عده زيادي از هموطنان و شهروندان ايراني طرفدار تحريم انتخابات به هر دليلي مي باشند . در واقع با راي ندادن در انتخابات اخير نه تنها از مشكلات مملكت كم نمي شود بلكه بيشتر هم مي شود . تحريميون طيف وسيعي را شامل مي شوند كه با راي ندادن خود در خدمت گروهي سخت انديش قرار مي گيرند.
در روزهاي اخير با عده اي از اين گروه معترض به موجود صحبتي داشتم و اينان دايره بسته قدرت در ايران را دليل اصلي عدم شركت در انتخابات مي دانستند.
درست است كه نهادهايي جزم انديش مانند شوراي نگهبان يا مجلسي آشفته نظير مجلس هشتم در عرصه اجرايي كشور قرار دارند كه هر يك به راحتي مي توانند سدي محكم در برابر پيروز انتخابات نظير موسوي يا كروبي قرار گيرند ولي بايد توجه داشت كه بسياري از ابعاد زندگي ما ايرانياني كه در داخل كشور زندگي مي كنيم در گرو تصميمات عوامل قوه مجريه مي باشد .
وضع آشفته فرهنگ در دولت نهم حاصل انديشه تيم فرهنگي احمدي نژاد است و اين جو آيا قابل مقايسه با وضعيت فرهنگي و يا مراكز فرهنگي در دوران هشت ساله اصلاحات است؟
نمايشگاه كتاب در دوران اخير چنگي به دل مي زند؟ همگان اذعان دارند كه مصلاي بزرگ تهران اگر به درد همه چيز بخورد به درد نمايشگاه فرهنگي كتاب نمي خورد و اين جابجايي فقط حاصل لجبازي شخص رئيس جمهور فعلي مي باشد.
در عرصه هاي ديگر اجتماعي نيز تصميمات رئيس جمهور خيلي سرنوشت ساز و تعيين كننده در زندگي روزمره ايرانيان مي باشد.ما مثل سلطنت طلبان و يا امثال نوري زاده نيستيم كه در خارج از كشور اقامت داشته و از خوان پر نعمت ابرقدرتها ارتزاق نماييم ما در ايرانيم و با حقوق كارگري يا كارمنديي زندگي مي كنيم كه تكافوي هزينه هاي زندگي را نمي دهد . اقتصاد ايران امروز امنيت براي سرمايه گذاري مي خواهد تا وضع آشفته خانوارهاي ايراني بهتر شود و اين امنيت و رونق اقتصادي ميتواند با حضور فعال مردم و انتخاب فردي كاردان تحقق يابد . فردي كه به دنبال دشمن تراشي در عرصه روابط بين الملل نباشد . شخصيت فرهيخته اي نظير خاتمي باشد كه با هر سخنراني خود در دوران رياست جمهوري پاي عده اي از سرمايه گذاران را به ايران مي گشود نه اينكه شخصيت ماجراجويي مانند احمدي نژاد كه با هر سخنراني خود فقط دل خود را خوش كرده و سرمايه ها را از اين مرز و بوم فراري مي داد.
اصلا اين حاكميت خيلي محدود است . اين درست. ولي با همين ابزار انتخابات هم ميتوان بر عليه لايه هاي پنهاني از حاكميت كه هيچ گونه حقي براي مردم قائل نيستند اقداماتي كرد كه در نهايت به ضرر خودشان باشد.
در زمان اصلاحات يك روز كه از سر در دانشگاه تهران داخل مي شدم جمعيت انبوهي را ديدم كه ظاهرا براي اعتراض به رد صلاحيت كانديدي جمع شده بودند. طبق معمول تعدادي از برادران گروه فشار هم با حضوري فعال مشغول نوازش اين معترضين بودند.
نكته جالب اين بود كه يكي از اهالي فشار(گروه) به دنبال شخصي مي دويد و آن شخص بيچاره به داخل دانشگاه فرار كرد و در حين فرار يك لنگه از كفش وي درآمد تعقيب كننده محترم هم فرصت را ازدست نداده و لنگه كفش آن شخص را برداشت و از آن به عنوان آلت كتك زني براي همان صاحبش استفاده نمود . اين يعني استفاده از تمامي ظرفيت هاي ممكن براي حال گيري از رقيب ولو با امكانات خودش .
در اين دايره بسته قدرت هم ما بايد از امكانات محدودي كه اقتدار طلبان با بي ميلي در اختيارمان قرار ميدهند استفاده كرده و بر عليه خودشان استفاده كنيم.



