حكايت رفسنجاني و شير لوطي عليخان

مصاحبه محمد هاشمي با روزنامه اعتماد حاوي مطالب مهمي درباره نقش هاشمي در تحولات امروزه كشور مي باشد . مهمترين نكته اي كه هاشمي به آن اشاره كرده نداشتن قدرت تاثير گذار رفسنجاني در عرصه سياسي كشور مي باشد.

احمدي نژاد به خوبي در يك بازي حساب شده هاشمي را در سخت ترين دوران حضور سياسي اش در ايران قرار داده حتي سخت تر از انتخابات مجلس ششم و تهديد هاشمي از سوي نمايندگان اصلاح طلب به راي عدم اعتماد در موضوع اعتبار نامه هاي آن مجلس .

در تهران زمان قاجاريه و زماني كه حيوان بازي از تفريحات مردم آن دوره بود و كساني كه به اين حرفه مي پرداختند معروف بودند به لوطي.شخصي به نام لوطي عليخان بود كه حرفه اش رام كردن شير بود .اين لوطي عليخان شيري داشت با ابهت و برازنده سلطاني در جماعت وحوش .اما همين سلطان وحوش و يكه تاز جنگل ها آنقدر رام شده بود كه اطفال به راحتي نزديكش مي شدند و چوب را همه جاي او فرو مي بردند . بعد ها معول شده بود كسانيكه از ابهت شان كم شده بود مي گفتند :شده شير لوطي عليخان.

حال حكايت هاشمي شده حكايت شير لوطي عليخان كه هر كوتوله اي مثل محمود خان احمدي نژاد چوب به همه جاي هاشمي مي زند.

************************************************************

آريان صفادي عروس ۲۴ ساله ساكن در روستايي در جولان اشغال شده توسط اسرائيل در حال عبور از تاسيسات نظامي و ملحق شده به داماد ۳۶ ساله ساكن دمشق(سپتامبر ۲۰۰۸)

عروس سوري

مخدري به نام «شيشه»


«شيشه» يک واژهِ‌ کوچه(عاميانه) است براي ترکيبي به نام «مت‌آمفتامين.» اين مادهِ نو در آزمايشگاه‌هاي مرگ تهيه مي‌شود و ويژگي‌ِ آن ـ پادِ ترياک و هروئين‌ـ با تفاوت‌هاي زيادي روبه‌رو است؛ به گونه‌اي که مصرف‌کننده آن، انرژي و هيجان‌ دروغيني به دست مي‌آورد که شايد در روزهاي نخست، شادي‌بخش باشد ولي سرانجام‌اش تباهي ا‌ست. از ياد نبريم دختر جواني را که چندي پيش، پس از مصرف شيشه، حس پرواز به وي دست داد، و به روي بام رفت و خود را پرت کرد.

هيچ شيشه‌اي تنها از مت‌آمفتامين تشکيل نشده است و ترکيبات ديگري را نيز به همراه دارد؛ چرا که پشتوانهِ علمي استاندارد ندارد و در خاستگاه‌هاي زيرزميني‌، فرمول‌اش هر بار و به دلبخواهْ دستخوشِ تغيير شده است و ترکيبات‌اش به گونه‌اي خطرناک، کم و زياد و يا جا به جا مي‌شود. چه چشمداشت از سوداگران مرگْ که در انديشه سلامت فرزندان شما باشند؟

اما چرا روي اين ماده بسيار خطرناک، نام شيشه گذاشته‌اند؟ براي اين که هماننديِ زيادي به شيشه‌خرده دارد و به شکل کريستال است؛ اما هنگامي که حرارت مي‌بيند ـ بر خلاف شيشه‌ پنجره ـ به آساني ذوب مي‌‌شود و بخار آن با تنفسْ قابل جذب است.

شيشه در مصرف‌کننده، رفتارهاي ناهنجار ايجاد مي‌کند و در برابر محرک‌هاي هشداردهنده، بي‌تفاوتي به وجود مي‌آورد. براي نمونه، فرد ممکن است در حال رانندگي، به سوي دره و پرتگاه برود، يا وارد يک معامله خطرناک کاري شود، يا داراي يک انرژي دروغين؛ و همه گمان ‌کنند چه اندازه پرتوان است.

مصرف‌کرده شيشهْ دچار پرحرفي مي‌شود و با همه گپ مي‌زند؛ انگار نيازي به خواب و استراحت ندارد، با اعتماد به نفس مي‌پندارد از پس هرکاري بر مي‌آيد و مي‌کوشد چندکار را هم‌زمان با هم انجام ‌دهد. به خودبزرگ‌بيني دچار مي‌آيد و مي‌پندارد داراي نبوغ‌ است و ديگران در برابر عظمت‌اشْ خوار و کوچک. گاه ادعا مي‌کند از پشت ديوارْ مي‌تواند اشيا را ببيند يا افکار ديگران را بخواند يا به پرواز در آيد. ديوانگي(مانيا) براي مصرف‌کننده شيشه، مرزي آشنا و دم دست است و در آن نسيم تباهي مي‌وزد.

