بدون هیچ توضیح اضافی:
« در روزنامه سمنان نوشته اند كه در ايراج، كه محال جندق است ، سربازي شيردل نام فوت شده بود . او را غسل دادند. بعد از غسل خواستند كه از روي تخته برداشته كفن نمايند ، ناگاه از روي تخته حركت كرده ، نشسته به خويشان خود گفت : برويد محمدرضا بيك كدخدا را حاضر نماييد. رفته او را آورده بودند و ميت گفته بود كه ده تومان از فلان شخص دزديدم .هفت تومان آن را ملك خريده ام و سه تومان را هم الاغي خريده ام و الاغ را فرستاده ام گندم بياورد . آن ملك و آن الاغ را به صاحب تنخواه بدهيد . بعد از اتمام اين گفت و گوها دراز شده و دوبار به حالت مرگ عود كرده است»
*روزنامه وقايع اتفاقيه به تاريخ جمعه دهم جمادي الاول سنه 1267 نمره ششم
« زوجه جناب امام جمعه مشهد كه دختر تهماسب خان تيموري بوده، وفات يافته . از قراري كه نوشته بودند ، هشت روزي دهانش بسته دشده بوده كه نه مي توانسته غذا بخورد و نه قادر به حرف زدن بوده است . روز نهم فوت شده و مشهور بوده كه به بد زباني موصوف بوده و مردم را لسانا اذيت و آزار مي رسانده است »
*روزنامه وقايع اتفاقيه به تاريخ جمعه غره شهر جمادي الثاني 1267نمره نهم
