تبليغاتX
همیلا - حکایت قاضی شاخدار وشرایط حساس ایران در عرصه بین الملل

همیلا

ای برادر تو همه اندیشه ای

 

در ماه گذشته تهران ميزبان خاوير سولانا بود ظاهرا طرف حامل بسته اي براي ايران  بود و در طرف مقابل ايران هم بسته اي تحويل اين مقام ارشد غربي داد . ظاهرا مذاكرات دو طرف فرسايشي شده و به نظر  مقامات سياست خارجي كشورمان دارند وقت گذراني ميكنند يا مي خواهند اين مذاكرات را مشمول مرور زمان بكنند تا شايد در انتخابات آمريكا دمكراتها راي بياورند و از فشار بر ايران  كمي كاسته شود .در حال حاضر دولت ما در موضع قدرت قرار ندارد و با اين گند كاريهاي داخل كشور هر روز بر موضع ضعف نيز افزوده مي شود  حال با اين وضعيت مقامات لجبازي هم مي كنند و در اقدامي انقلابي شروع به كندن قبر هم براي متجاوزين احتمالي نموده اند .

 اين شرايط مرا به ياد داستان «قاضي شاخ دار» انداخت :

«در زمان خلافت  « حاكم بامرالله»  يك شخص منصب قضاوت را عهده دار بود كه در موقع قضاوت كلاهي برسرش داشت كه روي آن كلاه دو شاخ نصب كرده بود . هدف از اين كار  تنبيه هر يك از طرفين دعوا بود كه  معاند و لجباز بودند . خليفه اين مطلب را شنيد و يك روز به ديدن قاضي رفت  و دليل اين كار را جويا شد . جناب قاضي از خليفه خواست كه يك روز پشت پرده بنشيند تا به درجه لجبازي و  كودني  جماعت پي ببرد  در همين اثنا دو نفر آمدند كه يكي از ديگري صد دينار طلب داشت و طرف نيز معترف بود اما مي خواست به اقساط بپردازد . قاضي نخست پيشنهاد كرد ماهي ده دينار بدهد بدهكار نپذيرفت، وسپس دو دينار و يك دينار آنگاه نيم دينار در ماه ، باز هم بدهكار اظهار عجز كرد قاضي پرسيد پس چه مبلغ مي تواني بپردازي؟ بدهكار پاسخ داد : سالي ربع دينار آن هم به شرطي كه طلبكار را زنداني كني ، چه اگر از پرداخت عاجز شوم  و وي آزاد باشد ، مرا بكشد .

 در اين موقع خليفه از قاضي پرسيد : اين را چند شاخ مي زني؟ قاضي پاسخ داد : يكي ، خليفه گفت : دو بار شاخش بزن ، يا يكي تو بزن و يكي هم من.*»

 

 

* ادب القاضی/ تالیف ابی العباس احمد بن احمد ابن القاص الطبری الشافعی؛ تحقیق احمد فرید المزیدی.-- بیروت: دار الکتب العلمیه،۲۰۰۷ .  ص 22



Balatarin
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 19:57  توسط یک جهان سومی  |