دو بار مصرف شيشه، مي‌تواند هر فرد سلامتي را به شتاب، معتاد کند. اين كه: «تنها يک‌بار و از سرِ تفريح خواهم کشيد...» گپ پوچي است. چون ميزان وسوسه در شيشه، به اندازه‌اي است که کوچک‌ترين نشانه مرتبط به اين ماده، هر فرد با اراده‌اي را دوباره به سوي خود مي‌کشد. يک مصرف‌کننده مي‌گويد در خودروي خاصي بوده و به سراغ تهيه شيشه رفته است و سپس بار ديگر و با ديدن آن خودرو، وسوسه شده و خود را نيازمند مصرف يافته است. در حقيقتْ مصرف‌کننده شيشه، شرطي مي‌شود و هربار با محرکي که همانندي‌ به محرک نخستين دارد، تاب‌آوريِ خود را از دست مي‌دهد؛ از همين روست که مي‌گويند اعتيادآوري اين ماده، بيش از هروئين است.

کشورهاي سنگاپور، تايلند و چين، بيش از همه با مشکل برآمده از مصرف شيشه روبه‌رويند. خانواده‌هاي ايراني نيز هشيار باشند که در ايران، ميزان مصرف اين ماده، روندي رو به فزوني دارد.

از :ااطلاعات

***************************************************************

ساندرا اردن  سرجوخه (پرستار) ارتش بريتانيا در حال تمرين نظامي در بزرگترين كمپ نيروهاي انگليسي در  استان هلمند افغانستان (سه شنبه سوم ژوئن 2009)

پیکار بزرگ صاحبان اندیشه

 

گفت دانایی که گرگی خیره سر                           هست پنهان در نهاد هر بشر              

لاجرم جاری است پیکاری بزرگ                           روز و شب مابین این انسان و گرگ

زور بازو چاره این گرگ نیست                              صاحب اندیشه داند چاره چیست

ای بسا انسان رنجور و پریش                              سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

*******************************************************

ای رهگذران وادی هستی                               از وحشت مرگ می زنم فریاد

بر سینه سرد گور باید خفت                            هر لحظه به مار بوسه باید داد

 از:فریدون مشیری

 

از «حماسه حضور کروبی» تا بی اعتنایی احمدی نژاد به حکم رهبر

اسفندیار مشایی آنقدر محبوب احمدی نژاد هست که به خاطرش حکم حکومتی رهبر یک هفته با بی اعتنایی روبرو شود و جواب احمدی نژاد به رهبر ضمیمه کردن متن استعفای مشایی باشد و طعنه و کنایه به رهبر و به رخ کشیدن اصل تفکیک قوا در قانون اساسی.

اصولا این محمود خان آدم شجاع و پر دل و جراتی است و ثابت کرده که از هیچ کس پروایی ندارد حتی آن شخص مقام ولایت مطلقه فقیه باشد .«مرتضی محب الاولیا» نام مستعار اسفندیار مشایی در زمان فرمانداری احمدی نژاد در نقده بوده و معلوم نیست این همکاری در شهر کرد نشین چطور بوده که امروز بعد از گذشت ۲ دهه همچنان این دو با هم ارتباطی فرا زمینی دارند.

جناب حمبد رسایی نماینده تندرو تهران در مجلس و از سینه چاکان محمود احمدی نژاد کتابی دارد در باره طرح عقیم اصلاح قانون مطبوعات در مجلس ششم و در آن کتاب در جلد دوم نقش مهدی کروبی را در اجرای سریع حکم رهبری در خارج ساختن طرح از دستور کار مجلس به «حماسه حضور کروبی» تعبیر کرده و کلی شجاعت شيخ مهدی را در باره اجرای این دستور ستوده .حال این جناب رسایی چه تعبیری از تعلل رئیس جمهور محبوبش درباره بی اعتنایی یک هفته ای وی به نامه رهبری دارد؟

------------------------------------------------------------------------

یکی از عوامل انقلاب نرم (مخملی) البته در چین

تاکید روزنامه اطلاعات بر غیر قانونی بودن دولت احمدی نژاد در آستانه مراسم تنفیذ

محمد جواد حجتی کرمانی نماینده سابق مجلس خبرگان رهبری معمولا در این ایام در جریده اطلاعات کم قلم می زند مگر اینکه شرایط سیاسی و اجتماعی کشور در موضعی حساس قرار گرفته باشد . نامبرده طی سلسله یادداشتهای  در دو روز گذشته به تحلیل شرایط روز پرداخته و راهکارهایی هم ارائه داده است . وی امروز در بخش سوم نوشته های خود در پاراگراف آخر در اظهار نظری جالب علنا به احمدی نژاد تاخته و دولت وی را غیر قانونی دانسته است :

