سنگک

نان سنگك از ديرباز در ايران كهن، پخت مي‌شد و حتي اين داستان، كه زماني در جنوب، چنان هوا گرم شد كه مردم به جاي روشن كردن تنور، خمير را روي تخته‌سنگ‌ها و زير نور خورشيد پخت مي‌كردند، و به اين ترتيب، نان سنگك به وجود آمد، راست نيست.

«يكي از پادشاهان ساساني بيمار شد و پزشك براي درمان وي دستور داد، ناني تهيه كنند كه روي ريگ پخته شده باشد.»

در چگونگي پيدايش نان سنگك، داستان‌هاي زيادي هست كه شايد از ميان ده‌تا يكي درست باشد.

شاطر داوود، در كتاب خود آورده است: «نان سنگك كه از نظر مزه، طعم و همچنين هضم آسان و سلامت، بهترين نان ايران و شايد همه دنيا باشد، از آرد مرغوب و آب خالص و نمك به دست مي‌آيد و خميرترش هم كه در تهيه آن به كار مي‌رود، از همان آرد و آب و نمك درست مي‌شود.

در پخت نان سنگك، به جاي خميرترش، جوش شيرين و يا مواد ديگر نمي‌توان به كار برد و به جز آرد گندم مرغوب، آردهاي ديگر به درد پخت نان سنگك نمي‌خورند.

تاريخچه نان بربري

فارس و ترك و گيلك ندارد؛ بسياري نان بربري را هنگامي كه تازه و برشته و داغ است، با نان و پنير و سبزي دوست دارند.

درباره اين كه چرا نام اين نان بربري است، داستان‌هاي زيادي گفته‌اند، ولي نام حقيقيِ بربري، «قلاج» است و هنگامي كه در پيِ لشگركشي ترك‌هاي عثماني، اين نان به ايران آمد، نام بربري به خود گرفت.

ناني كه نانواهاي ارتش عثماني براي سربازان مي‌پختند، با نان بربري امروز، زمين تا آسمان فرق داشت و از گندم خالص سبوس نگرفته تهيه مي‌شد.

غذاي اصلي سربازان عثماني همان نان قلاج سياه(بربري) بود كه معتقد بودند به آنان نيروي ماوراي انساني مي‌بخشد. در جشن‌ها، كشتي‌گيران و پهلوانان عثماني پيش از به ميدان رفتن، كمي از نان سياه‌مانده كپك‌زده مي‌خوردند كه نيروي‌شان دوبرابر شود.

اين باور، بعدها در ايران ماند و برخي معتقد شدند كه هرچه نان بيشتر بماند و بيات شود، به ارزش غذايي آن افزوده خواهد شد. 

بعدها، بسياري از دامداران براي تقويت دام‌هاي خود، براي نان بيات كپك‌زده، پول بيشتري مي‌دادند و معتقد بودند كه چنين ناني، هم گوشت‌آور است، هم شيرآور. ولي امروزه ، داده‌هاي پزشكي، چنين باورهايي را درست نمي‌داند و قارچ‌ها و كپك ايجاد شده روي نان مانده را براي دستگاه گوارش انسان و جانوران، زيان‌آور مي‌داند


 از:اطلاعات

***********************************************************************