نقدي بر نوشته آقاي خدا بخش در باره مطلب هفته نامه حديث

همچنان كه آقاي خدابخش اشاره داشته اند اين هفته نامه از انتقاد اعضا شورا از شهردار استفاده سو كرده و به نظر نويسنده پاسخي داده باشد به اقدام شهرداري در بازپس گيري شكايت احتمالي از جريده محترم  در ادامه رضايت خود را از نبود و تعطيلي چنين نشريه اي  ابراز داشته.

رسالت يك نشريه چه مي باشد؟به نظر من وظيفه يك نشريه سياسي اجتماعي در اين گونه موارد و موضوعات ديگر تعريف شده است مخصوصا كه نشريه انگ حمايت از يك جريان و يا يك حزب را نيز به خود چسبانده باشد اصولا وظيفه مطبوعات به در بعد كلي  به چالش كشاندن اقتدار غير قانوني صاحبان قدرت مشروع و نامشروع مي باشد و صاحبان قلم در يك مطبوعه با آوردن انديشه خود به سطح اجتماع ،در حقيقت خدمت به آگاهي و بيداري جامعه مي كنند ليكن تاريك انديشان متحجر و صاحبان انديشه منجمد به مانند تمام مخالفان آزادي و پويايي اجتماع نمي توانند و اجازه نمي دهند و نخواهند داد اين پويايي در بستر مناسب شكل گيرد وبه هر نحو ممكن  دست به اقدامات گسترده قانوني وفرا قانوني در عرصه سانسور در حوزه نشر يات مي زنند .از اين رو برخورد آزادي با سانسور به مثابه مبارزه نور وتاريكي ،تمدن و تحجر روشن گريو واپسگرايي .........كم و بيش ادامه مي يلبد چنان كه در سايه دولت هايي نظير دولت اصلاحات كه به اصل آزادي عقيده و حقوق اوليه جامعه مدني اعتقاد راسخ دارند ،مطبوعات آزاد گسترش مي يابند و در جهت توسعه و رشد همه جانبه  جامعه ،يادگارهاي ارزنده و ماندگار بر جاي مي گذارند و در حالت عكس با حاكميت انديشه هاي منجمد و بسته ،مطبوعات از رسالت اصلي و واقعي خود خارج گشته و به نوعي دچار روز مرگي وحشتناك مي شوند و اينجاست كه عرصه بر مطبوعات مستقل تنگ تر شده  و ترقي و آزاد انديشي كه رسالت يك نشريه است خواب و خيالي بيش نمي شود

حال در اين گونه اوضاع چه انتظاري از هفته نامه بايد داشت مگر اينكه به اميد آگهي هاي دستگاه هاي دولتي باشد و يا از طرف ديگر اقداماتي انجام دهد جهت خوشايند بخشي از جريان مقتدر تا حد اقل سايه توقيف را از سر خود دور كند .

دست آخر آرزوي توقيف يا عدم چاپ يك نشريه سنگين ترين مجازاتي است كه براي يك متهم مي توان آرزو داشت و از شخصي مانند خدابخش كه به نظر نگارنده وزنه اي در عرصه  مجازي مي باشد بعيد بوده و توام با بي انصافي مي باشد