«در پايان يك جمله هم بگويم كه البته بي‌ربط به «آشتي ملّي» نيست ولي عمدتاً براي آنكه «يك من» خودم را «آرد» كرده باشم و حرف خودم را زده باشم و در واقع «موضع سياسي» خودم را صراحتاً عرض كرده باشم، اضافه مي‌كنم. با بداخلاقي روشني كه آقاي احمدي‌نژاد در مصاحبه با مهندس موسوي و كروبي و رضائي، بخصوص با موسوي نشان داد (تجاوز به حريم ديگران و بدگوئي از كساني كه طرف مناظره نبودند)، نخستين «كبريت» اين آتش را روشن كرد، كه پيوسته بر آن بنزين ريختند و هنوز معلوم نيست به كجا مي‌كشد... و نيز در آخرين روزهاي رياستش در چهارساله اول هم به نامة رهبر انقلاب بي‌اعتنائي كرد و «مشائي» را بر مسندي معادل مسند پيشين نشاند و هم با بركناري وزيرانش، قانوني بودن خودش و دولتش را زير سئوال برد و...»


به نظر می رسد احمدی نژاد  با اقدامات خود  هر روز از دوستانش کم شده و منتقدانش افزوده می گردد و به قول محسن رضایی در مناظره اش با رئیس جمهور ، وی هر روز تنها تر می شود.


متن کامل یادداشت را اینجا می توانید مطالعه کنید

 

عشق محمود به اسفنديار به مانند عشق مولانا به شمس تبريزي!

به دنبال مطرح شدن معاونت اولی رحیم اسفندیار مشائی یار غار و گل بی خار دولت نهم که میراث دولت نهم را خورده و قرار است معاون اول دولت دهم شود، و معلوم شده که یک روابط غیرافلاطونی و شاید هم افلاطونی بین آن رئیس کودتا و این میراث خوار استعمار وجود دارد، یکی از آقایان رابطه بین این دو نفر را به رابطه شمس و مولوی تشبیه کرد. ما هم یکی از اشعار مولوی را تغییرات دادیم، خدا از سر تقصیرات ما بگذرد.

یـار مـرا، غار مـرا، یاور بیکار مـرا

یار تویی، غار تویی، خواجه!(1) نگهدار مرا

آخ تـویی، اوخ تـویی، سارق صاندوخ(2) تویی

صاحب هر بوق توئی، محرم اسـرار(3) مرا

هاله منم، واله منم، رئیس هشت ساله منم

صاحب میراث تویی، افسر و سردار مرا

بهره تویی، سود تـویی، دولت محمود تویی

رابط استاد تویی، وصل به دیدار(4) مرا

ناز تویی، باز تویی، صاحب هر گاز(5) تویی

صاحب باتوم منم، چاقوی(6) بسیار مرا

"کود" دم "تا" ی  توئی، جائر و جرار تویی

زور بزن زور بزن، سخت بکن کار( 7) مرا

قطره تویی، پماد تویی، قرص تویی، ضماد تویی

جام بده، زهـر بده، بیش مـیـازار مرا

هم قر و اطوار توئی، هم سبب کار تویی

رقص کنی(8) رقص کنان، قر بده این بار مرا

بابای داماد منم، نوچه استاد منم

باد منم، بید منم، هیچ (9)مپندار مرا

هسته هر بسته منم، در چو توئی دسته منم

دسته به دست گیر و برو، بیش بمفشار مرا

حجرهء بازار منم، منشاء آزار منم

برجی و پاساژ توئی، راه دِه ای یـار مـــرا

باد تویی،  رایحه ای،  روح توئی

چون گل خرزهره تویی، خدمت بسیار  مرا

دوغ منم ماست تویی، طرح هولوکاست(10) تویی

دوست شدی با تل آویو(11)، این همه اسرار مرا

روز تویی، سوز تویی، قوز بالا قوز تویی

آب منم، کوزه منم( 12)، آب ده این یار مرا

دانـه تـویی، دام تـویی، گوهر دردانه تویی

پخـتـه تـویی، خـام تویی، سوخته(13) مگـذار مرا

یک تـن اگـر کـم شودی، توی دلــم غم(14) شودی

فعلا وایستا تو کنار، بازی و بازار مرا

ماه تویی، چاه تویی، آه تویی، کاه تویی

هر چیز با آه(15) تویی، ول بکن این بار مرا

زیر نویس ها:

1) خواجه نگهدار مرا: آقا مواظب باش من رئیس جمهور بشم، بعدا از خجالت تون در می آم.

