تبليغاتX
همیلا

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

طبق قراري كه وبلاگ نويسان قزويني داشتند و تعداي از آنان هم در وبلاگ خدابخش ثبت نام كرده بودند( البته من ثبت نام نكردم چون كارد اشتم ولي براي كنجكاوي ساعت 5/30 آنجا بودم) قرار بود محل سقوط هواپيماي توپولف گلباران شودمحل تجمع و سوار شدن به اتوبوس تامين شده از طرف اداره ارشاد هم دروازه درب كوشك بود..ولي  ميدان درب كوشك قزوين در ساعت 5/30 عصر شاهد حضور گسترده نيروي انتظامي بود كه از ثبت نام كنندگان مي خواستند محل تجمع را ترك كنند .ظاهرا اين جمع ثبت نام كننده كه به اندازه يك اتوبوس بودند و قرار بود به محل كشاورزي دور از شهر بروند خطري براي امنيت ملي بودند كه اين چنين مراسم شان لغو شد .
يكي از ماموران به مامور  ديگر مي گفت : همه شان پرچم دارند و مشكوك هستند . آن طرف تر احد چگيني ايستاده بود و سرش را با تاسف تكان مي داد . اين جماعت وبلاگ نويس دست از پا دراز تر محل را ترك  گفته و به سراغ كار و زندگي شان رفتند.

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 19:45  توسط یک جهان سومی  | 

بالاخره بعد از حدود 4 هفته از غيبت معنا دار هاشمي در مراسم نماز جمعه تهران ، جمعه 26 تيرماه نامبرده در دانشگاه تهران حاضر شده و از جايگاه واعظ و خطيب جمعه در خطبه هاي دوگانه به سخنراني خواهد پرداخت.

قابل پيش بيني بود كه اين مراسم با واكنش هاي متفاوت و گمانه زني هاي متعدد از سوي آگاهان در باره سخنان احتمالي هاشمي روبرو شود . عده اي سعي دارند كه ذهن هاشمي را به طرف افشا گري و يا سخنراني جنجالي در باره حوادث اخير هدايت كرده و از اين فرصت تاريخي براي پيش برد اهداف جنبش مخالف با احمدي نژاد كمال استفاده را ببرند.
واقعا پيش بيني واكنش و سخنان هاشمي در باره تحولات دو ماه اخير دشوار است . اگر به فرض احمدي نژاد در اين جايگاه قرار مي گرفت به راحتي مي شد سخنان وي را حدس زد ولي جنس هاشمي با سياستمداراني چون احمدي نژاد فرق دارد.
شخصي مانند احمدي نژاد به راحتي قايل به شكستن سدها و حرمت ها به هر قيمتي مي باشد و نمونه آن در مناظره وي با موسوي به وضوح ديده شد احمدي نژاد با علم به تماشاي ميليونها بيننده از اين مناظره در مقابل دوربين زنده شبكه سه تمام حرمت چندين ساله بسياري از افراد را شكست و در آخر هم با لبخندي مليح اين پيروزي را با طرفدارانش در مقابل سيما جشن گرفت .
ولي هاشمي مردي از جنس احمدي نژاد نيست و به راحتي حاضر نيست كه به خاطر منافع خود كاري بكند و يا سخناني را ايراد كند كه دست آخر به ضرر نظام تمام شود چون خود هاشمي از پايه گذاران جمهوري اسلامي است .
درست است كه تمام وقايع اين ماههاي اخير به ضرر هاشمي بوده و وي را در برابر آزموني سخت قرار داده است تا جائيكه بر خلاف مشي متدوال هاشمي وي چند روز مانده به انتخابات نامه سرگشاد هاي را براي رهبري نوشتند ولي بايد از مردان بزرگي مانند هاشمي نبايد توقع داشت كه گله هاي خود را در تريبون هايي مانند نماز جمعه بيان كند .
هاشمي با توجه به جايگاه قانوني خود ( رياست مجمع و مجلس خبرگان رهبري) به راحتي ميتواند نظريات خود را با مسئولين ارشد نظام به جريان گذاشته و نيازي به تريبونهايي نظير نماز جمعه را ندارد و اين گونه موضع گيري هاي تند را معمولا به نزديكان خود ( نظير فرزندان و برادرش ) وا مي گذارد و انتظار عبثي است كه عده اي در روز جمعه شاعد نطقي تاريخي و سرنوشت ساز از طرف هاشمي باشند .
شايد فرق اساسي اين نماز جمعه آتي با ساير اين گونه مراسم حضور گسترده سبز پوشان در اعتراض به شرايط موجود باشد كه اگر اين گونه افراد هم حضور بيابند در جايگاه نزديك به خطيب جمعه قرار نخواهند داشت مي شود حدس زد كه هاشمي در خطبه دوم نماز جمعه تهران به طور سربسته و كلي اشاره اي به انتخابات كرده و همه جناح ها را به وحدت فرابخوانند و از ايراد نطق جنجالي پرهيز كنند.
Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 19:47  توسط یک جهان سومی  | 

