اشك صخره
تقديم به صخره هاي در بند
شبانهنگام ابري طلايي رنگ
بر سينه صخره بزرگ مي آرمد
و در سپيده دمان مي گريزد
و در لاجوردي آسمان شادمانه غرق بازي مي شود
اما
ردپايي نمناك در انحناي صخره پير
به يادگار مي گذارد
صخره،همچنان تنها
و غرق در انديشه اي ژرف ايستاده است
و به آرامي ، اشكهايش در دل صحرا جاري مي شوند........
از:لرمانتف (شاعر روس)
*****************************************************************

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر ۱۳۸۸ ساعت 19:12 توسط یک جهان سومی
|