2) صاندوخ: (جمع- صنادیخ)، نوعی تلفظ خودمانی صندوق های گمشده آرای مردم که چهار مورد آن در یک کتابخانه در شیراز، تعدادی در ستاد نیروی دریایی، و تعدادی در زیر زمین موزه هنرهای معاصر کشف شده است.

3) محرم اسرار: کسی که آدم حرف هایش را به او می زند تا او بعدا آن حرف ها را به مصباح یزدی بزند و الخ.

4) وصل به دیدار: کسی که وقت ملاقات را از آن یکی آقا می گیرد، جور کننده دیدار با انواع مولانا، هوشنگ خان، پیروز خان و سایر خوانین.

5) صاحب هر گاز: در اینجا صاحب گاز دو معنی دارد، یکی محسنی اژه ای است که صاحب گاز اول شناخته شده و دوم هر کس که گاز اشک آور داشته و به مخالفان دولت بزند.

6) چاقو: یک چیز دراز که با آن کودتا می کنند، ولی پس از تشریح جسد، معلوم می شود گلوله خورده است.

7) سخت بکن کار مرا: منظور این است که موقعیت مرا سخت و محکم کن و صبر کن بعدا تو را بیاورم.

8) رقص کنی رقص کنان: اشاره به مراسم استانبول که تا آخرش نشسته بود و انگار هاله نور دیده چشم از خانومه برنمی داشت و حتی پلک هم نمی زد.

9) هیچ مپندار مرا: شاعر دچار واقع گرایی مفرط شده است.

10) طرح هولوکاست: یک طرح که توسط محمد علی رامین و چند مجنون دیگر مطرح شد و باعث شد تعدادی لیلی آواره شوند.

11) تل آویو: مردم کشوری به اسم اسرائیل که شنبه باید جابجا شوند و بروند آلاسکا ولی یکشنبه مردمان خوبی هستند و دوستشان داریم.

12) آب منم، کوزه منم: اشاره به اینکه بذار در کوزه آب شو بخور.

13) سوخته مگذار مرا: با توجه به مسائل پس از انتخابات و شعارهای مردم در پشت بام ها و این جور چیزها محل دقیق سوختگی مشخص نیست. شاید قلبش باشد، ولی اگر قلبی وجود نداشت، احتمالا جای دیگر مطمئنا وجود دارد.

14) توی دلم غم شودی: یعنی ناراحت می شوم و می روم کاراکاس یا جمکران یا هر جایی که عکسم را بگیرند.

15) هر چیز با آه مثل راه، چاه، واه، سیاه، کوفت، درد، زهر مار، قافیه زیاد مهم نیست.

از:سيد ابراهيم نبوي

بركناري مشايي ظلم به احمدي نژاد و 24 ميليون نفر !

جدا اي از اينكه به هزار دليل با دولت و شخص و عقبه احمدي نژاد مخالف هستم ولي احساس مي كنم در اين چند روزه با وي به مهرباني برخورد نشده و در حق ايشان ظلم شده است.

رئيس جمهور طبق قانون اختيار انتخاب كابينه و مشاور  ومعاون دارد . در باره كابينه تا جاييكه به مجلس مربوط مي شود در راي به وزرا مي توانند اعمال نظر كنند ولي درباره معاون رئيس جمهور اين اختيار و حق قانوني  وفرا قانوني به كسي داده نشده كه اعمال نظر كند.

بحث انتخاب مشايي هم به معاونت رئيس جمهور از جمله اختياراتي است كه احدي نمي تواند به آن خرده بگيرد مگر اينكه جناب مشايي در دادگاهي صالح    از فعاليت هاي اجتماعي يا سياسي منع شده باشد  كه ظاهرا اين كار صورت نگرفته است.

از طرفي ديگر حكم حكومتي بايد در مسائل بسيار حساس و سرنوشت ساز بايد مورد استفاده قرار بگيرد ( نظير  بازداشت كرباسچي يا قانون مطبوعات كه صد البته آنها هم مسائل حاد نبودند) و دخالت عالي ترين مقام حاكميت در انتصاب يك شخص به نوعي قداست و اعتبار مقام عالي را به چالش مي كشد  مگر اينكه احمدي نژاد كه عادت دارد به همه دوستان و دشمنان و مخالفان خود دهن كجي كند و همه آنها را به بي ارزش ترين نقطه بدن خود  حساب نكند ، در اين مورد  پيام نهاني رهبر را ناديده گرفته كه اين چنين  واكنش رهبر رسانه اي شده  و از اعتبار عزيز دردانه نظام كاسته مي گردد.