يك ماه از انتخابات رياست جمهوري مي گذرد و بسياري در شوك ناشي از نتيجه انتخابات به سر مي برند . صادقانه بايد گفت كه انتظار جز اين بود و نتيجه انتخابات سرخوردگي عظيمي را بين بسياري از تحول خواهان بوجود آورده است.

روز هاي قيل از انتخابات همه اميد داشتند كه دوم خردادي ديگر به وجود آيد ولي نشد . علل بسياري را مي توان برشمرد مثلا در آن دوره رئيس دولت هاشمي بود كسي كه در آخرين نماز جمعه قبل از انتخابات آب پاكي را بر روي متقلبان ريخت و در تاريخ نام نيكي براي خود گذاشت ، در حاليكه در اين دوره رئيس دولت خود رقيب و مدعي جدي اين عرصه بود كسي كه ادعاي مديريت جهاني دارد و به زعم جان نثارانش معجزه هزاره سوم است.

 البته بازندگان بزرگ اين جدال نابرار مدعي تقلب بزرگ در انتخابات هستند چيزي كه اثبات آن بسيار دشوار و غير ممكن است . در حاليكه تمامي مجريان و نظارت كنندگان اين انتخابات دستچين شده و تماما از افراطيون جناح حاكم بودند چطور مي توان از كار آنها ايراد گرفت و مطمئنا آنقدر كار خود را خوب و حرفه اي انجام دادند كه جاي هيچ گونه خدشه اي را براي رقيب باقي نگذاشتند.

حال چه بايد كرد؟

به طور قطع دنيا به آخر نرسيده است و حسن جمهوريت ، محدود بودن زمان رياست است و تا چشم برهم گذاشته شود چهار سال دوره دوم احمدي نژاد تمام خواهد شد . فقط مي ماند حسرت زمان گرانبهايي كه در اين مدت از دست مي رود و شايد روزي آيندگان در مطالعه تاريخ پر فراز و نشيب ايران از انتخاب مردم ! ايران متعجب و شگفت زده شوند.
.........................................................................
پي نوشت:
يك عكس در كنار مطلب اين پست گذاشته بودم (با عنوان مسابقه عروسها)كه بعد از به روز كردن وبلاگ متوجه شدم تصوير آپلود شده نمايش داده نمي شود . فكر كنم به خاطر فيلتر بودن سايت  آپلود عكس باشد . به همين خاطر عكس را حذف كردم.
........................................................................
داستايوسكي:
«.....آگاهي بسيار دقيق ، نقض شخصيت انساني است  ، نقصي واقعي و بي كم وكاست »

Balatarin
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 16:44  توسط یک جهان سومی  | 

«برخي ، سرانجام ،با سفرهاي طولاني به فساد كشانده مي شوند و اندك ديانتي را نيز كه براي آنان باز مانده بود ، از كف مي دهند ، زيرا هر روز آييني نو ، خلقياتي متنوع و مناسكي دگرگون مي بينند»

لابروير La Bruyere اخلاق نويس و روحاني فرانسوي(متولد پاريس به سال 1645 و وفات 1696 م)

**************************************************

نردبان ترقی
 

Balatarin
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 20:12  توسط یک جهان سومی  | 

