و وضعيت
ساختمانهاي فرسوده آن مكان مناسبي براي برپايينمايشگاه تشخيص داده نشد؛ ضمن اينكه در
محل سابق بحث تبديل وضعيت به شرايط جديدمطرح و بهعنوان پروژه نمايشگاهي كشور
محسوب نميشده است؛ از اينرو سرمايهگذاريدر چنان محلي علاوه بر آزار و اذيت
ساكنان محل و عابران دردسرهاي زيادي را موجبميشد.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي
افزود: مصلاي تهران در قياس با ساير مكانهاينمايشگاهي وضعيت مناسبتري در اختيار
بازديدكنندگان قرار داد بهگونهاي كهمنتقدين نيز به شرايط قابلقبول آن
اعتراف كردند.
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گفت:
علاوه بر اين، محيط نمايشگاه محيط زيبايي است ومعماري ايراني- اسلامي، فضاي معنوي
حاكم بر آن و بهرهمندي ناشران از سالنهايمناسب و يكپارچه نيز بر شكوه نمايشگاه
كتاب افزوده است.
وي با بيان اينكه در محل مصلي
با يك كارگاه زنده و فعال روبهرو هستيم تا هر چهزودتر اين سازه عظيم معنوي و فرهنگي در
اختيار مردم تهران قرار گيرد خاطر نشان كرد: در طول برپايي نمايشگاه امنيت كامل
براي بازديدكنندگان تامين ميشود. صفارهرندياضافه كرد: با تمهيداتي كه پيشبيني ميشود
نمايشگاه امسال بهتر از سال گذشته و سالآينده نيز بهتر از امسال برپا ميشود.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 19:43  توسط یک جهان سومی
|
يازدهم ارديبهشت مصادف با پنجمين سالگرد درگذشت زندهياد كيومرث صابري فومني (گلآقا) اديب و طنزپرداز معاصر بود كه سالها ستون «دو كلمه حرف حساب» او در روزنامه اطلاعات خوانندگان بسياري داشت.
به اين بهانه مروري برزندگي اين چهره فرهنگي تاثيرگذار كشورمان در زمينه طنز پس از انقلاب داريم:
«كيومرث صابري فومني» (گلآقا) اديب و طنزپرداز معاصر، هفتم شهريور 1320، زمان حضور ارتش متفقين جنگ دوم جهاني در ايران، در صومعهسرا ـ يكي از شهرهاي استان گيلان در شمال ايران ـ به دنيا آمد. پدرش كه كارمند .......
از طرف جاده قدیم قزوین –تهران و بعد از پل ورودی زیبا شهر شرکتی وجود دارد که دارد که در چند ماه اخیر کانون توجه و بحث های داغ بوده و هم اکنون نیز سایه تهدید کفن پوشان حرفه ای و سفارشی از سر این شرکت رخ بر نبسته است.
در ابتدای ورود به شرکت تصویری از رهبر فقید جمهوری اسلامی بر پنجره نگهبانی این شرکت نصب شده و در قسمت دیگر از نگهبانی تصویر رئیس جمهور به همراه آیت الله خامنه ای وخمینی مزین شده و در داخل ورودی این کارخانه عکسی بزرگ و قاب شده از بازدید آیت الله خامنه ای از غرفه این شرکت در نمایشگاهی در تهران نصب گزدیده است .
این شرکت با نام تجاری نستله ایران بیش از 75 درصد شیر خشک کشور را تولید می کند و محصولاتی دیگر را هم با نمایندگی مستقیم از خارج وارد کرده و بسته بندی نموده وارد بازار ایران می نماید محصولاتی مانند قهوه، نسکافه و سایر اقلام خوراکی.
در هیاهوی حمله سربازان اسرائیلی به غزه و در دفاع از مردم غزه در ایران عده ای از دانشجویان ! و کفن پوشان حرفه ای که کارشان فقط وفقط برهم زدن آرامش مردم می باشد ، به سراغ این شرکت رفته و در معیت سه چهار نفر روحانی قصد ورود به این کارخانه را داشته ومی خواستند این شرکت به زعم خودشان صهیونیستی را از عرصه کره خاکی و ایضا ایران پاک نموده و با این کار خود کودکان محروم از شیر مادر ایرانی را در وضعیت مشابه کودکان غزه قرار دهند و از طرف دیگر با این اقدام جلوی تنبل بازی خانم های تازه مادر شده را گرفته و طبق توصیه پزشکان که فقط شیر مادر را غذای واقعی کودک می دانند ، عمل نموده و خانم ها را مجبور به شیر دادن به کودکان نمایند.
البته با درایت مسئولین انتظامی استان قزوین جلوی این عمل نابخردانه گرفته شده و هم اکنون کارگران وکارمندان این شرکت با امنیتی نسبی هر روز سر کار می روند .
سوالی که اینجا مطرح می باشد این است که در این بحران صنعتی که دامن بسیاری از شرکت های تولیدی را گرفته و هر روز عده ای از کارگران از کار بیکار شده و عده ای دیگر برای گرفتن حقوق خود دست به دامان مقامات اجرایی می شوند ، چطور عده ای سعی در تعطیلی اجباری یک شرکت دارند و برایشان هم اصلا مهم نیست که چندین خانواده از روزی خود محروم شوند؟
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 19:18  توسط یک جهان سومی
|
یک جهان سومی که به جز نوشتن کاری از دستش بر نمی آید