طرح پنهانی آمریکا برای به قدرت رساندن محمد خاتمی
ورود ايالات متحده آمريكا به صحنه سياسي ايران با استقبال سياسيون و زخم خوردگان دو قدرت سنتي آن زمان ، روسيه و انگليس ، همراه بود . سياست عدم دخالت در حوزه خارج از قاره آمريكا در دوران قبل از جنگ اول و توامان عدم ورود ايالات متحده به جامعه ملل ، نشانگر سياست انزوا و غير توسعه طلبانه اين قدرت نوظهور در عرصه بين الملل بود.
با شروع جنگ جهاني دوم و ورود بالاجبار ايالات متحده به اين جنگ، سياست عدم توسعه طلبي به سياست مشاركت فعال در حوزه هاي مختلف گرديد . كمك از روي ناچاري اردو گاه سرمايه داري به سرزمين شوراها نيازمند يافتن راه سريع انتقال به اين كشور بود و همسايگي ايران با شوروي باعث اشغال كشورمان توسط متفقين گرديد.
از اين به بعد حضور امريكا در ايران پر رنگ تر گرديد و مواضع اين كشور در بحران آذربايجان و اشغال اين منطقه توسط ارتش سرخ ، نوراميدي در دل آزاديخواهان تاباند .
اين اميدواري با دخالت سيا در كودتاي 28 مرداد 1332 بر عليه دولت مصدق ، به ياس تبديل گشت و از آن زمان تا به امروز چهره ايالات متحده امريكا در نزد روشنفكران و آزاديخو اهان به شدت منفور و آكنده از تنفر مي باشد.
محمدرضا پهلوي برخلاف پدرش خيلي زود وارد عرصه حكومت داري شد و اين ورود زود هنگام نامبرده به قدرت از جهاتي باعث اميدواري دمكراسي خواهان داغديده از رفتار خشونت بار رضا خان شد چه آنكه محمد رضا فردي تحصيل كرده در دمكراسي غربي بود . ولي فوران نفت در مسجد سليمان در 1908 باعث ورود پر رنگ تر انگليس به ايران شد و وجود دولت دمكراتيك كه خواهان سهم واقعي از درآمد سرشار استخراج نفت باشد، بر خلاف سياست هاي منفعت طلبانه انگليس بود به همين خاطر وقتي مصدق اعلام قطع روابط با انگليس نمود ، انگليس دست به دامان امريكا شد و در نهايت اين دو كشور با هماهنگي يكديگر بساط دمكراسي و حكومت ملي مصدق را يك شبه برچيدند و از آن به بعد ایالات متحده جای پای خود را در منطقه و ایران عمیق ساخت و در تحولات داخلی ایران نقش پر رنگی را ایفا نمود.
يك بار و در حوادث 25 مرداد 1332 و فرار تحقير آميز شاه از ايران ، بحث جانشيني شاه و حتي اعلام جمهوريت در ايران توسط عده اي از افراد جبهه ملي مورد بررسي قرار گرفت ولي اقدام سريع عوامل سيا و اينتليجنت سرويس در مقدمه چيني كودتا در 28 مرداد و بازگشت شكوهمندانه ! شاه به قدرت اين انتقال قدرت را ناكام گذاشت و البته شخص مورد نظر براي جانشيني شاه هم ( مرحوم علي اكبر دهخدا) مورد بي مهري و محدوديت هاي شديدي از طرف حاكميت گرديد.
قدرت گيري شاه و عدم پايبندي وي به مشروطه باعث آغاز نغمه هاي مخالف با اين امر گرديد و آمريكائيها هميشه نگران سقوط ناگهاني شاه و يا مرگ وي بودند به همين دليل در بدنه حاكميت به دنبال آلتر ناتيوي براي جايگزيني شاه بودند . اگر در مرداد 32 اپوزيسيون به دنبال گماشتن فردي به جاي شاه بود ، دراين دوران بزرگترين حامي شاه به دنبال اين امر بود . شخصي كه مورد پسند آمركائيها براي جايگزيني و ترور احتمالي شاه قرارگرفت ، شوهر خواهر شاه يعني همسر دوم فاطمه پهلوي ، ارتشبد محمد خاتمی بود . محمد خاتمي در سال 1338 با فاطمه ازدواج نمود و قبل از آن و در سال 1332 و در جريان فرار 25 مرداد شاه ، خلبان محمد رضا بود و در سال 1337 به جاي گيلانشاه به سمت فرماندهي نيروي هوايي منصوب شد و به سرعت پله هاي ترقي را پيمود.وي به دليل نزديكي به خانواده شاه مورد توجه آمريكاييها قرار كرفت و آنان طرحي را مورد بررسي و در موقع لزوم اجرا داشتند كه در صورت ترور و يا حوادثي نظير وقايع مرداد 32 بتوانند يكي از عوامل خود را به قدرت برسانند و از افتادن ايران به دامان شوروي يا مخالفان جلوگيري كنند . آنان به دنبال فرد نيرومندي بودند كه در ارتش نفوذ و محبوبيت داشته باشد و محمد خاتمي عليرغم نظامي و غير سياسي بودن واجد شرايط مورد نظر آمريكاييها بود .
آمريكاييها به دو دليل خاتمي را مناسب راي اين كار ميدانستند :نخست اينكه نامبرده توانسته طي ساليان گذشته اعتماد آمريكائيها را نسبت به خود جلب كند و دوم اينكه وی از افراد نزديك به شاه و مورد اعتماد و وفادار به شاه بود و اين هر گونه سوظني را از طرف دربار بر طرف مي ساخت .
هنوز هم معلوم نيست كه شاه چطور از طرح آمريكا ئيها با خبر شد ولي اين امر باعث احساس خطر نمودن شاه از اين ناحيه گرديد گرچه ظاهرا طراحان اين سناريو ، طرح جانشيني خاتمي را براي بعد از مرگ شاه در نظر گرفته بودند ، ولي به راحتي مي شد اين طرح را در زمان حيات وي نيز به اجرا در آورد و اين امر زمينه ساز مرگ مشكوك ارتشبد خاتمي در 21 شهريور 1354 گرديد .ظاهرا بررسي ها در مورد مرگ مشكوك خاتمي به نتيجه اي نرسيد و اعلام شد كه وي هنگام پرواز با گلايدر به صخره بر خورد ه و در درياچه سد دز سقوط مي كند . بعد از مرگ وي داشگاه نيروي هواي درشيراز را به نام محمد خاتمي نام گذاري كردند.
اسداله علم در خاطرات خود در 4 مهر 1354 و در باره مرگ خاتمي مي نويسد:
«شاه راجع به مرحوم خاتمي مسائلي فرمودند كه به نظرم خيلي محرمانه است و بايد با من به خاك برود.»