در پست قبلي در باره  سرنوشت فرزند  برومند !  آقاي جنتي دبير محترم شوراي نگهبان  از خاطرات عزت شاهي  مطالبي نقل شده بود كه عينا از سايت و كتابش بود البته  من از سايت مورد نظر و به طور اتفاقي به اين مورد برخوردم و هيچ قصد ديگري نداشتم  . بعدا براي حصول اطمينان به سراغ كتاب خاطرات عزت شاهي رفتم و  چاپ دهم آن را البته با قيمت 9000 تومان خريداري كرده  و مطالعه نمودم كه البته كتاب فوق العاده اي است و مطالعه آن براي تمامي علاقه مندان به تاريخ اين كشور توصيه مي شود . در انتهاي كتاب يك عكس هم از حسين جنتي بود :

Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 19:24  توسط یک جهان سومی  | 

محمد حسین جنتی لادانی فرزند احمد به سال 1330 در خانواده ای روحانی و مذهبی در قم به دنیا آمد ، تحصیلات متوسطه را در دبیرستان حکمت گذراند و هم زمان وارد فعالیت های سیاسی شد و پس از اخذ دیپلم به دلیل فروش جزوه ملحقات توضیح المسائل حضرت امام در قم دستگیر و به سه ماه حبس تأدیبی محکوم شد . ولی شش ماه در زندان به سر برد .

او در طی مدت زندان در جمع اعضای هیئت مؤتلفه حضور داشت و به پای درس و بحث آقای عسگراولادی می نشست ، او پس از آزادی فعالیت های خود را از سر گرفت و با عزت شاهی مرتبط شد و به کمک او به توزیع و تکثیر اعلامیه های حضرت امام و جزوات سیاسی در قم می پرداخت .

این جوان قد بلند و چشم و مو مشکی از سال 52 به دلیل ارتباط با عزت شاهی و عضویت در سازمان مجاهدین خلق تحت تعقیب بود و با استفاده از اسامی مستعار عبداللهی و احمد زمانی در زندگی مخفی به سر می برد . تا سرانجام بر اثر اعترافات وحید افراخته در 28 مرداد 54 در محل کارش دستگیر و در دادگاه به حبس ابد محکوم شد .

وی در طول مدت زندان به دلیل اختلافاتی که با سازمان مجاهدین داشت حدود شش ماه در بایکوت به سر برد ، سپس به دلیل بروز و ظهور گرایش های مارکسیستی بایکوت شکسته شد ، او در آبان 57 از زندان آزاد شد و به فعالیت در سازمان مجاهدین خلق ادامه داد .

حسین جنتی برای مدتی مسئول دفتر جنبش مجاهدین در اصفهان بود و از طرف این سازمان به همراه فردی به نام فضل الله تدین نامزد نمایندگی در دوره اول مجلس شورای اسلامی شد که رأی نیاورد . او در سال 59 با دختر دانشجویی به نام فاطمه سروری متولد گلپایگان دانشجوی دانشگاه اصفهان و از اعضای سازمان ازدواج کرد .

حسین جنتی پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از سازمان برخاست و فعالیت خود را شدت بخشید و به همراه همسرش به زندگی مخفی روی آورد ، در پاییز 1360 خانه او به محاصره در آمد ، ( آیت الله موسوی تبریزی تاریخ این واقعه را 19 بهمن 60 روز کشته شدن موسی خیابانی و اشرف ربیعی هم زمان دانسته است ) پس از بروز درگیری حسین خود را از پنجره ساختمان به پایین پرت کرد تا فرار کند ، اما کشته شد .

همسر وی که برای خرید به بیرون رفته بود هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می گریزد ، او بعدها به خارج از کشور رفت و به فعالیت خود در سازمان ادامه داد و تا رده های بالای سازمان پیش رفت و در سال 64 مسئول یکی از نهادهای اجرایی سازمان بود . ثمره ازدواج حسین و فاطمه فرزندی بود به نام محسن که پس از کشته شدن حسین به آیت الله احمد جنتی پدر بزرگش سپرده شد ، وی در 17 یا 8 سالگی هنگامی که به عنوان یک بسیجی فعال در ستاد امر به معروف و نهی از منکر در حال انجام وظیفه بود در اثر سانحه تصادف به دیار باقی شتافت.


منبع:خاطرات عزت شاهی

Balatarin
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 17:3  توسط یک جهان سومی  |